خیانتهای غیر قابل بخشش روسیه در طول تاریخ، علیه ایران
دولت پیشهوری دولت دست نشانده شوروی در آذربایجان به مرکزیت تبریز پس از جنگ جهانی دوم بود. ماجرای این حکومت در دنیا به بحران ایران که یکی از سرآغازهای جنگ سرد بود معروف است. «دولت ملی آذربایجان» نامیست که این دولت بر خود انتخاب نموده بود.
ایجاد این دولت از سوی شوروی، در چهارچوب یک پروژهٔ دقیق برنامهریزیشده از سوی شوروی برای اشغال و جدا کردن شمال غربی ایران و ضمیمه کردن آن به شوروی انجام شد.
در اوت سال ۱۹۴۱ دول روسیه و انگلیس به بهانه تامین مایحتاج ارتش روسیه ایران را اشغال کردند و رضاشاه را نیز به تبعید فرستادند. اسناد محرمانهای که اکنون پس از پایان قرن در مورد جنگ سرد افشا شدهاست، تشکیل این حکومت را ناشی از دستور مستقیم استالین میداند برای گسترش بخشیدن بیشتر تجزیهطلبی در ایران، استالین حکومت دیگری نیز در بخش کوچکی از کردستان ایران به مرکزیت مهاباد تشکیل داد که به جمهوری مهاباد معروف شد. ارتش شوروی در آن زمان به طور کامل از حکومت پیشهوری حمایت کرده و حتی مانع از جابهجایی ارتش ایران میشدند. مدت کمی پس از خروج ارتش شوروی با حرکت ارتش به سمت تبریز در دسامبر ۱۹۴۶، کابینه حکومت به شوروی متواری شد
پیشینه و اقدامات
شورویها برای انجام پروژه خود در سال ۱۹۴۴ محمد پیشهوری را به عنوان رهبر یک حکومت محلی دستنشانده برگزیدند و برای او شاخهای از حزب توده ترتیب دادند که حزب دموکراتیک آذربایجان نامیدهشد
حرکت بعدی شورویها در سال ۱۹۴۵ انجام شد و آن حمله نیروهای کمونیست شوروی به یک مرکز کشاورزی در میانه بود. شورویها در آنجا سربازان ایرانی را خلع سلاح کردند. پس از آن شورویها همین کار را در دیگر نقاط آذربایجان نیز ادامه دادند. در منطقهٔ دریاچه ارومیه نیروهای پیشهوری که از ارمنیها، آشوریها و کردهای کمونیست تشکیل میشد در جنگ خود در برابر مقاومت مردم ایرانی شیعه منطقه موفق نبودند و شوروی گروه نظامی تمریندیدهای را برای سرکوب ایرانیان به ارومیه فرستاد.
در اردبیل ایل شاهسون برای جنگ با نیروهای پیشهوری به کمک ژاندارمری ایران آمد و روسها که پیش از این سعی میکردند برای مخفی ماندن برنامهشان در سطح جهانی بیشتر از نیروهای آشوری، ارمنی و غیره استفاده کنند این بار ناچار شدند خودشان برای سکوب ایرانیان وارد صحنه بشوند.
حکونت شورویها در شمال غربی ایران از طریق فرقه پیشهوری یک سال دوام آورد. آنها در این یک سال در آغاز برای جلب مردم، اصلاحاتی اقتصادی انجام دادند از جمله تقسیم زمین میان کشاورزان. ولی پس از اینکه این اقدامات در جلب حمایت مردمی آذربایجانیان شکست خورد، سیاست این فرقه نیز عوض شد و این بار برای جلب حمایت زمینداران ضد کمونیست به همکاری با آنها پرداخت.
فرقه دموکرات ناچار شد برای جلب مردم بیسواد در منطقه خود را به عنوان یک حزب ملیگرای ایرانی معرفی کند که قرار است حکومت ضد ایرانی را در تهران براندازد و یک حکومت ایراندوستانه و دموکراتیک در تهران برقرار کند. گروهی از مردم عامی با این شعارها جذب این فرقه شدند. ولی باسوادان منطقه که از نقشه شوروی آگاه بودند دست به مقاومت زدند. طی آن یک سال میان ملیگرایان ایرانی آذربایجانی و نیروهای فرقه دموکرات درگیریهای خونینی رخ داد. درنتیجه نارضایتی مردم آذربایجان از حکومت فرقه پیشهوری در آن یک سال، صد هزار نفر از آذربایجان مهاجرت کردند.
پس از شکست خوردن پروژه روسها و رها ساختن پیشهوری ارتش ایران به منطقه بازگشت و با استقبال بسیار پرشور مردم آذربایجان روبهرو شد. کریستوفر سایکس که خود شاهد ماجرا بوده مینویسد: «به جز در فرانسه سال ۱۹۴۴، در هیچ جای دیگر چنین شور و شوقی را در مردم ندیدهبودم.»
ویکیپدیا

نقل قول
