صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 129

موضوع: ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    همه ما می‏دانيم كه همانطوری كه تكامل طبيعی تدريجا رخ داده است‏ ، تكامل اجتماعی هم تدريجا رخ داده است با يك تفاوت و آن اينكه هر چه زمان گذشته است بر سرعت اين تكامل افزوده‏ است و به اصطلاح علمی ، يك حركت مقرون به شتاب بوده است يعنی حركت‏ بوده و سكون نبوده است و تازه حركت يكنواخت هم نبوده است . ( حركت‏ يكنواخت مثل حركت يك اتومبيل كه مثلا ساعتی 100 كيلومتر ، يك ساعت ، دو ساعت ، ده ساعت با همين سرعت حركت كند . ) بلكه حركت با شتاب‏ بوده است يعنی تدريجا بر سرعتش افزوده شده است ، اگر در دقيقه اول مثلا يك كيلومتر حركت كرده ، در دقيقه دوم 2 كيلومتر ، در دقيقه سوم 4 كيلومتر و بلكه بيشتر به طوری كه هر چه جلو آمده است در زمانهای كمتر با سرعتی بيشتر و در بعضی از قسمتها با سرعت خارق العاده‏ای پيش رفته و جلو آمده است . ولی با اينكه به نظر می‏رسد كه تكامل و پيشرفت امری بديهی‏ است ، حتما تعجب خواهيد كرد كه در ميان دانشمندان افرادی بوده و هستند كه در اينكه بتوان نام آنچه رخ داده است را پيشرفت و تكامل ناميد ، ترديد كرده‏اند . خيلی هم در ابتدا تعجب آور است كه چه جای ترديد است ؟ ! اينكه چرا ترديد كرده‏اند بعد عرض می‏كنم . در اينجا همين قدر اشاره‏ می‏كنم كه اگر چه ما ترديد آنها را صحيح نمی‏دانيم و ما هم معتقديم كه‏ جامعه بشر همه جانبه رو به تكامل است و به يك مراحل نهائی نزديك می‏شود ، در عين حال ترديدهای آنها هم بی‏وجه نيست ، جهتی دارد كه بايد روشن‏ بشود تا ما بتوانيم مفهوم تكامل را كاملا درك بكنيم

    11




    امضاء


  2. تشكرها 2

    مدير اجرايي (14-04-2012), رضا نجفی (14-04-2012)


  3. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  4. Top | #12

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تكامل چيست ؟

    تكامل را بايد اول تعريف بكنيم . خيلی از مسائل است كه به نظر واضح و بديهی و بی‏نياز از تعريف می‏آيد ، ولی وقتی كه انسان می‏خواهد تعريف كند ، می‏بيند چقدر دشوار و مشكل است و دچار اشكالات می‏شود . من‏ نمی‏خواهم همه تعريفهائی را كه فلاسفه برای تكامل كرده‏اند ذكر كنم . در اينجا اجمالا به فرق ميان تكامل و پيشرفت و همچنين فرق ميان كمال و تمام‏ اشاره می‏كنم
    بحث دقيقی در فلسفه اسلامی هست كه اتفاقا از نظر قرآن هم قابل بحث‏ است و آن اينكه : فرق ميان تمام و كمال چيست ؟ ما تمام را در مقابل‏ نقص بكار می‏بريم ، كمال را هم در مقابل نقص . می‏گوئيم تام و ناقص ، كامل و ناقص . آيا تام همان كامل است ؟ نه ، در قرآن آيه‏ای كه مربوط به‏ امر امامت و ولايت است اينچنين نازل شد : " « اليوم اكملت لكم دينكم‏ و اتممت عليكم نعمتی و رضيت لكم الاسلام دينا »" ( 1 ) قرآن می‏گويد ما دو كار كرديم : نعمت را تمام كرديم ، دين را كامل نموديم . يعنی قرآن‏ برای اتمام و اكمال دو مفهوم قائل است ، می‏گويد نعمتها را از نقص به‏ تمام رسانديم ، و دين را از نقص به كمال . قبل از آنچه فرق اين دو را با يكديگر بگوئيم لازم است تفاوت ميان تكامل و پيشرفت را عرض بكنم
    آيا پيشرفت همان تكامل است و تكامل همان پيشرفت است ؟ اتفاقا اينها هم با يكديگر تفاوت دارند ، شما موارد استعمال را ببينيد . ما درباره‏ يك بيماری می‏گوئيم اين بيماری در حال پيشرفت است ولی نمی‏گوئيم در حال‏ تكامل است .

