هر کس که با جلال تو عهدی جمیل بست
پیوسته دل به ذکر خوش «یا جلیل» بست
هر زائری که پای ضریحت دخیل بست
بال دعا به بال و پر جبرئیل بست
اینجا فرشتگان خدا بال می زنند
مُهر تو را به نامه اعمال می زنند
ای آنکه نیست از تو کسی سرفرازتر
خوش خوتر و کریم تر و چاره سازتر
نشنیده ایم از تو در خانه بازتر
پیدا نمی شود ز تو مهمان نوازتر
شرمنده ایم از تو و مهمان نوازی ات
ای شهره زمین و زمان چاره سازی ات
ای آستان تو حرم کبریا شده
وی خاک آستانه تو ماسوا شده
ای فرش آستانه تو شهپر ملک
وی خاک راه تو به نظر کیمیا شده
ای کعبه امید خلایق که درگهت
رشک منی و مروه ز لطف و صفا شده
ای زائر حریم تو در بارگاه قدس
مشمول فیض و رحمت بی منتها شده
ای در تو مات چشم خدابینِ اولیا
آیینه تمام نمای خدا شده
معصومه شفیعه تویی اِشفعی لنا
ای شهره در شفاعت اهل بلا شده
گویم مدیح تو که ز لطف تو تاکنون
بر روی من هزار درِ بسته وا شده
گل های طبع من ز نسیم عنایتت
خرم شده، شکفته شده، دل ربا شده
تا بارگاه تو حرم اهلبیت باد
ما را اگر غمی است غم اهلبیت باد








