زندگی نامه سینوهه ( ولیعهد مصر و صرع او )
ولیعهد خورشید را نگریست و گفت تمام ملت ها فرزند او هستند زیرا او (آتون) است و بعد با انگشت به طرف خورشید اشاره نموده و افزود تمام زمان ها و زمین ها به او تعلق دارند و من در طبس یک معبد برای او خواهم ساخت و شکل او را برای تمام سلاطین خواهم فرستاد و من از او به وجود آمده ام و به او بازگشت خواهم کرد.
جوان نیزه دار بعد از شنیدن این حرفها گفت تردیدی وجود ندارد که او دیوانه است و شما حق داشتید که او را به صحرا آوردید تا اینکه معالجه اش کنید.
من گفتم او دیوانه نیست بلکه در حال صرع توانسته خدای خود را ببیند ولی ما حق نداریم که در خصوص آنچه وی دیده ازاو ایراد بگیریم زیرا هر کس میتواند هر خدائی را که میل دارد بپرستد و طبق گفته او عمل کند.
ما ولیعهد را بلند کردیم و به طرف شهر بردیم و چون بر اثر حمله صرع ضعیف بود از دو طرف ، بازوهای او را گرفتیم و قوش هم مقابل ما پرواز میکرد و نزدیک شهر من دیدم که یک کاهن با یک تخت روان و عده ای از غلامان منتظر ولیعهد هستند و ازروی حدس و تقریب فهمیدم که کاهن مزبور باید همان (آمی) باشد.


نقل قول