    پاورقی : 1 - سوره مائده ، آيه 3 : اكنون دينتان را برای شما به كمال آوردم و نعمت خويش بر شما تمام كردم و راضی گشتم كه اسلام دين شما باشد

    12



    امضاء


  5. تشكرها 2

    مدير اجرايي (14-04-2012), رضا نجفی (14-04-2012)

  6. Top | #13

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اگر سپاهی در سرزمينی بجنگد و قسمتی از سرزمين دشمن را تصرف كند می‏گوئيم فلان لشكر در حال پيشرفت است‏ ولی نمی‏گوئيم در حال تكامل است . چرا ؟ برای اينكه در مفهوم تكامل ، تعالی خوابيده است يعنی تكامل حركت است اما حركت رو به بالا و عمودی

    تكامل ، حركت از سطحی به سطح بالاتر است . ولی پيشرفت در يك سطح افقی‏ هم درست است . يك سپاهی كه سرزمينی را اشغال كرده است وقتی قسمت‏ ديگری را بر متصرفات خودش اضافه می‏كند ، می‏گوئيم پيشروی كرده است يعنی‏ در همان سطحی كه بوده مقدار ديگری به قلمرو خودش افزوده است . چرا اينجا نمی‏گوئيم تكامل ؟ برای اينكه در تكامل تعالی خوابيده است . پس‏ وقتی كه ما می‏گوئيم تكامل اجتماعی ، در مفهومش تعالی انسان از نظر اجتماعی است نه صرف پيشرفت . ای بسا چيزها كه برای انسان و جامعه‏ انسان پيشرفت باشد ولی برای جامعه انسانی تكامل و تعالی شمرده نشود

    اين را می‏گويم برای اينكه معلوم شود كه اگر بعضی از علما در اينكه بتوان‏ نام بعضی از مسائل را تكامل گذاشت ترديد كرده‏اند ، نظرشان خالی از نوعی‏ دقت نيست . با اينكه نظر آنها را تأييد نمی‏كنيم ولی آنها متوجه نوعی‏ دقت شده‏اند . پس تكامل با پيشرفت و همچنين با توسعه تفاوت دارد . ( توسعه و پيشرفت تقريبا يك مفهوم دارند )

    اما فرق تكامل با مسئله تمام اين است كه يك شيئی اگر دارای يك سلسله‏ اجزاء باشد مثل يك ساختمان و يا يك اتومبيل ، مادامی كه همه اجزاء لازم‏ در او وجود پيدا نكرده ، می‏گوئيم ناقص است ، وقتی كه آخرين جزء را مثلا آخرين آجر را زدند و می‏گوئيم تمام شد يعنی همه اجزاء به پايان رسيد .‏


    13



    امضاء


  7. تشكر

    مدير اجرايي (14-04-2012)

  8. Top | #14

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ولی تكامل ، در درجات و مراحل است ، يك كودك اگر از نظر عضوی ناقص به دنيا بيايد ناتمام به دنيا آمده است ولی اگر از نظر اعضا و جهازات ، تمام به دنيا بيايد تازه‏ ناقص است و بايد مراحل تكامل را با تعليم و تربيت طی بكند . يعنی‏ پله‏های تعليم و تربيت برای اين كودك تعالی است ، درجات و پله‏ها را بالا رفتن است . تا اينجا بحث ما درباره تعريف تكامل و فرق ميان تكامل‏ اجتماعی و تكامل طبيعی بود . حال می‏پردازيم به ساير مسائلی كه در اين‏ باره مطرح است كه می‏توان آنها را در سه پرسش مطرح كرد :

