صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 68 , از مجموع 68

موضوع: ▐♣*♣ ▐می آید او تا ساحل چشم انتظاران...(اشعارميلاد گل نرگس) ▐♣*♣▐

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    13,497
    صلوات
    3210
    دلنوشته
    11
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    9,136
    مورد تشکر
    7,955 در 2,262
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    باز گيتى پاى تا سر، مطلع الانوار شد
    مطلع الانوار، گيتى از جمال يار شد

    نيمه ى شعبان رسيد و مولد مهدى بود
    آن شهى، كو خاك راهش گلشن ابرار شد

    شام احبابش ز شادى، همچو روز روشن است
    روز اعدايش ز غم، مانند شام تار شد

    از همايون مولد سلطان لاهوتى مقام
    عطرآگين، سرزمين سامره بسيار شد

    خيز و شو آماده جانا، از پى تبريك عيد
    كز صفا اقطار گيتى، غيرت گلزار شد

    اين دو رنگى را بنه از سر، بيا يكرنگ باش
    حبّذا ملكى، كه از خواب گران بيدار شد

    اين چراغان هم بود از يمن يكرنگى به پا
    كز صفا مانند گلشن، كوچه و بازار شد

    هست مولود همايون ولى كردگار
    آنكه تابان از جمالش، جلوه ى دادار شد

    حجت يزدان، ولى عصر، نور ذوالمنن
    آنكه ذاتش، در بناى معدلت، معمار شد

    اى پناه ملك و ملت، پرده بردار از جمال
    ملك و ملت موكبت را، طالب ديدار شد






    امضاء


  2. تشكرها 2



  3. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  4. Top | #62

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    خرم جهان دوباره شد از مقدم بهار
    سر زد دوباره لاله و نسرین به کوهسار

    صدها شقایق از دل صحرا شکفته شد
    در باغ نغمه خوان شده با صد شعف هَزار

    بگذشته سوى دشت مگر آهوى خُتن
    بنشسته روى کشت مگر ناقه تتار

    همراه با نسیم سحر مى‌رسد به گوش
    ما را نواى مرغ بهشتى ز شاخسار

    عیدى قرین عید دگر گشته زان سبب
    امسال از همیشه نکوتر بود بهار

    زیباگلى به دامن نرگس شکفته شد
    آن نوگلى که گلشن از او یافت اعتبار

    ماهى به نیمه مه شعبان طلوع کرد
    ماهى که مهر از شرف او راست پرده دار

    شعبان ز یمن مقدم او یافته مگر
    این شوکت و جلالت و این عزّ و افتخار

    سال نو و بهار نو و روزگار نو
    ساقى به یمن مقدم گل خیز و مى بیار

    سالى چنین مبارک و روزى چنان بزرگ
    فصلى چنین خجسته به تأیید کردگار

    لب تشنگان جرعه جام ولایتش
    نوشند از سبوى ولا آب خوشگوار

    اى آفتاب چهره نهان کرده در سحاب
    دل‌ها براى دیدن تو گشته بى قرار

    خرم شود جهان و عدالت به پا شود
    روزى که در کف تو بود تیغ ذوالفقار

    احیا شود به عهد تو حکم کتاب حق
    اجرا شود به عصر تو آیین کردگار

    تو قاسم جنان و جحیمى که در ازل
    یزدان به دست قدرت تو داده اختیار

    جان‌ها براى خدمت تو گشته در تعب
    دل‌ها براى دیدن تو گشته بى قرار

    اى منجى بشر که نهانى تو در حجاب
    دارم امید آن که کنى چهره آشکار

    دارم امید آن که کنى با ظهور خویش
    بیرون ز جان منتظران رنج انتظار

    جمعى ستاده دیده به سویت در آرزو
    قومى نشسته دیده به راهت امیدوار

    اى مظهر خدا به عنایت به ما نگر
    اى ابر مرحمت تو به رحمت به ما ببار

    تا آن زمان که مهر درخشان بود به روز
    تا آن زمان که ماه بتابد به شام تار

    از ما به پیشگاه تو صد کاروان درود
    وز حق به جان پاک تو صدآفرین نثار

    چون باعث ملال شود طول هر سخن
    شیرین بود چکامه «خسرو» به اختصار

    محمد خسرو نژاد



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. تشكرها 2


  6. Top | #63

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,248
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    هوای باران

    صبحي دگر مي آيد اي شب زنده داران
    از قله هاي پر غبار روزگاران

    از بيکران سبز اقيانوس غيبت
    مي آيد او تا ساحل چشم انتظاران
    آيد به گوش از آسمان: اين است مهدي
    خيزد خروش از تشنگان: اين است باران
    با تيغ آتش مي درد آن وارث نور
    در انتهاي شب گلوي نابکاران
    از بيشه زار عطرهاي تازه آيد
    چون سرخ گل بر اسب رهوار بهاران
    آهنگ ميدان تا کند او، باز ماند
    در گرد راهش مرکب چابک سواران
    آيينه آيين حق، اي صبح موعود
    ماييم سيماي تو را آيينه داران
    ديگر قرار بي تو ماندن نيست در دل
    کي مي شود روشن به رويت چشم ياران؟
    امضاء




