![]()
روش پيامبر در تربيت جامعه
يك وقت كسى دستور مىدهد يا توصيه مىكند كه مثلاً مردم حسن خلق، گذشت، صبر و استقامت در راه خدا داشته باشند و ظلم نكنند و دنبال اقامه عدل و داد باشند؛ يعنى توصيه، دستور دادن و تعليم دادن مطرح است كه البته كار لازمى است و پيامبر اسلام هم تعليم مىداد و درس معرفت و زندگى به مردم مىآموخت؛ اما يك وقت مطلب از ياد دادن بالاتر است؛ يعنى معلم كارى مىكند و رفتارى در پيش مىگيرد كه اين اخلاق و وظيفه اسلامى، در جامعه، به شكل رنگ ثابت درمىآيد؛ با عقايد غلط مردم، به مقابله برمىخيزد؛ با احساسات جاهلى و تهماندههاى رسوب كرده اخلاق غيراسلامى، مبارزه و مقابله مىكند؛ به جامعه و مردم، شوك وارد مىكند و در مقاطع مناسب و با روشهاى مناسب، كارى مىكند كه فضاى جامعه و محيط زندگى مردم، با اين صفات و اخلاق و روش خوب، كاملاً ممزوج مىشود.
اگر يك جامعه بخواهد رشد كند و اخلاق صحيح اسلامى را در خود به وجود آورد، محتاج همين روش است. شايد در چند آيه قرآن كه «يزكيهم» پس از «يعلمهم» يا قبل از آن اشاره شده است، مراد از تزكيه همين مطلب باشد؛ يعنى پاك كردن، طاهر كردن و پيراسته كردن مردم؛ مثل طبيبى كه به مريض خود فقط نمىگويد اين كار را بكن و اين كار نكن؛ بلكه او را در محل مخصوصى قرار مىدهد و آن چه را كه او لازم دارد، به او مىدهد و مىخوراند و آن چه كه براى او مضر است، از او باز مىگيرد. پيامبر اكرمصلىاللَّهعليهوآ له، چنين وضعيت و روشى را در طول بيست و سه سال نبوت، دنبال مىكرد؛ مخصوصاً در ده سالى كه در مدينه زندگى مىكرد و دوران حاكميت اسلام و تشكيل حكومت اسلامى بود.(3)




