آگاهي به مدلول صحيح آيات
آگاهي به مدلول آيات از مهمترين عوامل فهم صحيح نسخ در آيات قرآن ميباشد. شايد خلط مباحث تخصيص، تقييد، استثنا و ... . با نسخ، از عدم آگاهي به مدلول صحيح آيات نشأت گرفته باشد.در اين قسمت بررسي دقيقتري در اجزاء متشكله آن صورت ميگيرد:
الف: فهم مجمل. همانطور كه در كتب مختلف علوم قرآني مذكور است، در پارهاي از آيات قرآن اجمال وجود دارد و از معني ظاهري آن نميتوان مدلول حقيقي را دريافت و براي فهم اين اجمال نيازمند قرائني اعم از عقلي و غير عقلي (نص، اجماع و...) هستيم. يكي از عوامل اجمال، اشتراك در الفاظ است (زركشي 2/209). مانند آيه «والليل اذا عسعس»(تكوير، 17) كه واژه «عسعس» به معاني «اقبال و روي آوردن» و «ادبار و روي برگرداندن» آمده است. انتخاب هر يك از دو معني نيازمند قرائني است.
بعضي از دانشمندان به نقل از ابن مسعود، آيه سيف: «فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم...»(توبه، 5) و آيه جهاد را ناسخ آيه آزادي عقيده: «لا اكراه في الدّين...»(بقره، 256) ميدانند (آلوسي، 3/11؛ النحاس، 76) و بعضي به مخالفت با اين نظر برخاستهاند (شبّر، 79؛ معرفت، 2/320؛ خويي، 307). دقت در آيه نشان ميدهد كه واژه «اكراه» از نظر لغت شناسان، در دو معني «نا خوشايند بودن» و «اجبار» در مقابل «اختيار» به كار ميرود. بالطبع، پذيرش معناي «اجبار» محل مناسبي براي قبول نسخ در آيه خواهد بود، لكن قرائني كه مؤيد ترجيح اين معني بر معني دوم باشد، وجود ندارد (خويي، 306). زيرا دين الهي مبتني بر فطرت برخاسته از عمق جان آدمي است و خداوند امر دين را بر اجبار جاري نميسازد و بر اساس آيه شريفه «فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر»(كهف، 29)، بناي دين را بر اختيار گذاشته است (شبّر، 79؛ معرفت، 2/320). بعضي نيز روايات سبب نزول اين آيه را به عنوان شاهد به مدد گرفتهاند، تا عدم وقوع نسخ در آيه را اثبات نمايند (طبرسي، 2/364).
ادعاي نسخ آيه إتيان فاحشه: «واللاتي يأتين الفاحشة من نسائكم فاسشهدوا...»(نساء، 15) با آيه «واللذان يأتيانها منكم فآذوهما...»(نساء، 16) نيز به دليل اشتراك لفظي در واژه «فاحشه»، به اختلاف منجر شده است. بعضي از كلمه «فاحشه» معناي خاص (لواط) را اراده كرده، قائل به عدم وقوع نسخ در آيه هستند (خويي، 311). و بعضي معناي عام (زنا) را اراده كرده، قائل به نسخ آيه شدهاند. (النحاس، 93؛ زرقاني، 2/160؛ معرفت، 2/301،جصاص، 3/41). ضمن آنكه در مورد آيه ناسخ نيز اختلاف نظر وجود دارد، و اكثر مفسران معتقد به وجود نسخ آيه مذكور با آيه دوم از سوره نور؛ يعني «الزانية والزاني فاجلدوا كل واحد منهما مأة جلده...» ميباشند(معرفت، 2/301).
نسخ آيه «فاعفوا واصفحوا حتي يأتي الله بأمره..»(بقره، 109) با آيه شريفه «قاتلو الذّين لا يومنون بالله و لا باليوم الآخر و ...»(توبه، 29) نيز بدليل اشتراك در واژه «امر» محل اختلاف است (خويي، 288؛ النحاس، 26؛ معرفت، 2/313). برخي از مفسران مانند علامه طباطبائي (ذيل آيه 109 بقره)، امر را به معني حكم شرعي در زمينه جهاد، و برخي چون آية الله خويي (همانجا) امر را به معني تقدير و سرنوشت گرفتهاند.
