ضرورت تسلّط بر اصول و مبانی اعتقادیمطالعه و تحقیق در اعتقادات و فراگیری اصول اعتقادی نیز ضروری است. همه، مخصوصاً جوانان باید در اعتقادات مجتهد باشند؛ یعنی به اندازه کافی در این زمینه تحقیق و مطالعه کنند و بیا بتوانند با بارائه برهان و بیان استدلال محکم و قوی، از مبانی اعتقادی تشیع دفاع نمایند.
در جنگ نرم نیز با دو ابزار و سلاح مهم به پیکار با جوانان عزیز ایرانی میپردازند:
اوّل: با شبکههای مبتذل ماهوارهای و سایتهای اینترنتی به گسترش فساد اخلاقی میپردازند و بیبند و باری را در بین جوانان ترویج میکنند. با کمال تأسف باید گفت: در این زمینه موفق بودهاند و همه هم بی تفاوتند.
دوم: شبهات رنگین و زرق و برق داری در ذهن جوانان ایجاد میکنند. رسانههای فراوانی به صورت شبانهروزی علیه اسلام، تشیع و روحانیت فعالیت میکنند.
با این اوصاف، چه کسی میتواند در این جنگ نرم پیروز شود؟ کسی که یا عالم و یا متعلّم باشد و در هر دو صورت، به دین اسلام آشنایی کامل داشته باشد. چهل مسئله تشیع را با اجتهاد بداند و معنای اجتهاد ایناست که با دلیل بداند و اگر هم شبههای در ذهن او پدید آمد، بتواند شبهه را رفع کند.

اجتهاد در اعتقادات، از نماز و روزه واجبتر است. از رفتن به مکّه و انجام حج، که همه مشتاق آن هستند، واجبتر است. از طواف خانه خدا در محضر رسول گرامی«صلیاللهعلیوآل هوسلّم»، والاتر است. ولی متأسّفانه همه در این زمینه کوتاهی میکنند و با کوتاهی خود، راه سقوط را طی میکنند.
جوانان عزیز! آگاه باشید که پس از این همه تأکید قرآن و عترت بر ضرورت تعلیم و تعلّم و بعد از اتمام حجّتی که مکرراً در این زمینه شده است، در قیامت عذر کسی پذیرفته نیست. نه عذر خود جوانان که در اثر کوتاهی، منحرف و بیدین شدهاند پذیرفته میشود و نه عذر پدر و مادر آنان که در زمینه دینداری آنان کوتاهی کردهاند را خداوند میپذیرد و اگر کسی منحرف شد، جایگاهی به جز جهنّم نخواهد داشت.
ملائکه غضب، هنگام مرگ این افراد میآیند و با تازیانه آتشین، جان آنان را میگیرند و میپرسند: دین شما در دنیا چه وضعیتی داشت؟ آنان میگویند ما در این زمینه ناتوان بودیم. خطاب میشود: چرا جاهل بودید؟ چرا وقتی میتوانستید یاد بگیرید به دنبال آن نرفتید؟چرا در اعتقادات، مجتهد نشدید؟ چرا در شبانه روز یک ساعت عمر خود را صرف فراگیری اعتقادات نکردید تا ناتوان نباشید؟ چرا در اثر ناتوانی علمی، شبهه دشمن را پذیرفتید و منحرف شدید؟
قرآن کریم میفرماید: جان این افراد را میگیرند و آنان را به جهنّم برزخی میبرند که بد جایگاهی است.
«إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمی أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیراً» [4] ؛ کسانی هستند که فرشتگان جانشان را می ستانند در حالی که بر خویشتن ستم ، کرده بودند از آنها می پرسند : در چه کاری بودید ؟ گویند : ما در روی زمین مردمی بودیم زبون گشته فرشتگان گویند : آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن مهاجرت کنید ؟ مکان اینان جهنم است و سرانجامشان بد.
خلقت آسمانهای هفتگانه و زمین هفتگانه برای چیست؟ «لتعلموا»، یعنی اگر از ما بپرسند هدف از خلقت عالم وجود چیست؟ بر اساس این آیه پاسخ میدهیم: علم، عالم، متعلّم و تعلیم و تعلّم