  7. تشكر


  8. Top | #64

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,248
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض





    منتظران این خبر خوش برسانید
    / کامشب شب قدر است همه قدر بدانید

    با نور نوشتند به پیشانی خورشید /
    ماهی که جهان منتظـرش بود درخشید

    بشکفت به شوق و شعف و زمزمه امشب
    / گل از گل لبخـند بنی فاطمه امشب

    مرغان بهشتـی شده آواره مهدی
    / گـردند به دور و بــرِ گهـواره مهدی


    امضاء




  9. تشكر


  10. Top | #65

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,248
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض




    در انتظار مهدي


    بس كوچه هاي شب را با پاي دل دويديم
    بر لوح سينه هامان نقش ترا كشيديم

    با عشق روي جانان بستيم عهد و پيمان
    گلبانگ عشق و مستي با گوش جان شنيديم

    غمگين از ترانه در كومه هاي تاريك
    حجم سياه شب را با نام تو دريديم

    در راه عشق و ايمان تا كهكشان شيري
    دستي ز جان فشانديم زنار غم بريديم

    عهد و قرار خود را با مهر و ماه گفتيم
    از لابلاي آبي گل وعده ها شنيديم

    در طرح روشن صبح پاي نسيم بستيم
    خود پا به پاي شبنم تا كهكشان پريديم

    ديريست غنچه كرده احساس غمگنانه
    ما ارغنون غم را از قرنها خريديم

    در انتظار «مهدي» با اشك و خامه خود
    نقشي ز مهر رويش بر لوح جان كشيديم
    غوغا فيروز کوهي
    امضاء




  11. تشكر


  12. Top | #66

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,248
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    لحظه ها اما سبز ...


    تجلّی کن تو – ای خورشید ... !- در آیینه ی جانم
    که در تاریکی غفلت، حجابِ بُعد، پنهان ام
    نظر پاکان عالم را نظر بر روشن رویت
    من غافل نگاهم را به ظلمت ها بغلتانم
    از اوراق نگاه تو، حدیث معرفت جویم
    مگیر آن روح جاری را از این بی روح چشمانم
    عنایت کن تو – ای ساقی – چراغ روشن می را
    که من با عقل نابینا، در این شب زار... حیران ام
    حدیث وصل در حکمت نمی یابی و در عرفان
    به جز کوی ولایت، من دری دیگر نمی دانم
    بیا در حلقه ی «ذکر» و رها کن مطرب و می را
    که بی دل بودم و دادند «اهل ذکر» سامان ام
    کنون، در این شب حسرت، تو – ای امّید – معنا کن
    ظهور صبح غایب را؛ که از ظلمت هراسان ام
    امضاء




  13. تشكر


  14. Top | #67

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    به تماشاى طلوع تو، جهانْ چشم به راه
    به امید قدمت، کون و مکان چشم به راه

    به تماشاى تو اى نورِ دلِ هستى، هست
    آسمان، کاهکشان کاهکشان چشم به راه

    رخ زیباى تو را، یاسمن آیینه به دست
    قد رعناى تو را سروِ جوان چشم به راه

    در شبستان شهود اشک فشان دوخته اند
    همه شب تا به سحر خلوتیان چشم به راه

    دیدمش فرشى از ابریشم خون مى گسترد
    در سراپرده چشمان خود آن چشم به راه!

    نازنینا! نفَسى اسبِ تجلّى زین کن
    که زمین، گوش به زنگ ست و زمان، چشم به راه

    آفتابا! دمى از ابر برون آ، که بُوَد
    بى تو منظومه امکان، نگران، چشم به راه

    زکریّا اخلاقى




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  15. تشكرها 2

    مدير اجرايي (07-07-2012)

  16. Top | #68

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    8,166
    تشکر
    20,575
    مورد تشکر
    12,603 در 3,859
    وبلاگ
    34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    دیریست که ما منتظر روی تو هستیم
    ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم

    دیریست که دلداده ما خانه نشین است
    جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است

    پلک دلم امشب به نبودت پر درد است
    این فصل کبود از غم هجران تو سرد است

    ای ساقی دلهای جهان مست نگاهت
    این ماه فرومانده ز چشمان سیاهت

    دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم
    وقتی که قمر نیست همه تا رو خموشیم

    ای صاحب این ثانیه ها پس تو کجایی
    فهمیده ام این جمعه گذشت و نمی یایی

    دیریست که در جمعه همه مست غروبیم
    از ناله پریم وغزل سنگ و رسوبیم



    امضاء

صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi