مشکل دیگر و اساسیتر این است که ایراد فوق درک نادرستی از هدف مطالعه روش شناختی دارد. هدف این نیست که چگونگی کارکرد اقتصاد را یاد بدهد. بلکه روش شناسی برای کمک به شخص است تا در مورد آنچه منظور از اقتصاد است، دقیقتر فکر کند و کاربرد اقتصاد را با تمام تنوعش بهتر درک کند. نمونه سؤالاتی که روش شناسی پاسخ می دهد اینها هستند:
اقتصاد توجهش را به چه موضوعاتی متمرکز می کند؟ کدام را فراموش می کند یا آنرا غیر مهم تلقی می کند؟ ویژگی های رویکردهای آنها چیست؟ و چه ارزشی برای آنها قایلند؟ بهترین راه مشخص سازی ساختار نظریه های اقتصادی چیست؟ چه تفاوت و تشابهاتی بین کارکرد نظریه پردازان و اقتصاد دانان تجربی وجود دارد؟ چگونه بین اقتصاد وسایر علوم اعم از اجتماعی و فیزیکی مقایسه می شود؟


نقل قول
