نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: خاطرات سردار صفوی از مرحوم حاج احمد آقا و حاج حسن خمینی در جبهه‏

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,215
    تشکر
    4,056
    مورد تشکر
    5,952 در 2,420
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar.


    حاج سید احمد آقا برادر خیلى خوبى براى سپاهی ها بودند

    حادثه‏اى را از زمان شکستن حصر آبادان بگویم. امام در همان اوایل جنگ فرمان قاطعى صادر کردند براى شکستن حصر آبادان و آن زمان هنوز بنى‏صدر عزل نشده بود و هیچ انگیزه‏اى هم بنى‏صدر براى اینکه فرمان امام را انجام بدهد نداشت. و یک جوّ بدى هم بنى‏صدر در جبهه‏ها بوجود آورده بود و هیچ میدانى هم به نیروهاى حزب‏اللهى نمى‏داد. تا زمانى که بنى‏صدر از فرماندهى کل قوا و بعد هم از ریاست جمهورى عزل شد. تاریخ دقیقش در ذهنم نیست، بعداز عزل بنى‏صدر با تغییراتى که در وضعیت ارتش داده شد، وضع جبهه‏ها عوض‏ شد و ما عملیات شکستن حصر آبادان را که یک کار بزرگى بود، با حضور مقام معظم رهبرى که آن زمان نماینده امام در شوراى عالى دفاع و سخنگوى شوراى عالى دفاع بودند و با حضور آقاى هاشمى رفسنجانى و طرح سپاه که حضرت امام نیز این طرح را تایید کردند و همین طرح باعث شکسته شدن حصر آبادان شد.

    از اواخر جنگ بیشتر براى شما بگویم. در مسئله فتح فاو که امام بعد از عدم موفقیت عملیات بدر، فرمودند از هم اکنون بروید خودتان را براى عملیات بعد آماده کنید و مطمئن باشید که پیروزید. ما براى فتح فاو باز با راهنمایى حاج سید احمد آقا وقت ملاقات را از امام گرفتیم، ده روز قبل از عملیات فاو. به اتفاق فرماندهان خدمت امام رسیدیم. و نقشه را هم خدمت امام بردیم، حاج سید احمد آقا هم نشسته بودند. کل عملیاتى که مى‏خواستیم در فاو انجام بدهیم شرح دادیم، امام و حاج سید احمد آقا گوش مى‏دادند.

    با اینکه خوب خیلى پیچیدگى داشت. و امام در همان جلسه باز جملاتى فرمودند در اینکه فرمانده کل قوا اصلًا خداست، شما بروید و مطمئن باشید که پیروزید. خوب همین تشکیل جلسه خدمت امام که با راهنمایى حاج سید احمد آقا و بردن پیام امام به جبهه‏ها یک تقویت روحى بزرگى بود. امام در عملیات فاو پیام دادند. ما گزارشات فاو را مى‏دادیم خدمت آقاى حاج احمد آقا. و این جورى بود که چه در فاو و چه در عملیات کربلاى پنج، ما یک نقشه عملیات را داده بودیم خدمت حاج احمد آقاو آقاى انصارى و رویش هم شماره‏گذارى کرده بودیم. که مثلًا مى‏گفتیم الان ما نقطه فلان هستیم.

    نقطه شماره سیزده هستیم. این نقطه شماره 13 داخل تلفن مى‏گفتیم، آنها روى نقشه پیدا مى‏کردند. یعنى مى‏دانستند ما چقدر الان پیشروى کرده‏ایم، کجا هستیم. و مثلًا اتاق حاج سید احمد آقا یک نقشه‏اى بود، پیشروى و حوادث را با تلفن مى‏گفتیم از روى نقشه مى‏فهمیدند که ما کجا هستیم. و گزارشات دقیق چه در عملیات فاو و چه در کربلاى پنج مى‏رسید و ایشان گزارشات را خدمت امام مى‏برد. و همان پیامى هم که امام براى فتح فاو دادند من واقعاً چون یادم هست اصلًا به انداز ده لشکر قوت ایجاد کرد. چون هشتاد شبانه روز جنگ بادوام در فاو بود. هشتاد شبانه روز جنگ بود. و ارتباطى که ایشان داشتند، وتقویت ایشان، من اینها را به این خاطر مى‏گویم که یادداشت بکنید. بعضى‏ها مى‏گفتند اصلًا امام نمى‏دانند در جنگ چه مى‏گذرد.

    از جنگ امام مطلع نیستند. در حالیکه توسط حاج سید احمد آقا امام در جزئیات جنگ بودند و ما از امام تقاضاى دعا مى‏کردیم و مى‏گفتیم اینجور شده. و امام واقعاً مثل اینکه شبها بیدار مى‏ماندند. و در جریان جنگ بودند. بعضى‏ها و دشمنان مى‏گفتند، امام اصلًا در جریان جنگ نیست. در حالیکه امام کاملًا توسط حاج احمد آقا در جریان جنگ قرار مى‏گرفتند.

