چرا وجود چند خدا محال است؟
یکی از سوالاتی که گاهی اوقات افراد می کنند این است که چه اشکالی دارد که چند تا خدا داشته باشیم مثلا یکی در زمین ویکی در آسمان فرمانروایی کنند هر کدوم کار خودشان انجام دهند چه مشکلی پیش می آید
قرآن به این مساله جواب می دهد که :
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
اگر در آسمانها و زمين خدايانى جز اللّه بود، هر آينه آن دو فاسد مىشدند، (انبیاء آیه 22)
نکاتی که در جواب این سوال باید مورد توجه قرار گیرد
نکته اول:
از بررسى يك كتاب به خوبى مىتوانيم بفهميم آن را يك نفر نوشته يا چند نفر؟ كتابى كه تاليف يك نفر است، هماهنگى و انسجام مخصوص در ميان عبارات، جملهبنديها، تعبيرات مختلف، كنايات و اشارات، عناوين و تيترها، طرز ورود و خروج در بحثها، خلاصه تمام قسمتهايش يكپارچه و همصدا است چرا كه زائيده يك فكر و تراوش يك قلم است.
اما اگر دو يا چند نفر- هر چند همه دانشمند باشند و صميمى و داراى روح همكارى نزديك- هر كدام تاليف بخشى از آن را بر عهده گيرد، باز در اعماق عبارات و الفاظ، طرز بحثها، آثار اين دوگانگى و چندگانگى نمايان است
نکته دوم:
ما هر چه اين كتاب جهان هستی را و رق مىزنيم در همه جا آثار يك نظم عالى و انسجام و هماهنگى غير قابل توصيف در ميان كلمات و سطور و صفحاتش نمايان است.
اگر در اداره اين جهان و نظامات آن، ارادهها و مبدءهاى متعددى دخالت داشت اين هماهنگى امكانپذير نبود
به بیانی دیگر:
تمام گياهان و جانداران تحت قانون تلقيح توليد مثل مينمايند --- هنگامى که ما آفرینش را منظم مى بینیم و کواکب آسمان هر کدام در مسیر ویژه خود سیر مى کنند و شب و روز بانظم خاصى جانشین یکدیگر مى شوند و خورشید و ماه هر یک، برنامه ویژه خود را دارند، این هماهنگى تدبیر جهان و انسجام امورش دلیل بر این است که مدبّر یکى است.- شباهت در خلقت حيوانات آن چنان زياد است كه گروهي را بر آن داشته است كه بگويند همگي ريشه واحدي دارند واین خود از نظام واحد و خدای واحد حکایت می کند
نکته سوم:
اگر در آسمانها و زمين خداى ديگرى جز خداى يكتا مىبود نظام آسمان و زمين مختل مىشد زيرا تعدد مراكز قدرت سبب فساد مملكت و اختلال امور آن مىشود هرگاه در جهان دو خدا موجود باشد قهرا هر يك مانع كار ديگري است و هر يك خلاف نظر ديگري ميخواهد قدرتنمايي كند و خلاف او را اراده كند و در نتيجه هر يك مانع كار ديگري ميشود و لازم آيد كه هيچ كاري انجام نشود و نظام جهان بر هم خورد
به بیانی دیگر:
اگر صانع دو تا باشد يكى از آنها ميتواند كارى را از آن ديگر نهان دارد يا نه؟ اگر بتواند پس همتاى او نادان باشد و هر كه نادانى باشد قديم و ازلی نمی تواند باشد زيرا قديم وازلی همه كمالات را در ذات خود دارا است و اگر نتواند خود او عاجز باشد و عاجز هم قديم نباشد زيرا قديم در ذات خود توانا به هر كاريست.
نکته چهارم:
هشام بن حَكَم از امام صادق عليه السلام پرسيد: دليل يكتايى خداوند چيست؟ حضرت فرمود:
اتصال التدبير و تمام الصنع كما قال الله عزوجل: لوكان فيهما ... پيوستگى و انسجام تدبير جهان وكامل بودن آفرينش، دليل وحدانيّت اوست. «توحيد صدوق، ص 250.



نقل قول
