سورهی حدید، آیه 28
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ (اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا بترسيد و به رسولش ايمان بياوريد تا از رحمتش شما را دو بهره ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن راه بجوييد و گناهان شما را بيامرزد كه خداوند آمرزنده مهربان است.)
معانی ذکر شده برای نور در این عبارتند از:
1. نور یعنی رهبر و راهنما.[53] 2. نور قرآن است و یا هدایت است.[54] 3. مقصود از نور همان است که در آیه 12 سورهی حدید (يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ) به این معنا که یا نور حقیقی است که اولا خداست و بعد نور علم است که همان بصیرت است و نور در قیامت معرفت خداست[55] و یا نور آن چیزی است که مورد هدایت مؤمنین است[56] و یا هدایت به بهشت است.[57] 4. نور در آیه فقط نوری نیست که منحصر به قیامت باشد، بلکه مؤمنان در دنیا هم نور دارند. همانطور که در آیه 122، سورهی انعام ذکر شده است.[58] سورهی بقره، آیه 257
«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ» خدا ياور مؤمنان است و آنها را از تاريكى به روشنايى مىبرد، ولى طاغوت ياور كافران است و آنها را از روشنايى به تاريكى مىبرد. آنان جاودانه در آتشند.
مفسرین گفتهاند که مقصود از نور در این آیه یا هدایت است[59] و یا ایمان و طاعت میباشد[60] و در تفسیر نور الثقلین آمده است که مقصود از نور، آلمحمد (علیهمالسلام) هستند.[61] سورهی مائده، آیه 16
«يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ» خداوند بدان، طالبان و پيروان خشنوديش را به راههاى سلامت هدايت مىكند و از ظلمت به سوى نور مىبرد و آنها را به راه راست رهبرى خواهد كرد.
مفسرین گفتهاند که نور در این آیه نور ایمان[62] یا اسلام[63] یا راه مستقیم است[64] و یا نور امام علی(علیهالسلام) و ائمهی اطهار(علیه السلام) هستند.[65] سورهی انعام، آیه 1
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ ثُمَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ» سپاس خداوندى را كه آسمانها و زمين را بيافريد. و تاريكيها و روشنايى را پديد آورد و باز كافران به او شرك مىآورند.
1. منظور از نور در آیهِ، روز است و یا بهشت.[66] 2. مقصود از نور، نور محسوسی است که با چشم دیده میشود و یا نور یعنی اسلام، ایمان، نبوت و یقین است.[67] 3. مراد از نور طریق رحمانی و یا وجود است.[68] 4. نور به معنای هدایت است.[69] سورهی اعراف، آیه 157
«الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» آنان كه از اين رسول پيروى مىكنند، پيامبر امى كه صفاتش در تورات و انجيلى كه در اختيار دارند آمده است، كه آنان را به كار خوب فرمان مىدهد و از زشتىها بازشان مىدارد و پاكيزهها را براىشان حلال و پليديها را حرام مىشمرد و بارهاى سنگين و تكاليف شاق را از دوش آنها برمىدارد، آنان كه به او ايمان آوردند و حرمتش را رعايت كردند و از نورى كه بر او نازل شده است پيروى كردند، همان رستگارانند.
برخی از تفاسیر انجام شده در مورد معنای نور در این آیه از این قرار است:
1. مراد از نور در آیه قرآن است.[70] 2. مقصود از نور هدایت، بیان و رسالت و یا به معنای حق است.[71] 3. نور، علیابنابیطالب(علیه السلام) است.[72] سورهی رعد، آیه 16
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ (بپرس: پروردگار آسمانها و زمين كيست؟ بگو: خداست. بپرس: آيا غير خدا را براى خود برگزيدهايد كه مالك سود و زيان خود نيستند؟ بگو: آيا نابينا و بينا برابرند، يا تاريكى و نور يكسان است؟ يا شريكانى براى خدا قرار دادهاند كه مانند آفريدههاى او آفريدهاند و آفرينش بر آنها مشتبه شده است؟! بگو: خداوند خالق همه چيز و يكتا و چيره است.)
برخی معانی ذکر شده برای واژهی نور در این آیه عبارتند از:
1. مراد از نور در آیه هدایت، ایمان و علم است.[73] 2. مقصود ار نور ایمان به حق است.[74] 3. نور به معنای توحید میباشد.[75] سورهی ابراهیم، آیه 1
الر كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميدِ الف. لام. را. اين است كتابى كه بر تو نازل كرديم تا به فرمان پروردگار، مردم را از تاريكى به روشنايى و به راه خداى توانمند ستوده درآورى.
مفسرین گفتهاند که مراد از نور در این آیه هدایت[76] و ایمان است[77]. سورهی احزاب آیه 43
«هُوَ الَّذي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيماً» او به همراه فرشتگانش بر شما درود مىفرستد تا شما را از تاريكى به روشنى بيرون برند، و خدا با مؤمنان مهربان است.
مراد از نور در این آیه موارد زیر میباشد:
1. مراد از نور در این آیه معرفت خداست.[78] 3. نور به معنای هدایت است.[80] 4. مقصود از نور، اسلام، دانش و معرفت است.[81] 5. مراد از نور ایمان و طاعت است.[82] سورهی زمر، آیه 69
«وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ» (و زمين به نور پروردگارش روشن شود و نامه اعمال را در ميان بگذارند و پيامبران و گواهان را بياورند و در ميان آنها به حق داورى شود و بر كسى ستم نخواهد شد.)