    و البته آقاى هاشمى چون فرمانده جنگ بودند، گزارشات هم از طریق ایشان مى‏رفت ولى ما یک ارتباط مستقیم هم داشتیم.و باز در عملیات کربلاى پنج عبور از شلمچه و رسیدن به نزدیک بصره، چند تا پیام‏شفاهى بود آن هم عملیات بسیار سخت و پیچیده‏اى بود که به لطف خدا پیشروى بسیار بزرگى شد. منطقه بزرگى از شرق بصره به تصرف در آمد. چند تا پیام تلفنى حاج سید احمد آقا از قول امام به ما دادند و ما داخل بى‏سیمها پیامها را مى‏گفتیم این پیامهایى که امام مى‏فرمودند واقعاً روحى بزرگى براى رزمندگان اسلام براى سپاهیها براى بسیجیها مى‏آفرید.

    واقعاً حاج سید احمد آقا برادر خیلى خوبى براى سپاهیها بودند. و سپاه را برادر خودشان و ما هم ایشان را به عنوان یک برادر مى‏شناختیم و مى‏شناسیم. و ایشان در تقویت سپاه پاسداران نقش بسیار مهمى را ایفاء کردند. اساس سپاه را امام بنیان گذاشتند، ولى در تقویت سپاه پاسداران و آن حکمى که حضرت امام در تشکیل نیروهاى سه‏گانه سپاه پاسداران دادند، ایشان نقش بزرگى داشتند. تصمیم را امام مى‏گرفتند و فرمان را امام صادر مى‏کردند، و این بزرگوار یک روابط عاطفى و صمیمى با برادرهاى بسیجى و سپاهى داشتند. هر ملاقاتى که براى رزمندگان مى‏خواستیم بگیریم، استقبال مى‏کردند. فقط کافى بود ما زنگ ب‏زدیم این پاسداران مى‏خواهند بیایند، این رزمندگان این بسیجیان مى‏خواهند بیایند.

    مثلًا ما در عملیاتى که منجر به تصرف شهر حاج عمران شد، حاج عمران روبروى شهر پیرانشهر ما هست، یک برادر بسیجى به اسم جاویدى که فرمانده‏گردان بود، اهل جهرم فارس، یک هفته در محاصره بود و بعد از یک هفته محاصره را شکست. ما خواستیم براى ایشان وقت ملاقات بگیریم و حاج سید احمد آقا وقت ملاقات دادند و ما این بسیجى را خدمت امام بردیم و امام بزرگوارمان پیشانى این بسیجى را بوسید.

    خیلى براى ما عجیب بود. و این شهید جاویدى هم که بعداً به شهادت رسید، دست امام را بوسید و پیشانى امام را بوسید.
    من مى‏خواهم بگویم که حاج سید احمد آقا واقعاً یار پاسداران و بسیجیان، یار رزمندگان جبهه‏هاى نبرد بودند.

    حاج سید احمد آقا داخل تلفن آنچنان به ما روحیه مى‏دادند و مى‏گفتند که حواستان باشد ما الان که قطعنامه را پذیرفته‏ایم چه مى‏شود و واقعاً آن نظر امام را، آن فکر امام را به ما منتقل مى‏کردند چون در آن اواخر جنگ هم، درست است که ما مناطقى را از دست داده بودیم ولى عراقیها که حمله کردند، چند روز طول نکشید که لشکرهاى سپاه، عراقیها را شکست سختى دادند وآنها را به مرزهاى بین‏المللى رساندند و حتى خواستیم باز تعقیب بکنیم که دیگر امام اجازه ندادند.

    من این را مى‏خواهم بگویم که از اول جنگ تا آن روزهاى آخر بدلیل اینکه از اوضاع جبهه‏هاگزارش دقیق مى‏دادیم وایشان نظر امام را منعکس مى‏کردند، امام را ما حاضر در صحنه مى‏دیدیم. و گزارشات آخرین ساعات جنگ را هم مى‏دادیم تحویل حاج سید احمد آقا مثل اینکه در آخرین وضعیت جبهه‏هاى نبرد قرار مى‏گرفت. و ایشان با یک هوشیارى بالا، با یک اخلاص بالا به امام گزارش مى‏کردند

    حاج حسن آقا (فرزند مرحوم حاج احمد آقا)در زمان جنگ اکثر اوقات در جبهه‏ها بود و این موضوع را کسى شاید نمى‏داند. ولى ما مى‏دانیم. و این افتخار براى امام و حاج احمد آقاست که فرزندشان را مى‏فرستادند داخل جبهه‏هاى نبرد. آنهایى که مى‏گفتند بچه‏هاى مسئولین در جبهه‏ها نیستند من شهادت مى‏دهم که فرزند حاج سید احمد آقا، حاج سید حسن در جبهه‏هاى نبرد بودند. در آن خط مقدم. فرزند مقام معظم رهبرى، هر دو نفرشان را من در جبهه‏ها مى‏دیدم. فرزندان آقاى هاشمى هم در جبهه‏هاى نبرد بودند ما اینها را براى مردم مى‏گوییم که بعضى‏ها باور نمى‏کنند که احمد آقا، پسر جوانش را در جبهه‏هاى نبرد بفرستد.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  2. تشكر

    نرگس منتظر (25-09-2011)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi