سفر به كوه هاى ياجوج و ماجوج
ذو القرنين بعد از مسافرت به منتهى اليه مشرق دوباره حركت كرد، سرزمين ها را در نورديد تا به تنگه اى در ميان يك سد طبيعى طولانى رسيد. اين سد طبيعى، احتمالا كوه هايى بوده كه همچون يك ديوار عظيم بين دو منطقه فاصله انداخته بودند و تنها راه ارتباطى بين آن دو منطقه، تنگه اى بيش نبوده است; تنگه اى كه آن رشته كوه هاى طولانى را به دو نيم كرده و تبديل به دو ديوار مى كرده است و ظاهرا كلمه سدين دو سد در قرآن به همين معناست:
ثم اتبع سببا حتى اذا بلغ بين السدين وجد من دونهما قوما همچنان راه خود را ادامه داد تا به ميان دو كوه رسيد و در كنار آن دو كوه مردمى را يافت... . نزديك آن تنگه، گروهى از مردم زندگى مى كردند و اين همان تنگه اى است كه به درخواست مردم ساكن آن منطقه، سد ذو القرنين بر آن ساخته شد.
مردمى كه نزديك آن تنگه زندگى مى كردند اين مردم، از نظر فهم افراد بسيار ساده اى بودند. مرحوم علامه طباطبايى در توضيح آيه كريمه وجد من دونهما قوما لا يكادون يفقهون قولا در نزديكى آن دو كوه مردمى را ديد كه هيچ سخنى را نمى فهميدند، چنين فرموده است: اين جمله كنايه از سادگى و بساطت فهم آن مردم است (18) .
اما در عين حال كه در اين حد از فهم و سادگى بودند، با ديدن ذو القرنين و شناخت توانايى هاى او، از وى درخواست ساختن سدى كردند و از پيشنهاد پرداخت دستمزد به ذو القرنين معلوم مى شود كه هم داراى فهم اقتصادى بوده اند و هم امكانات اقتصادى داشته اند.
همچنين از نظر نيروى كار، شناخت آهن و فلزها و توانايى و امكان بهره بردارى از آن، در حد قابل قبولى بوده اند كه جزئيات آن در ضمن داستان سدسازى معلوم خواهد شد.


نقل قول
