زنگار گناه، مانع تأثیر علم به قیامت
آن علمی که در لابهلای کتاب مدفون است که هرگز حافظ انسان نخواهد بود؛ علمی که در زیر غبارهای شهوت دفن شده است: (قَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا)، آنگاه از این علم دفنشده چه کار برمیآید؟! لذا در سوره «جاثیه» فرمود: (أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَی عِلْمٍ)؛ یعنی با اینکه عالِم است گمراه است؛ علمی آموخته و زیر غبار شهوت دفن شده، آن وقت از آن علم دفنشده کاری ساخته نیست. لذا در این آیه کریمه فرمود: «قرآن کسی را هدایت میکند که به آخرت یقین داشته باشد». یقین به آخرت با عملِ برای آخرت همراه است. اگر کسی آخرت برای او متیقّن است یعنی یک علمِ جزمی است [و] فراموش نکرده آخرت را، البتّه قرآن برای او مۆثّر است [و] به خوبی از این قرآن نور میگیرد.
قرآن برای کسی که قیامت را فراموش کرد اثر ندارد؛ فقط یک اتمام حجّت است: (لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَن بَیِّنَةٍ) قرآن برای کسی نور است که قیامت را پذیرفته باشد: (وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ)؛ ولی اگر کسی عالِم به قیامت باشد و آن شهوات جلوی علم را گرفته باشد [و] این علم دفنشده باشد، علمِ دفنشده مثل همان علمی است که لابهلای کتاب مدفون است
راز انکار قیامت/ شبهه علمی و شهوت عملی
اعتقاد به مبدئی که از انسان مسئولیت نخواهد سهل است، لذا مشرکین به خدا معتقد بودند که آسمانها و زمین را خدا آفرید؛ امّا به قیامت معتقد نبودند. و عدم اعتقاد به قیامت هم یا بر اساس شبهه علمی است یا بر اساس شهوت عملی که قسمت مهمّش مسئله دوم است.
شبهه علمی آن است که چگونه خدای سبحان این پراکندهها را دوباره جمع میکند و به اینها حیات میبخشد؛ در حالی که هر روز خدای سبحان در این جهانِ طبیعت پراکندهها را جمع میکند و به آنها حیات نباتی یا حیوانی یا انسانی میبخشد.
اگر کسی به خدا معتقد بود، مسئله معاد برای او از نظر علم حلّ است. عمده آن شهوتِ عملی است؛ نه شبهه علمی که این دو امر را در اوّل سوره «قیامت» خدای سبحان بیان فرمود؛ فرمود: شبهه اینها این است که میگویند: (أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ) ؛ حرفشان این است که استخوانهای فرسوده شده که به صورت ذرّات در آمد چگونه خدای سبحان دوباره اینها را جمع میکند؟