وقتی چنین شد واهل حال گشتی والهامهای قلبی به تو روی آورد, بهشتی را که بندگان صالح خدا با کار شایسته و پالایش دلهای سخت , بدان رسند, به ارث بری .
علامت آن : پیدایی عشق و علاقه به انابه و توبه است چه , پدیدار شدن پشیمانی و تضرع درانسان ,اولین گامی است که بنده در ساحت قدس ربوبی می گذارد و شیرینی دلپذیر قرب او را, می چشد.
معبودا! کینه رااز دل ما بزدای , تا لیاقت جلوس بر مادبه ات را بیابیم .
بارالها! طعم عفو, شیرینی آمرزش و رحمت خود را بر ما بچشان , تااز سیاهیهای ذلت بیرون بیابیم و لباس کفر و نفاق رااز تن بدریم . به تو شکوه می بریم که تو ملجا هر شکایتی.
از ره رفته ای چنین نقل شد:
حمد را سه رویه است . نخست : وقتی که نعمتی از خدا به تو رسید, عارف به دهنده آن بشوی . دیگر آن که به آنچه تو را بخشود, خرسند باشی سوم آن که تا نیرویش در بدن توست , نا فرمانی اش نکنی .
از سقطی , در باب جایگاه و شرایط حمدی که مقصود را برآرد, چنین رسیده است .
از او پرسش شد, چگونه می توان حق طاعت او را پاس داشت ؟ گفت : من سی سال از گفتن یک ( الحمد الله ) استغفار کرده و آمرزش خواستم .
پرسیده شد: چگونه ؟
گفت : در شهر بغداد آتش سوزی در گرفت , مغازه ها و خانه های بسیاری بسوخت . خبر دادند: مغازه من نسوخته است .
گفتم : [الحمدلله] . در حقیقت , من , براین که مغازه ام , در بین بقیه مغازه ها, سالم مانده است , شادمان شدم واین , خلاف دین و مروت است زیرا مروت حکم می کرد که :از سوختن مغازه ها و خانه های دیگران اندوهگین گردم.
من , در پی بررسی درستی و نادرستی این سخن نیستم , ولی به خوبی دریافته ام که انسان را نفسی فریب دهنده , حیله گر, تیز و دمخور با شیطان رانده شده است .
نهایت هم نفس اماره , کشاندن انسان به دامن این دمخور خبیث است .
بسیار دیده می شود که انسان بر خوانی پراز نعمت نشسته , مشغول خوردن است و هیچ توجهی به صاحب نعمت ندارد و حتی یک مرتبه او را به زبان نمی آورد و گاهی پیش می آید که غذای سفره باب طبع او نیست : هم کم است و هم پایین , ولی خدا را به یاد می آورد و بسیار حمد و سپاس او می کند, بی خبرازاین که این حمد و سپاس در ورای خود نوعی کفر,الحاد و ناخوشنودی به داده خدا را در بر دارد.او, می خواهد بااین حمد زبانی , خشم و ناراحتی درونی خود را فرو نشاند. به خدااز شر دشمنان شیطان و نفس اماره پناه می بریم .
پاورقی ها:
1. علامه بزرگوار, حاج آقا مصطفی خمینی را تفسیری جامع وارجمند بر قرآن است .اگر چه مجال ادامه آن را نیافت , ولی در همین زمان اندک , روشن نوینی را در تفسیر قرآن پی ریخت .او, همه دانشها را در جهت به نطق در آوردن قرآن به کار گرفت و هر آیه را با نگاه فقهی ,اخلاقی , عرفانی فلسفی ,اجتماعی و... کندوکاو کرد.
در پایان تفسیر بیشتر آیات , عنوانی را به[ اخلاق و موعظه] اختصاص داد. و بااین فرازاخلاق و پند واندرز, خواننده را با خود, به ملکوت آسمانها می برد و راههای سلوک را به رهروان کوی یار, نشان می دهد.
موعظه ای که پیش دید شماست موعظه ای است که در پایان تفسیر آیه [ الحمدلله رب العالمین] سوره[ فاتحه الکتاب] آمده است .
(تفسیرالقرآن الکریم , ج 1.268)