"سید اسماعیل حمیری و ماجرای هدایتش"
« داود رقی » میگوید:
به سید حمیری خبر رسید که امام صادق علیه السلام فرموده است:« سید کافر است. »
سید حمیری نزد امام رفت و گفت:« ای آقای من! با این همه محبتی که به شما دارم و به خاطر شما با دشمنان شما دشمنی میکنم، کافر هستم؟! »
امام صادق علیه السلام به او فرمود:« این دوستی و محبت سودی برای تو ندارد، زیرا تو به حجت و امام زمان خودت کافر هستی. »
آنگاه دست سید حمیری را گرفت و داخل اطاقی برد که قبری در آن بود.
امام دو رکعت نماز خواند و با دست به قبر زد. در این حال قبر شکافته شد و شخصی که خاک از سر و رویش میریخت از قبر بیرون آمد.
امام صادق علیه السلام به او فرمود:« تو کیستی؟ »
جواب داد:« محمد پسر علی و مشهور به محمد بن حنفیه هستم.»
امام به او فرمود:« من کیستم؟ »
پاسخ داد:« جعفر بن محمد ، حجت و امام زمان. »
با تماشای این صحنه سید اسماعیل حمیری از اعتقادش به امامت محمد بن حنفیه دست کشید
و اشعاری را در زمینه هدایتش و اعتقاد به امامت امام صادق علیه السلام سرود.





نقل قول










.gif)
