اخلاق اسلامی
اخلاق جمع خلق بمعنای طبیعت، سرشت و نهاد می باشد . معنای اصلی اخلاق، عبارت است از آن چیزهایی که در نهاد یک انسان بطور طبیعی وجود دارد و یا بعبارت دیگرنرم افزار اصلی انسان که بوسیله آن با محیط پیرامون ارتباط برقرار می کند.
آن رفتاری که انسان بنابر اراده ی خود نسبت به اجتماع اطرافش دارد و اطرافیانش را به تمجید خود و آن رفتار خاص وادار می نماید ، رفتاری اخلاقی است که در نزد مردم باارزش است . در مقابل ، رفتاری که از شخص سرمی زند و باعث نفرت و انزجار مردم گشته و بالطبع فاقد ارزش و بهایی در نزد مردم است ، رفتار ضد اخلاقی نامیده می شود .
البته تمجید یا تنفر مردم صرفاً میزانی است برای سنجش چگونگی عمل . و پاداش و نتیجه عمل و رفتار اخلاقی یا ضد اخلاقی نمی باشد . چه اینکه افرادی رفتار اخلاقی یا ضد اخلاقی را صرفاً برای منافع شخصی خود مرتکب می شوند و شخصاً از آن بهره می گیرند یا متضرر می شوند.
منشأ اخلاق
مهمترین دیدگاهها در مورد منشأ اخلاق عبارتند از:
نظر فلسفی (رفتار اخلاقی از جانب انسان ، ارادی بوده و حاصل روشنگریهای عقل می باشد)
نظر علمی( که سقراط حکیم مروج آن بود و معتقد بود که اخلاق، همان تعلیم و تعلم است.)
نظر زیبایی ( از آنجا که اخلاقیات رفتارهای پسندیده و باارزش است ، الزاماً می بایست از روحی زیبا سرچشمه گیرد . افلاطون منحصراً سرچشمه اخلاق را عدالت ، و زیباترین پدیده را در این عالم عدالت می دانست)
نظر وجدانی(طرفداران این نظریه که عموماً مادیون هستند منشأ رفتار اخلاقی را وجدان می دانند و وجدان را تنها خوبی موجود در عالم تعریف می کنند. یعنی هرکس که اراده پیروی از نظرات وجدان خود را کند، خوبترین انسانها و رو به رشدترین آنهاست .
کانت سردمدار این نظریه می باشد)
نظر مذهبی (بنابر نظر اندیشمندان اسلامی اخلاقیات ابزارهای ارزشمند برای رسیدن به هدفی باارزش است و انسان برای رسیدن به سعادت و خوشبختی به اخلاق و رفتار اخلاقی روی می آورد. منشأ اخلاق ، صفات ثبوتیه خداوند است که انسان مؤمن سعی می کند با تخلق به این خصال حمیده به جایگاه اصلی خود که مقام خلیفۀ اللهی اوست نائل شود .)
بر اساس آموزه های دینی، محل اتصال انسان و خدا فطرت نامیده می شود. بنابراین اخلاق و کار اخلاقی رابط فطرت الهی انسان ومحیط پیرامون اوست .
اخلاق و کار اخلاقی بخاطر خدایی بودن و اتصالش با خیر محض و به نوعی معرف صفات الهی بودن ، تحسین برانگیز، دوستداشتنی و جلب کننده دیگران است و از همین روست که زبان، قومیت ، ملیت ، دین و دیگر انشعابات و تقسیمات انسانها و جوامع بشری در تشخیص اخلاقیات و کردار اخلاقی ایجاد مانع نمی کند و هر انسانی به صرف انسان بودن ، بسرعت و به تایید فطرت و وجدان و انسانیت متکی به ایندو، اخلاق و کار اخلاقی را تشخیص داده، می پسندد و تحسین می کند و همواره دوستدار چنین رفتاری از سوی همنوعان خود است.
اعمال و رفتار پسندیده نه تنها از فطرت نشأت گرفته وتوسط آن هم تشخیص و تحسین می گردد ، بلکه قدرت فاکره وتعقل انسان نیز ابزار کارآمد دیگری است که این پسندیدگی اعمال رابخوبی شناسایی نموده و نکو
می دارد.
لذا با تکیه بر عقل ، (عقل سلیم) هر عملی که نکو تشخیص داده می شود ، بعنوان رفتار و کردار اخلاقی معرفی می شود.
پس فطرت و عقل دو منبع شناخت و تحسین کار اخلاقی است و اگر هر یک از این دو منبع بدلایلی کارایی لازم در شناسایی و نکوداشت اعمال اخلاقی را نداشته باشند، دامنه تشخیص و تحسین اخلاقیات محدود
می گردد و به همین نسبت انسانها وجوامع بشری از فیض حضور و نتیجه مطلوب و سازنده اعمال اخلاقی محروم خواهند شد.
مکاتب امروز بشری که در پی صنعتی شدن ورفتن بسوی مادیت و مادیگرایی ، از سویی عقلانیت را وسیله ای برای تنظیم کردن خواسته های مادی و رفاهی انسانها والتذاذ سریعتر و بیشتر او می دانند و از سوی دیگر منکر وجود مبدأ هستی و عالم ماوراء الطبیعه بمعنای واقعی آن یعنی خداوند متعال هستند ، در واقع امکان تشخیص اخلاقیات را از خود سلب نموده اند و چون اقرار و اعتراف به این عجز، ریشه ی نه چندان مستحکم فلسفه ی وجودیشان را خواهد زد ، لذا این عجز را در قالب عقیده وایده ای مکتبی به جهانیان عرضه می دارند که اصلا وجود اخلاقیات وکردار ورفتار اخلاقی چه معنایی دارد و صرفا آن چیزی پسندیده و تحسین برانگیز است که بنابر عقل معاش ، متضمن پیشرفت و دستیابی بیشتر به لذت و رفاه مادی باشد .



نقل قول
