براى نمونه مبارزه با انحراف جنسى كه در روزگار رسالت حضرت لوط دامنگير جامعه شده بود برنامه اصلاحى آن حضرت را شكل مى دهد. حضرت مى كوشد تا مردمانى را كه در زندگى از قانون فطرى ازدواج سر برتافته و به كژراهه افتاده اند به پذيرفتن دستورها و آيينهاى دينى متعهد كند.43
حضرت يوسف در روزگارى كه جامعه با تنگناهاى اقتصادى و مالى روبه رو مى شود با الهام و تأييد خداوند مديريت و وزارت اقتصادى جامعه را بر عهده مى گيرد و اقتصاد درهم ريخته جامعه را سامان مى دهد. توفيق حضرت يوسف در سامان دادن به امور اقتصادى و بر آوردن نيازهاى مالى مردم سبب شد مصريان آيين او را بپذيرند و به آن گردن نهند.44
حضرت شعيب در شهر مدين نزديك پايتخت مصر با فراگير شدن كم فروشى و فريب در خريد و فروش رو به رو مى شود كه آفت و پديده اى است جديد در جامعه متمدّن آن روز بشر.براى از بين بردن اين ناهنجارى اقتصادى در جامعه قانونها و آيينهايى براى سامان دهى و نظام بازار در رسالت حضرت شعيب گنجانده مى شود:
(و الى مدين أخاهم شعيباً قال… و يا قوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط و لا تبخسوا الناس أشياءهم و لا تعثوا فى الارض مفسدين).45
اى قوم پيمانه و ترازو را به درستى و راستى و داد بپيماييد و بر سنجيد و در زمين تباه كارى و فساد نكنيد.
كم كم كه اجتماع بشر شكل كامل ترى از تمدّن و پيشرفت پيدا مى كند ساحتى از دين كه مربوط به زندگانى و گونه امرار معاش و پيوستگيهاى گوناگون مردم با يكديگر است گسترش مى يابد و قانونها و احكام شريعت افزوده مى شود.
در پيامبرى حضرت موسى نخستين پيام وحى حركت براى رهايى جامعه از سلطه جابرانه فرعون است.46




نقل قول