ب: توجه به سياق جمله. هر محقق با تأمل در سياق آيه، از جهت مفهوم، موضوع، وجود يا عدم وجود منافات مفهومي كلي و جزئي، مماثلت يا تغاير جزئي و تام و مشخص كردن هر يك از امور مزبور گامي اساسي در صحت شناخت نسخ برداشته، استحكام استنباط خويش را تضمين مينمايد.
با دقت در سياق آيات ناسخ و منسوخ به مواردي بر ميخوريم كه غفلت از آن، موجب اشتباه در استنتاج و فهم منسوخ از ناسخ خواهد بود.
گاه بين دو آيه، هيچ گونه منافاتي وجود ندارد، بلكه يكي مبين و مفسر ديگري است. گاه منافات كلي و گاه جزئي ميباشد. از طرفي ممكن است مفاد دو آيه، مماثل يكديگر بوده، اما تغاير ظاهري داشته باشند، در حاليكه نسخ زماني محقق ميشود كه منافات و تعارض، حقيقي و كلي و مطلق باشد (معرفت، 2/275؛ زرقاني، 2/275)، و در منافات جزئي، حكم تخصيص، صادقتر از نسخ ميباشد، دريافت ناقص از مدلول آيه چه نتايجي را در بر خواهد داشت؟ تعدد آيات منسوخه در كتب مختلف متقدمين، پاسخ پرسش را خواهد داد.
بعضي آيه «ءانما الصدقات للفقراء والمساكين..»(توبه، 60) را ناسخ آيه انفاق: «يا أيها الذين آمنوا أنفقوا مما رزقناكم ...»(بقره، 254) ميدانند 4 حال آنكه با يكديگر منافاتي ندارند، زيرا تشريع انفاق در راه خدا ثابت و دائمي است و در اسلام عملي پسنديده است و زكات نيز واجب است و هر گز منافاتي بين استحباب و وجوب وجود ندارد.
منافات جزئي بين دو آيه نيز موجب نسخ نيست، بلكه مشمول تخصيص است. لذا ادعاي نسخ آيه غض: «و قل للمؤمنات يغضضن من ابصار هن و يحفظن فرو جهن و لا يبدين زينتهن...»(نور، 31) با آيه قواعد: «والقواعد من النساء اللاتي لا يرجون نكاحا فليس عليهن جناح ان يضعن ثيابهن»(نور، 60) درست نيست؛ چرا كه يكي اخص از ديگري است و خاص نميتواند ناسخ عام باشد. از اين مقوله است ادعاي نسخ آيه «و ليست التوبه للذين يعملون السيئات حتي إذا حضر أحدهم الموت...»(نساء، 18) با آيه «إنّ الله لا يغفر أن يشرك به و يغفر مادون ذلك...»(نساء، 48)، و نيز نسخ آيه «يا ايها الذين آمنوا اتقوالله حق تقاته. ..»(آل عمران، 102) با آيه شريفه «فاتقوالله ما استطعتم...»تغابن، 16).
در اينجا لازم است نكته ظريفي را كه يكي از محققين معاصر به آن اشاره كردهاست، متذكر شوم. وي ميگويد: «منافات كلي بين دو آيه بايد يقيني باشد و اين يقين حاصل نميشود مگر به موجب نصي از معصوم، چون قرآن داراي ظاهر، باطن، محكم و متشابه است و وقوف به حقيقت آيه ولو آيات محكم كار آساني نيست»(معرفت، 2/289).
در بعد مماثلت نيز، فهم ضمني يا اطلاق تماثل و تشابه بسيار اهميت دارد. مثلاً نسخ آيه صيام: «كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم..»(بقره، 183) با آيه «أحل لكم ليلة الصيام الرفث الي نسائكم...)(بقره، 187) موقعي ميسر است كه منظور و هدف آيه، تشبيه روزه مسلمين به روزه امّتهاي گذشته از تمام جهات باشد، نه تشبيه در اصل وجوب يا شباهت در بعضي جوانب. آنانكه به اين بعد آيه توجه نداشتهاند، آن را جزء آيات منسوخه ذكر كردهاند (النحاس، 24؛ سيوطي، الاتقان، 2/22) و در مقابل، محققين معاصر، نسخ آيه را نپذيرفتهاند (معرفت، 2/315؛ زرقاني، 2/155؛ خويي، 300).