    1 - آيا بشر در زندگی اجتماعی در طول تاريخ خود تكامل و تعالی پيدا كرده است يا نه ؟

    2- آيا جامعه بشر در آينده متكامل است و رو به تكامل می‏رود ؟

    3- اگر رو به تكامل می‏رود آيا آن جامعه ايده آل و به تعبير افلاطون ، آن مدينه فاضله بشريت چگونه است و چه مشخصاتی دارد ؟

    ما تاريخ را تا اينجا كه آمده‏ايم می‏توانيم بشناسيم اما آينده را چطور ؟ آيا نسبت به آينده بايد چشمهايمان را ببنديم و بگوئيم تاريخ جبرا حركت‏ می‏كند و رو به تكامل است ؟ در طبيعت زمان تكامل است ؟ كشتی زمان جبرا و بدون آنكه انسان كوچكترين دخالتی و كوچكترين مسئوليتی داشته باشد ، رو به تكامل است نظير تكامل طبيعی كه قبلا اشاره شد ؟ و در گذشته هم انسانها به عنوان يك عده موجودات آزاد و مختار و صاحب مسئوليت و دخيل ، نقشی‏ نداشته‏اند ؟ نقش انسانها هم در گذشته يك نقش جبری و يك نقش فرعی بوده است ؟ خير ، نه در گذشته اينچنين بوده و نه در حال و آينده .

    14



    امضاء


  9. تشكر

    مدير اجرايي (14-04-2012)

  10. Top | #15

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    چنين جبری برگذشته‏ حاكم نبوده است . انسانها با اراده خودشان ، با اختيار خودشان ، با طرح‏ ريزی خودشان برای جامعه‏شان ، راه تكامل جامعه را انتخاب كرده‏اند و جامعه‏ را جلو برده‏اند . يعنی نقش اختيار و آزادی انسانها در گذشته را نبايد فراموش كرد و لهذا گروههائی از انسانهای گذشته قابل ستايش و قابل تعظيم‏ و تجليل و تقديسند و آنها همانهائی هستند كه می‏توانستند در جلوی تكامل‏ تاريخ بايستند يا به تكامل تاريخ كمك نكنند و آسايش فردی را برای‏ خودشان برگزينند ولی اين كار را نكردند و آزادانه و به اختيار خود در راه‏ تكامل تاريخ فداكاری كردند . و انسانهای ديگری مورد ملامت و صدهزار ملامت‏ و نفرين هستند به دليل اينكه كارشكنی كرده‏اند . و قهرا اگر ما آينده را نشناسيم يعنی برای آينده طرحی نداشته باشيم و اگر به مسئوليت خودمان‏ برای ساختن تاريخ توجه نكنيم ، مورد ملامت آيندگان هستيم . تاريخ ساخته‏ انسان است نه انسان ساخته تاريخ . اگر طرحی برای آينده تاريخ نداشته‏ باشيم و اگر مسئوليت خودمان را برای آينده تاريخ درك نكنيم كسی‏ نمی‏تواند به ما قول بدهد كه اين كشتی خود بخود بطور خودكار به مقصد و هدف خودش برسد ، لااقل قابل جلو افتادن و عقب افتادن هست . اين مسئله‏ قابليت جلو افتادن و عقب افتادن حوادث ، يعنی اينكه يك سير جبری كور حوادث را به جلو نمی‏راند ، در اسلام و مخصوصا در تشيع مطرح است كه اگر كسی آنرا از ديدگاه اجتماعی مطالعه كند ( من در كتاب انسان و سرنوشت‏ اين نكته را گفته‏ام ) از عاليترين معارف اسلامی است


    15



    امضاء


  11. تشكر

    مدير اجرايي (14-04-2012)

  12. Top | #16

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    مسئله‏ای به نام بداء ( 1 )


