تاریخ ایرانی نوشت: حکایت یک اشتباه چاپی که اطلاعات را دو روز از نفس انداخت.
«موسسه اطلاعات بدینوسیله بار دیگر از کلیه برادران مسئول در نهادها و ارگانهایی که در امر تهیه و تامین مواد اولیه مورد نیاز روزنامه اطلاعات مثل همیشه نهایت همکاری و محبت را مبذول داشتهاند و میدارند صمیمانه تشکر مینماید، امید آنکه این همکاری و محبت بدون کمترین وقفهای کماکان ادامه داشته باشد.» این پیام تشکر و قدردانی شورای سرپرستی موسسه و شورای سردبیری روزنامه اطلاعات بود در روز شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۲، در اولین شماره پس از سه روز توقف انتشار این روزنامه به دستور امام و آن هم به دلیل اشتباهی تایپی در شمارهای که مقالهای از آیتالله مطهری نیز در آن منتشر شده بود.
سیدمحمود دعایی، مدیرمسوول روزنامه اطلاعات ماجرای توقیف این روزنامه را چنین شرح داده است: «یک روز صبح در سال ۶۲ من در دفتر کارم نشسته بودم و مشغول تنظیم تیترهای روزنامه اطلاعات بودم و آن را آماده میکردم که آقای انصاری از جماران زنگ زد و گفت که امام فرمودند تا اطلاع ثانوی اطلاعات چاپ نشود. برای من خیلی تکاندهنده بود. روزنامه اطلاعات توقیف بشود آن هم با امر قاطع امام خمینی. طبیعتاً میبایست سوءتفاهمی پیشآمده باشد که تبعاً مسألهای قابل حل است.
موفق به تماس گرفتن با امام نشدم. آزردگی و ناراحتی ایشان در حدی بود که مجال نمیدادند برای توضیح خدمت ایشان برسم. نزد آقای خامنهای که آن موقع رئیسجمهور و سپس نزد آقای هاشمی که رئیس مجلس بودند رسیدم و ماجرا را تعریف کردم. آنها هم از اتفاقی که افتاده بود ابراز تأسف کردند و به دلیل اصرار من و لطف و علاقهای که به من داشتند سعی کردند که تماس بگیرند. افسردگی و آزردگی امام در حدی بود که برای تنبیه کردن من و نشان دادن قاطعیت جدی حتی به آنها هم اجازه ندادند که تماس بگیرند. ما ریشهیابی کردیم و بالاخره معلوم شد که تصادفاً آن روز صفحات لایی روزنامه در منطقه تجریش و جماران توزیع نشده بود.
ماجرا از این قرار بود که روزنامه دو بخش داشت: صفحات رویی و صفحات لایی. صفحات لایی از قبل تدارک دیده میشد یعنی شب چاپ میشد و صبح آماده بود. اما صفحات رویی که هشت صفحه بود و اخبار مهم روز و لحظهای را داشت، در روز تنظیم میشد و در آخرین لحظات یعنی حدود یک یا دوی بعد از ظهر از چاپ بیرون میآمد.
صبح آن روز وقتی ما آمدیم دیدیم در صفحات لایی که روز قبل چاپ شده است عبارتی چاپ شده که غلط چاپی زشتی در آن وجود دارد. طبیعتاً انتشار آن به مصلحت نبود. ما لایی را جمع کردیم. تعداد زیادی لایی جمع شد. طبیعتاً اینها میبایست خمیر بشود و لایی دیگر چاپ گردد. معمولاً برای تسریع در امر توزیع روزنامه، روزنامهفروشها صبح میآمدند لایی را میبردند و ظهر هم رویی را، و بعد از ظهر هم لایی و رویی را با هم تلفیق و توزیع میکردند.
دوستان همت کرده بودند و لاییها را از روزنامهفروشیها پس گرفته بودند تا اصلاح شدهای آن توزیع شود، اما با وجود اینکه لاییهای اصلاح شده حاضر بود، به دلیل حساسیت منطقه تجریش و جماران شاید اصلاح شدهها را به آنجا نفرستاده بودند تا نکند یک وقت در لایی اصلاح شده هم نسخهای از همان قبلیها باشد. یا شاید به دلیل شلوغی و آشفتگی آن روز و نیز خلاف روال بودن این کار، رانندهها لاییهای جدید را به جای لاییهای قبلی به این منطقه نبرده بودند. این احتمال قویتر بود و قبلاً هم در مواردی این امر برای مناطق دیگری اتفاق افتاده بود. البته احتمال هم داده میشد که دستی برای خرابکاری بود تا نگذارد آن روز در آن منطقه، روزنامه اطلاعات به درستی توزیع شود.
ما معمولاً برای دفتر امام روزنامه هر روز را با پیک میفرستادیم. به خاطر همین جریانات، آن روز، روزنامه دیر از چاپ بیرون آمد. امام هنگام مطالعه دیدند که روزنامهها نیامده است. توصیه کردند که کسی برود روزنامه را بگیرد و بیاورد. وقتی از بیرون روزنامه را آوردند دیدند که روزنامهفروش فقط صفحههای رویی روزنامه را داده است. وقتی ما هم روزنامه را فرستادیم امام حساس شدند و این سؤال برایشان پیش آمد که چرا روزنامهای که لایی ندارد چاپ شده است. یکی از مسئولین دفتر را به دنبال روزنامه فرستادند. آن فرد مسئول به تجریش آمده بود و دیده بود روزنامهها لایی ندارند. از آن طرف به اقدسیه رفته بود و دیده بود در آنجا هم لایی ندارند. اما وقتی به پایینهای شهر رسیده بود متوجه شد که روزنامههای اطلاعات با لایی توزیع شده است. امام ناراحت شدند و گفتند: چرا این روزنامه با این شکل به دست من میرسد و با روزنامههایی که در سطح شهر پخش میشود فرق دارد.



نقل قول