دربارهی کلمه نور در این آیه، مفسرین گفتهاند منظور «عدل» خداوند است و علامه در المیزان به نقل از تفسیر الکشاف بیان میکند ممکن است مقصود «حق» هم باشد.[83] ظلمت در قرآن
در قرآن کریم ظلمت، مظهر تاریکی، ستم، زورگویی، تبعیض، بیعدالتی، گناهان، جنایات انسانی و غیر انسانی و تجاوز نسبت به یکدیگر است و هر آن کس در آن وادی قدم نهد در باتلاقی فرو رفته است که لحظه به لحظه و آن به آن تیرهروزی و سیاهبختی را برای خود و همراهانش بوجود آورده و از انسانیت به حیوانیت و از آن به عالم جمادات نزول کرده تا جایی که هیچگونه تکلیفی را برای خود احساس نمیکند. قرآن این حالت را چه زیبا تبیین میکند:
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الإْنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالأْنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ ؛ به یقین گروه بسیاری از جنیان و انسانها را برای دوزخ آفریدیم آنان دلها (عقلها)یی دارند که با آن (اندیشه نمیکنند) نمیفهمند و چشمهایی که با آن نمیبینند و گوشهایی دارند که با آن نمیشوند، آنان همانند چهارپایان هستند، بلکه وضعیت بدتری (گمراهترند) دارند، اینان غافلان کوردل (که در ظلمت به سر بردهاند) هستند، چرا که با داشتن همه گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند.[84] در ادامه به برخی از استعمالات این واژه در قرآن و دیدگاههای برخی مفسرین در مورد معنای آن اشاره خواهیم کرد:
سورهی انعام، آیه 59
«وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في كِتابٍ مُبينٍ» كليدهاى غيب نزد اوست و جز او كسى به آن واقف نيست، آنچه را در خشكى و درياست مىداند، هيچ برگى بى اطلاع او نمىافتد و هيچ دانهاى در نهانگاه زمين نمى ماند و هيچ تر و خشكى نيست جز اين كه در كتاب مبين مسطور است.
در مورد معنای «ظلمات» در این آیه گفته شده است که منظور باطن زمین است و یا منظور اين است كه در زير سنگهاى بزرگ، در طبقات زيرين زمين يا در زير چيزهاى ديگر پنهان باشد.[85] همچنین در تفسیر نور الثقلین آمده که منظور از ظلمات، ارحام است.[86] سورهی انعام، آیه 63
قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرينَ «بگو: چه كسى شما را از خطرات خشكى و دريا مى رهاند؟ آن گاه كه او را به زارى و نهانى مىخوانيد كه اگر ما را نجات دهد از شكرگزاران خواهيم بود.»
برخی مفسرین بیان داشتهاند که مراد از ظلمات در این آیه «سختیها و شداید» است.[87] در همین زمینه زجاج مىگويد: عرب به روزهاى سخت و دشوار «روز تاريك!» میگوید حتى گاهى مى گويد: «روزهاى ستارهدار!» يعنى ظلمت به حدى رسيده است كه همچون شب تاريك ستاره ها آشكار شدهاند.[88]. سورهی بقره، آیه 17
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ في ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُون «مثل آنها مثل كسانى است كه آتشى افروختند و چون اطرافشان را روشن كرد، خداوند روشنايى از آنان باز گرفت و در تاريكى رهایشان ساخت و چيزى را نمىديدند.»
در مورد معنای واژهی «ظلمات» در این آیه تفاسیر زیر صورت گرفته است:
1. ظلمت، عدم نور است.[89] 2. مراد از ظلمت، کفر و نفاق است.[90] 3. منظور از ظلمت یعنی نفاق و کفر و تاریکی در روز قیامت یا ضلالت و عقاب سرمدی و تاریکی شدید یا غضب و خشم خدا.[91] 4. «ظلمت» به معنای ندیدن فضل اهلبیت پیامبر(ص) میباشد.[92] سورهی زمر، آیه 6
خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ يَخْلُقُكُمْ في بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ «او شما را از يك تن آفريد و همسر او را از جنس خودش. از چارپايان برايتان هشت جفت پديد آورد و شما را در شكم مادرانتان در تاريكى سه گانه مرحله به مرحله آفريد، اين خدا پروردگار شماست كه فرمانروايى از آن اوست و جز او معبودى نيست، پس به كجا رو مى آوريد؟»
مفسرین گفتهاند که مراد از ظلمات سه گانه، ظلمت شکم، رحم و مشیمه است.[93] سورهی بقره، آیه 257
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُون «خدا ياور مؤمنان است و آنها را از تاريكى به روشنايى مىبرد، ولى طاغوت ياور كافران است و آنها را از روشنايى به تاريكى مىبرد. آنان جاودانه در آتشند.»
در مورد معنای ظلمت در آیه فوق موارد ذیل ذکر شده است:
1. مراد از ظلمت کفر است.[94] 2. مقصود از ظلمت گمراهی است.[95] 4. مراد از ظلمت پیروی از هوای نفس، پذیرش وسواس و شک و شبههایست که به طرف کفر میبرد.[97] 5. ظلمت عداوت آل محمد است.[98]