
ملاحظه دوم
برخى از آیات صفح که به نظر استاد منسوخ شدند، به طور مطلق، امر به صفح نکرده است بلکه مغیّى به غایت مىباشد.مثل آیه 109/بقره(... فاعفوا و اصفحوا حتّى یأتى الله بامره.)که فرمودند به وسیله آیه 29/توبه:«قاتلوا الذین لا یؤمنون بالله...)نسخ شده است.
ما در پاسخ مىگوییم:
اولا، آیه(قاتلوا الذین لا یؤمنون بالله)در سوره توبه است و سوره توبه در اوج قدرت مسلمانان نازل شده است.حتى بعضىها آن را آخرین سورهاى مىدانند که بر پیامبر اکرم(ص)نازل شده است.و این در حالى است که آیه«فاعفوا و اصفحوا حتى یأتى الله بامره»در سوره بقره است.و سوره بقره اولین سورهاى است که در مدینه بعد از هجرت پیامبر(ص)نازل شده است.
بدیهى است که مسلمانان در سال اوّل هجرى که هنوز حکومتى تشکیل نداده بودند، در مقابل طوایف قدرتمند یهود-که از لحاظ اقتصادى نیز بازارهاى آن روز را در اختیار خود داشتند-در ضعف و ناتوانى بودند.ولى در سالهاى آخر عمر پیامبر اکرم(ص)که سوره توبه نازل شده بود، مسلمانان در اوج قدرت خود به سر مىبردند و همین مقدار اختلاف در ضعف و قوّت، براى رفع تناقض این دو آیه کافى است.و نیازى به قول به نسخ نیست.
ثانیا، آنچه که در باب غایت به نظر صحیحتر مىرسد، آن است که حکم مغیّى به غایت مجهول، همانند حکم مغیّى به غایت معلوم، (مثل اتموا الصیام الى اللیل)از باب نسخ نیست.چون نسخ در آنجایى است که حکم، مطلق و از حیث ظاهر، مستمرّ باشد؛ولى آنجا که پاى غایت-چه غایت معلوم و چه مجهول-به میان بیاید، حکم داراى وقت مىشود و حکم وقتدار، استمرار ندارد و در نتیجه نسخ را در آن راهى نیست.
جلال الدین سیوطى در همین مورد، در کتاب الاتقان مىگوید:
«ذکر جماعة انّ ما ورد فى الخطاب مشعرّ بالتوقیت و الغایة مثل قوله فى البقرة(فاعفوا و اصفحوا حتى یأتى الله بامره)محکم غیر منسوخ لانّه مؤجّل بأجل و المؤجل باجل لا نسخ فیه.» (9)
علاوه بر آن که با وجود غایت، بین آیه مغیّى و آیهاى که در مقابلش وارد شده است، تعارض تامّ وجود ندارد تا قائل به نسخ شویم.و روشن است کهنسخ در جایى است که بین دو آیه تعارض تامّ باشد.از همه اینها گذشته، استاد، خود در پاسخ به کسانى که آیه 109/یونس(و اصبر حتى یحکم اللّه) را منسوخ به آیه سیف دانستند، چنین مرقوم داشتند:
«کانت آیة السیف بالنسبة الى هذه تحقیقا للوعد و الوفاء بالوعد لیس نسخا.» (10)
مسلّم فرقى بین این دو نمونه آیه با آیه مورد بحث نیست.زیرا در هر دو مورد، حکم اول مغیّى به غایت مىباشد و بعد از غایت در هر دو آیه، با فعل مضارع بیان شده است؛یعنى در سوره یونس(حتى یحکم اللّه)آمده است و در سوره بقره (حتى یأتى اللّه بامره).با این توضیح مىتوان آیه سیف را وفا به وعدهاى دانست که در سوره بقره وارد شده است.و چنانچه، خود استاد اذعان دارند، وفاى به وعده، نسخ نیست.
اما آنچه را که استاد در مورد آیه 13/مائده
(فاعف عنهم و اصفح...)فرمودند که به وسیله آیه 29 سوره توبه نسخ شده است، مىگوییم:
(البته با توجه به این که هر یک از سورههاى توبه و مائده، در زمان قدرت مسلمانان نازل شدهاند، ما تکیه بر جواب اول نمىکنیم؛بلکه از راه دیگرى پاسخ مىگوییم و آن عبارت است از این که):
اولا، سوره توبه، طبق قول صحیحتر پیش از سوره مائده نازل شده است.و سوره مائده آخرین سورهاى مىباشد که بر پیامبر نازل گردید.و معنى ندارد آیهاى که در زمان گذشته، نازل شده است، ناسخ آیهاى باشد که بعدا نازل مىشود.با این بیان، آیه 29/توبه که قبلا نازل شده است، نمىتواند ناسخ آیه 13/مائده باشد که بعدا نازل گشت.قطعا آیه منسوخ باید قبل از آیه ناسخ نازل شده باشد.
علامه طباطبائى نیز در مشابه همین قضیّه، در مقابل کسانى که آیه 10/ممتحنه را ناسخ آیه 221/بقره پنداشتند، مىفرماید:
«...على انّ سورة البقرة اوّل سورة نزلت بالمدینة بعد الهجرة و سورة الممتحنة نزلت بالمدینة قبل فتح مکه و سورة المائدة آخر سورة نزلت على رسول اللّه ناسخة غیر منسوخة و لا معنى لنسخ السابق اللاحق.» (11)
ثانیا، ما روایات خاصهاى در دست داریم که بیانگر این است که در سوره مائده، آیه منسوخه، نداریم.بلکه آیات این سوره همه محکم هستند.
علامه طباطبائى در همین مورد مىگویند:
«لم یختلف اهل النفاق انها آخر سورة مفصلّة نزلت على رسول اللّه(صلى اللّه علیه و آله و سلم) فى اواخر ایّام حیاته و قد ورد فى روایات الفریقین انها ناسخة غیر منسوخة.» (12)
ما به عنوان نمونه به یکى دو مورد از روایات اشاره مىکنیم.
1-عن على(علیه السلام):«کان القرآن ینسخ بعضه بعضا و انّما یؤخذ من رسول اللّه بآخره و کان من آخر ما نزل علیه سورة المائدة فنسخت ما قبلها و لم ینسخها شئ...» (13)
2-قال رسول اللّه(صلى اللّه علیه و آله و سلم): «المائدة من آخر القرآن تنزیلا، فاحلّوا حلالها و حرّموا حرامها.» (14)
بنابر این، پذیرفتن این مطلب که آیهاى از آیات سوره مائده نسخ شده باشد، غیر قابل قبول است.