ج: توجه به زمان و موضوع حكم. از نكات مهمي كه غفلت از آن، برداشت نا صحيح از آيات قرآن را در مورد نسخ در پي خواهد داشت، توجه به زمان و موضوع حكم، در آيات است. چنانچه حكم سابق به زمان معين و صريحي محدود باشد، با اتمام مدت، حكم به خودي خود مرتفع خواهد شد و نيازي به نسخ نخواهد بود. مثلاً بنابر آيه «فقاتلوا التي تبغي حتي تفيء الي امر الله..»(حجرات، 9) حكم قتال، با باز گشت ستمگر به فرمان خداوند بر طرف خواهد شد. پس آيه از شمول نسخ خارج است.
بعضي اين مطلب را در بحث از تعريف نسخ و در توجيه جامع افراد و مانع اغيار بودن تعريف خويش، مطرح ساختهاند5(زرقاني، 2/73) و برخي ديگر در مبحث شرايط نسخ از آن سخن گفتهاند (معرفت، 2/276). ناگفته نماند چنانچه شارع حكم را مطلق و مشروط به بيان جديد كرده باشد، حكم اول ثابت است و با آمدن حكم جديد مصداق نسخ موجود خواهد بود، مانند آيه شريفه «واللاتي يأتين الفاحشه من نسائكم... أويجعل الله لهن سبيلا»(نساء، 5).
توجه به موضوع حكم و ثبات آن نيز از شرايط تحقق نسخ است. در مواردي كه موضوع حكم تغييركند، حكم نيز تغيير خواهد كرد و در نتيجه مصداق نسخ نخواهد بود. لذاآيه شريفه«الا الذين تابوا وأصلحو و بينوا... .»(بقره، 160) نميتواند ناسخ آيه شريفه «ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات والهدي .. من بعد ما بيناه للناس فيالكتاب، اولئك يلعنهم الله...»(بقره، 159) باشد (معرفت، 2/277).
از طرفي ممكن است موضوعات دو آيه با يكديگر مخالف بوده يا با شرايطي در حيطه نسخ واقع شود. دقت در اين امر نيز ضروري است. مثلاً نسخ آيه «فان انتهوا فان الله غفور رحيم»(بقره، 192) با آيه سيف: «فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم»(توبه، 5) در صورتي صادق است كه مراد از «انتهوا» انتهاي قتال و جنگ باشد. اگر مقصود از آن به پايان رسيدن شرك با قبول اسلام باشد، آيه محكم خواهد بود(معرفت، 2/317).
د: توجه به بعد تشريع. اكثر علماي علوم قرآن متفق القولند كه نسخ در مورد اخبار صادق نيست و به بعد تشريع و قانونگذاري ارتباط دارد (زرقاني، 2/108؛ الجبري، 66؛ زركشي، 2/33؛ معرفت، 2/277). بنابراين، آيه شريفه «ثلة من الأوّلين وثلة منالآخرين»(واقعه، 13) صلاحيت نسخ آيه شريفه «ثلة من الأولين و قليل من الآخرين»(واقعه، 39)، آنگونه كه مقاتل بن سليمان گمان كرده، نخواهد داشت؛ زيرا آيه از واقعيتي كه به هيچ وجه تغيير نميكند خبر ميدهد (معرفت، 2/383)و از اين قبيل است ادعاي نسخ «يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله حق تقاته...»(آل عمران، 102) با آيه شريفه: «فاتقوا الله مااستطعتم»(تغابن، 16) با آنكه هر دو آيه در حوزه مسائل اخلاقي است.
همچنين گاه اباحه اصلي 6 با حدوث تشريع رفع ميگردد، بدون آنكه مصداق نسخ باشد، چون اباحه اصلي مبتني بر حكم فطري عقل است (برائت عقلي) و تشريعي در او نيست كه با حكم تشريعي ديگر رفع شده، و در حيطه و شمول نسخ واقع شود. لذا بر خلاف قول ابن جريح (سيوطي، الدرالمنثور، 3/20)، آيه «فلا تعقدوا معهم حتي يخوضوا في حديث غيره»(نساء، 140) ناسخ آيه «و ما علي الذين يتقون من حسابهم من شيء»(انعام، 69) نيست، زيرا منسوخ، حكم شرعي نبوده تا حكم شرعي ديگر آن را نسخ كرده باشد، بلكه مجالست مؤمنين با مشركين بر اباحه اصلي باقي بوده و طبق اخبار، نهي مورد نظر در آيه، خاص پيامبر اكرم (ص) بوده و تعميم حكم از طرف بعضي موجب چنين توهمي شدهاست (معرفت، 2/277-341).