همچنین برای ختم پیامبری میتوان به کمال دین در زمان خود پیامبر اشاره کرد از آن جا که دین به کمال خودش نایل شده است، دیگر لزومی ندارد که وحی برای کمال دین تداوم بیابد؛ زیرا تحصیل حاصل است . قرآن در این باره میفرماید:
«اَلْیَوم اگکْمَلْتُ لَکُمْ دِینکُمْ وَاگتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نعْمَتی وَرَضیتُ لَکُمُ الاسْلام دِیناً».(26)
«امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما آیین قرار دادم».
از این سخنان به خوبی برمیآید که وحی رسالی و نبوی، بر خلاف عقیدهی آقای سروش، به هیچوجه تداوم ندارد.
در مقابل ادّعای دوم او «که شخصی ممکن است تجربهی پیامبری داشته باشد که از شریعت پیامبر اسلام تبعیت نکند»، میتوان گفت: اوّلاً آقای سروش در موضوع مدّعیات تجربهگر مطرح کرد که «هیچ وقت صدق سخنان کسی را از روی ادّعاهای خودش نمیتوان اثبات کرد، اگر بنا بر تصدیق یا تکذیب باشد، باید به قوانین بیرونی نظر کرد.» حال معیار حقّانیّت مدّعیّات تجربهی پیامبری افراد آیا چیزی غیر از قرآن است؟ مسلمان به طور مسلّم باید مدّعیات تجربهی خود را با قرآن که کتاب هدایت و نور و تبیانگر هر چیزی است، بسنجد؛ بنابراین اگر مدّعیات او خلاف قرآن بود، حقّانیت ندارد و به تعبیری میتوان گفت که دیگر آن، تجربهی پیامبری نیست؛ بلکه تجربهی شیطانی است. قرآنی که نه باطل به آن راه دارد و نه تحریف و تکامل و تغییری در آن حاصل میشود. برای همیشه معیار حقّانیّت است، چنان که خود میفرماید:
«لا یاْتیهِ الباطِل مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ».(27)
«هیچگونه باطلی نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سویش نمیآید».
ـــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
26. مائده(5):3.
27. فصلت(41): 42.



نقل قول
