فرق اراده و مشیت.
مشیت یکی از صفاتی است که به تواتر در قرآن کریم و روایات ائمه معصومین علیهم السّلام از آن سخن گفته شده اگرچه حکماء و متکلمان به طور مستقیم دربارهی آن کمتر بحث کردند.
اما در قرآن کریم بیش از دویست مورد به این مسئله و مشتقات آن اشاره شده و حتی بیش از لفظ اراده تکرار شده است. برخی متکلمان مشیت را اعم و برخی اراده را اعم و برخی آن دو را مترادف دانستند. این مسئله به سبب ارتباط نزدیکی است که این دو صفت با یکدیگر دارند، لکن با ملاحظه و تدبّر در آیات و روایاتی که از ائمه (علیهم السّلام) رسیده، میتوان رابطهی آن دو را درک کرد.
صدرالمتألهین در شرح اصول کافی ذیل روایت:
«سأل العالم علیه السلام کیف علم الله؟ قال عَلِمَ و شاءَ و أرادَ و... فبعلمه کانت المشیة و بمشیة کانت الارادة...
از عالم (علیه السلام) (منظور امام کاظم علیه السّلام) سؤال شد علم خدا چگونه است؟ فرمود: دانست و خواست و ارده کرد و... پس مشیت او از علمش و ارادهی او از مشیّتش نشأت گرفته است.
پس علم به مشیت تقدّم دارد و مشیت در مرتبهی دوم و اراده در مرتبهی سوم است.
پس به معلوم قبل از هستی آن علم دارد ومشیت او به منشائی قبل از عینیت خارجی و ارادهی او به مراد قبلاز قیامش تعلّق گرفته، و اینها قبل از وجود تفصیلیشان و ترکیب خارجیشان در زمانشان مقدّر شدهاند.
پس خدای سبحان با علمش اشیاء را قبل هست شدنشان درخارج میداند و با مشیّتش صفات و حدود آنها را انشای آنها را قبل از ظهورشان در خارج میشناسد و با ارادهی حقیقت اشیاء را از رنگها و صفاتشان از هم جدا میسازد،به مشیت و ارادهی ازلی و ذاتی اشاره میکند.
از این روایت نتیجه میگیریم که:
اولاً: مشیت خدای سبحان در مرتبهی ذات هم ثابت است.
ثانیاً: اراده و مشیت رابطهی طولی دارند، چنان که در حدیث حضرت فرمود:
«المشیة ثانیة و الإرادة ثالثه» یعنی ابتدا مشیت خداوند به فعلی تعلق میگیرد، سپس خداوند اراده میکند. ثالثاً مشیت و اراده هر دو قبل از حدوث محدثات به آنها تعلق گرفته است.




نقل قول

