این اسلحه شلیک نمیکند (داستانی درباره حجاب)
ساعت حدود پنج عصر مشغول نوشتن یک طرح برای باشگاه در کمیته فرهنگی سرگرم مطالعه بودم که ناگهان دختر خانمی با ظاهری نامناسب وارد اتاق شد و سلام کرد و بدون مقدمه گفت ببخشید می توانم به شما اعتماد کنم؟
من هم به گونه ای که جوابش را راحت کنم محکم گفتم هرچه دوست داری بگو.مطمئن باش من در جایگاه مشورت به هیچکس خیانت نمیکنم.
خیالش که راحت شد چند لحظه ای سکوت کرد و با احتیاط گفت:
من یک سوال شرعی دارم.آیا دختر می تواند برای امنیت خود اسلحه همراه داشته باشد؟؟؟؟؟
با تعجب نگاه کردم و از او خواستم تا منظورش را واضح توضیح دهد.
او که دیگر جرات حرف زدن پیدا کرده بود گفت:
راستش را بخواهید من هر روز اسلحه ای مثل چاقو و... با خود دارم ولی میخواهم 1کلت کمری هم تهیه کنم
با تعجب گفتم:برای چه میخواهی؟؟؟؟
گفت بعضی وقت ها که تا ساعت 9 یا 10 شب کلاس دارم وقتی به منزل برمیگردم ساعت 11شب میشود.همین که از دانشگاه به طرف خانه می روم در پیاده رو پسرها اذیت میکند و وقتی منتظر تاکسی میشوم ماشین ها بوق میزنند و اذیت میکنند.
شاید وضع ظاهریم بد باشه ولی من اهل خلاف و روابط نامشروع نیستم فقط دلم میخواهد خوشتیپ باشم.
صحبت های دختر که تمام شد بدون مکث گفتم از نظر دین اشکالی ندارن اسلحه دفاعی داشته باشید.اصلا همه دختران برای دفاع از خود باید نوعی اسلحه حمل کنند.ولی نه هر سلاحی.یک نوع سلاح است که خیلی قدرت دفاعی بالایی دارد.اسم آن سلاح کارآمد حجاب است.شما 1هفته استفاده کنید ببینید اگر کسی مزاحم شما شد دیگر هیچوقت به طرفش نروید.
با تعجب گفت:حجاب....آخه حجاب....
دوماه از آن جریان گذشت و من به کلی فراموش کرده بودم تا اینکه روزی خانمی محجبه به اتاق من آمد و سلام کرد.
گفت آقا مرا میشناسی؟؟؟
و بعد ادامه داد.من همان دختری هستم که اسلحه به من دادی تا همراه خودم حمل کنم.حالا هم که میبینید سلاح چادر حمل کردم.مادرم خیلی شمارا دعا کرد و حیرت زده شده بود.
گفتم:خوب برایم تعریف کنید چه شد که حجاب را انتخاب کردی؟؟؟
مکثی کرد و با هیجان شروع به گفتن جریان کرد:
همان روز وقتی از اتاق شما بیرون رفتم ابتدا درباره ی حرف های شما تردید داشتم.ولی تصمیم گرفتم امتحان کنم.برای همین چند روزی موقع برگشتن از دانشگاه به طوری که هم کلاسی ها متوجه نشوند مخفیانه با حجاب ظاهر شدم از وقتی هم که حجاب دارم دیگر آخر شب هم که از دانشگاه برمیگردم نه پسری به من متلک می گوید و نه ماشین مزاحمی بوق می زند.
اصلا کسی تصور نمیکند که اهل خلاف باشم.راستش هیچوقت فکر نمیکردم دخترهای باحجاب این همه امنیت داشته باشند.