آدم با آن مقامى كه خدا در آیات سوره مباركه بقره براى او بیان میکند مقام والایى از نظر معرفت و تقوا داشت، او نماینده خدا در زمین بود، معلم فرشتگان بود، او مسجود ملائكه بزرگ خدا گردید، این آدم با این امتیازات مسلماً گناه نمىكند، بعلاوه مىدانیم او پیامبر بود و هر پیامبرى معصوم است.
فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِیهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِینٍ
(بقره 36)
پس شیطان آن دو را به لغزش انداخت و آنان را از باغى كه در آن بودند، خارج ساخت و (در این هنگام به آنها) گفتیم: فرود آیید در حالى كه بعضى شما دشمن برخى دیگر است و براى شما در زمین قرارگاه و تا وقتى معیّن بهره و برخوردارى است.
گناه آدم چه بود؟
روشن است آدم با آن مقامى كه خدا در آیات قبلی سوره مباركه بقره براى او بیان كرد مقام والایى از نظر معرفت و تقوا داشت، او نماینده خدا در زمین بود، معلم فرشتگان بود، او مسجود ملائكه بزرگ خدا گردید، این آدم با این امتیازات مسلماً گناه نمىكند، بعلاوه مىدانیم او پیامبر بود و هر پیامبرى معصوم است.
لذا این سؤال مطرح مىشود آنچه از آدم سر زد چه بود؟
در اینجا سه تفسیر وجود دارد كه مكمل یكدیگرند:
1- آنچه آدم مرتكب شد" ترك اولى" و یا به عبارت دیگر" گناه نسبى" بود نه" گناه مطلق".
گناه مطلق گناهانى است كه از هر كس سر زند گناه است و درخور مجازات (مانند شرك و كفر و ظلم و تجاوز) و گناه نسبى آن است كه گاه بعضى اعمال مباح و یا حتى مستحبّ درخور مقام افراد بزرگ نیست، آنها باید از این اعمال چشم بپوشند، و به كار مهمتر پردازند، در غیر این صورت ترك اولى كردهاند، برای مثال نمازى را كه ما مىخوانیم قسمتى از آن با حضور قلب و قسمتى بى حضور قلب مىگذرد درخورشان ما است، این نماز هرگز درخور مقام شخصى همچون پیامبر و على (علیهماالسلام) نیست، او باید سراسر نمازش غرق در حضور در پیشگاه خدا باشد، و اگر غیر این كند حرامى مرتكب نشده اما ترك اولى كرده است.
آدم نیز سزاوار بود از آن درخت نخورد هر چند براى او ممنوع نبود بلكه" مكروه" بود.
2- نهى خداوند در اینجا نهى ارشادى است، یعنى همانند دستور طبیب كه مىگوید: فلان غذا را نخور كه بیمار مىشوى، خداوند نیز به آدم فرمود اگر از درخت ممنوع بخورى از بهشت بیرون خواهى رفت، و به درد و رنج خواهى افتاد، بنا بر این آدم مخالفت فرمان خدا نكرد، بلكه مخالفت نهى ارشادى كرد.
3- اساساً بهشت جاى تكلیف نبود بلكه دورانى بود براى آزمایش و آمادگى آدم براى آمدن در روى زمین و این نهى تنها جنبه آزمایشى داشت.






نقل قول