    در اسلام مسئله‏ای وجود دارد بنام بداء . بداء به حسب ظاهر مفهومی دارد كه كمتر انسانها می‏توانند قبول كنند كه بداء يك امر درستی است و حتی‏ خيلی بر شيعه اعتراض كرده‏اند كه شيعه قائل به بداء است . معنی بداء اين‏ است كه در برنامه قضا و قدر الهی تجديد نظر رخ بدهد . مقصود اينست كه‏ در حوادث تاريخی بشر ، خدا برای پيش و پس رفتن تاريخ بشر صورت قطعی‏ معين نكرده است . يعنی اين انسان ! تو خودت مجری قضا و قدر الهی هستی ، اين تو هستی كه تاريخ را می‏توانی جلو ببری ، می‏توانی عقب ببری ، می‏توانی‏ نگه داری ، هيچ جبری ، نه از ناحيه طبيعت ، نه از نظر ابزارهای زندگی و نه از نظر مشيت الهی بر تاريخ حكومت نمی‏كند . اين يك جور فكر و نظر است . پس تا ما تكامل و مقصد انسانيت را نشناسيم ، نمی‏توانيم از تكامل‏ دم بزنيم و بگوئيم بشر رو به پيشرفت است زيرا بلافاصله اين سؤالات مطرح‏ می‏شود : به كجا ؟ بسوی چه ؟ آيا بسوی نمی‏دانم كجا ؟ ! اگر بسوی نمی‏دانم‏ كجا است پس ما چه می‏گوئيم ؟ راه رسيدن چه راهی است ؟ ما تاريخ را می‏خوانيم برای اينكه راهگشا بسوی آينده باشد اگر بنا شود كه تاريخ فقط بتواند تا زمان حال ، خودش را معرفی كند ، و نتواند راه را بسوی آينده‏ بگشايد فايده تاريخ چيست ؟ ولی می‏بينيم كه قرآن تاريخ را از اين نظر مورد مطالعه قرار می‏دهد كه راهگشای‏ ما بسوی آينده است و بايد باشد .

    پاورقی : 1 - بداء يعنی ظاهر شدن ، هويدا شدن ، پيدا شدن رای ديگری در كاری يا امری ( فرهنگ عميد )




    16




    امضاء


  13. تشكر

    مدير اجرايي (14-04-2012)

  14. Top | #17

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بنابراين ما بحثی درباره گذشته تا حاضر و بحثی برای آينده داريم . مسئله " تكليف و وظيفه و مسؤوليت " برای‏ ما آنوقت مشخص می‏شود كه بعد از آنكه درباره گذشته يك شناختی پيدا كرديم ، درباره آينده شناخت پيدا كنيم

    تكامل اجتماعی در گذشته


    بدون شك ما اگر تاريخ گذشته را از اين دو نظر نگاه كنيم ، می‏بينيم‏ پيشرفت ( می‏خواهيد اسمش را تكامل بگذاريد كه مشكل است ) برای بشر وجود داشته است . يكی از آنها از نظر ابزارسازی است . اين ديگر جای ترديد نيست كه بشر در ابزارسازی پيشرفت كرده است ، پيشرفتی حيرت آسا . بشری‏ كه يك روز ابزارش سنگ بود آنهم سنگهای نتراشيده و بعد به دوره مثلا سنگهای صاف و تراشيده رسيد اينك تكنولوژی و صنعت و فن امروز را پديد آورده است . بشر از نظر خلاقيت فنی و از نظر خلاقيت ابزاری نه تنها بطور محسوس پيشرفت كرده است ، بلكه به پيشرفت حيرت انگيزی رسيده است
    به پيشرفتی رسيده است كه اگر 100 سال پيش به همه بشرها و فيلسوفان درجه‏ اول دنيا می‏گفتند صد سال بعد بشريت از نظر ابزار به اين حد می‏رسد كه‏ امروز رسيده است ، باورشان نمی‏آيد . شما اسم اين را می‏خواهيد پيشرفت‏ بگذاريد ، می‏خواهيد ، تكامل .

    17


    امضاء


  15. تشكر

    مدير اجرايي (14-04-2012)

  16. Top | #18

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بدون شك بشر از نظر ابزار زندگی به حد اعلای پيشرفت رسيده است و پيش بينی می‏شود كه در آينده هم چنين باشد ، يعنی اگر در آينده وقفه‏ای ، يعنی فاجعه‏ای برای تاريخ رخ ندهد ، فاجعه‏ای كه باز گروهی از دانشمندان آن را پيش بينی كرده‏اند و بلكه محتمل می‏دانند و می‏گويند همين پيشرفت فنی و صنعتی بجائی رسيده كه ممكن است بشر به دست بشر نابود بشود با همه‏ دستاوردهای گذشته‏اش از علم و فن و صنعت و كتاب و تمدن و آثار تمدن ، و شايد بعد از نو انسانهايی پيدا شوند كه زندگی را از روز اول شروع كنند ، اگر چنين فاجعه‏ای رخ ندهد شكی نيست كه بشر از نظر ابزار كار باز هم‏ جلوتر می‏رود و شايد به مراحلی برسد كه برای بشر امروز هم قابل تصور نيست‏ . اين تكامل معلول تكامل تجارب بشر و تكامل علم بشر است ( علوم تجربی ) چون بشر از نظر آگاهيهای تجربی و اطلاع بر طبيعت پيش رفته و توانسته‏ است طبيعت را در خدمت و در تسخير خود بگيرد . به عبارت ديگر بشر در رابطه‏اش با طبيعت پيشروی كرده است و هر چه جلو رفته است طبيعت عينی‏ را بيشتر در تسخير خود و در اختيار خود قرار داده است

    يك جهت ديگر تكامل ( اگر باز بشود نام آن را تكامل گذاشت كه مشكل‏ است ) اينست كه ساختمان جامعه بشری از يك حالت ساده تدريجا بسوی‏ پيچيدگی و پيچيده‏تر بودن پيش آمده يعنی همانطور كه در امور صنعتی و فنی‏ مثلا اولين هواپيمائی كه ساختند بسيار ساده بوده و اكنون كه اين سفينه‏های‏ فضاپيما را ساخته‏اند دستگاههای بسيار دقيقی است ، و همانطور كه در تكامل‏ طبيعی ، ساختمان بدن يك حيوان تك سلولی نسبت به ساختمان بدن يك انسان‏ كه روابط پيچيده‏ای دارد ، بسيار ساده است ، در جامعه بشری هم چنين است‏


    18




    امضاء


  17. تشكر

    مدير اجرايي (14-04-2012)

  18. Top | #19

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بعضيها تكامل را اينگونه تعريف كرده‏اند : تكامل عبارت است از تراكم ، يعنی ابتداء جمع شدن يك عده اجزاء ، و بعد تقسيم شدن ، از تجانس خارج شدن و به سوی عدم تجانس رفتن و به اصطلاح ارگانيزه شدن ، عضو عضو شدن ، جزء جزء شدن ، و سپس يك رابطه وحدت ميان اعضا برقرار شدن ، همان طور كه می‏دانيد در نطفه ، آن سلولی كه از تركيب دو سلول نر و ماده بوجود می‏آيد اول يك حالت بسيطی دارد بعد شروع می‏كند به تجمع و تراكم يعنی يكی ، دو تا می‏شود ، دوتا چهارتا می‏شود ، چهارتا هشت تا می‏شود ، هشت تا شانزده تا می‏شود و مرتب تقسيم می‏شود ولی صرفا جنبه‏ ازدياد كمی دارد . به يك مرحله كه رسيد صورت تقسيم شروع می‏شود ، تغيير ماهيت می‏دهند ، يك گروه مثلا به صورت سلسله اعصاب درمی‏آيند ، گروه‏ ديگر قلب را و گروهی ديگر كبد را تشكيل می‏دهند و . . . و همه گروهها نيز باهم يك وحدت و ارتباطی دارند . از همه اينها يك انسان تشكيل می‏شود

    در اين جهت هم جامعه انسان بدون شك پيشرفت كرده است می‏خواهيد اسم‏ آن را تكامل بگذاريد ، می‏خواهيد نگذاريد . يعنی ساخت اجتماع از آن‏ بساطت اوليه به صورت يك پيچيدگی در آمده است . ساختمان جامعه‏های بدوی‏ و جامعه‏های قبايلی خيلی ساده است ، يك نفر رئيس قبيله است و يك عده‏ افراد آن ، كه احيانا رئيس قبيله نوعی تقسيم كار در ميان آنها بوجود آورده آنهم چند تا كار بيشتر وجود ندارد . ولی شما می‏بينيد كه هر چه علم‏ و فن پيش رفته ، در جامعه هم تقسيمات زياد شده ، كار زياد شده ، تقسيم‏ كار زياد شده و اعضا برای جامعه زياد شده است .

    19




    امضاء


  19. تشكر

    مدير اجرايي (14-04-2012)

  20. Top | #20

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شما شغلها و كارها و طبقات شغلی جامعه‏های امروز را با جامعه صد سال پيش بسنجيد ، يا تقسيمات اداری و علمی را در نظر بگيريد . در قديم يك نفر می‏توانست معلم همه علوم زمان‏ خودش بشود ، ارسطوئی بشود معلم همه علوم زمان خودش ، بوعلی سينا بشود معلم همه علوم زمان خودش ، ولی الان دستگاه تعليم و تربيت آنقدر تقسيم‏ پذيرفته است كه صدها بوعلی سينا و ارسطو هر كدام در رشته‏ای تخصص دارند و در حالی كه حتی از وجود برخی رشته‏های ديگر بی‏خبرند كه چنين رشته‏ای هم‏ در دنيا وجود دارد . و اين ، يك خصلت دارد ( من مخصوصا بخاطر اين‏ خصلتش می‏گويم ) و آن اينكه اين نوع تكامل و پيشرفت ، افراد انسان را از حالت همرنگی و همشكلی خارج می‏كند و ميانشان تمايز و اختلاف برقرار می‏كند چون همان طور كه انسان كار را می‏سازد كار هم انسان را می‏سازد . بعد می‏بينيم انسانها در جامعه با اينكه همه انسانند گوئی با ماهيتهای مختلفند چون او با كاری سر و كار دارد كه ديگری اصلا آن كار را نمی‏شناسد و با دنيائی سر و كار دارد كه ديگری اصلا با آن دنيا آشنا نيست ، در نتيجه‏ انسانهائی بيرون می‏آيند كه خيلی با يكديگر مختلفند . اگر ما بخواهيم‏ پيشرفت يا تكامل را در ساخت و ارگانيزم جامعه‏ها ، در عضو عضو شدن‏ جامعه‏ها بكار ببريم ، در اين جهت هم بدون شك روابط ساختمانی جامعه‏ها از سادگی به سوی پيچيدگی و باصطلاح بسوی معقد بودن و تعقد پيش رفته است

    البته به بيانی كه عرض كردم شايد بسياری از شما از همين جا احساس خطر بكنيد كه اگر كار اينطور پيش برود ، انسانها را آنقدر با يكديگر به‏ اختلاف می‏كشاند كه وحدت نوعی انسانها به خطر می‏افتد يعنی انسانهائی‏ ساخته می‏شوند كه شكلا انسان هستند ولی ساختمان فكری ، روحی ، احساسی و تربيتشان‏ به كلی با يكديگر اختلاف دارد و اين ، يك خطر برای جامعه بشريت است

    اينست كه می‏گويند پيشرفت صنعت انسان را از خودش بيگانه كرده است و به تعبير بهتر با خودش بيگانه كرده است ، انسان را به صورت چيزی ساخته‏ است كه آن كار و آن شغل می‏خواسته كه انسان ساخته شود ، وحدت انسانها را از بين برده است ، و اين خودش مسئله‏ای است .

    20


    امضاء


صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi