نکات سیر و سلوکی از حضرت آیت الله محمد صالح کمیلی حفظه الله
1. شروع به توبه ي عمل به نحوي كه در اعمال يكشنبه ي اول ذي القعده درمفاتيح الجنان ذكر شده. سالك بايد آن را هر سال تكرار كند و هر چند گاهي در اوايل سلوك آن را بجا بياورد.
2. هميشه با وضو و طهارت بودن.
3. اينكه سالك نفس خود را هر روز به چهار كار متعهد كند:
اول: مشارطه؛ هنگام مشارطه هر روز صبح موقع بيدار شدن از خواب است. و آن اينگونه است كه برنامه ي عملي خود يعني آنچه قرار است از صبح تا شب انجام بدهد و يا ترك كند به خود عرضه دارد بعد از آنكه آن را در جدولي بنويسد و يا اينكه به ذهن بسپارد و با نفس خود شرط ببندد كه به كامل ترين نحوي آن را بجا بياورد.
دوم: مراقبه؛ مراقبه در پله ي دوم بعد از مشارطه است. يعني سالك درطول ساعات روز از چيزهايي كه هنگام صبح عرضه و شرط كرده مراقبت كند. چرا كه مشارطه بدون مراقبه ي هميشگي فايده اي ندارد.
سوم: محاسبه؛ محاسبه قبل از خواب است. اين كار براي آن است كه ببيند آيا به آنچه بر خود واجب كرده بود عمل كرده يا نه. به اين ترتيب اگر جدول عملش كامل بود بايد خدا را شكر كند كه چنين توفيقي داشته و اگر ناقص بود نوبت به مؤاخذه و كيفر نفس مي رسد كه اين كار كار چهارمي به شمار مي آيد پس بايد با قضاي كارهايي كه انجام نداده نقصان خود را جبران كند؛ البته اگر تدارك آن به وسيله ي قضا كردن باشد؛ مانند قضا شدن نماز واجب يا مستحبي، و يا ممكن است راه تدارك طلب حلاليت باشد. چنانچه موضوع حق الناس باشد؛ مثل غيبت كردن و مانند آن و گاهي تدارك كردن گذشته ها كار بيشتري مي طلبد. مثلا آن كه نفس خود را با روزه يا انفاق يا توبه ي مجدد و گريه و استغفار آزار بدهد و بدين ترتيب خودش را با دست خودش به چيزهايي كه با درجه ي ارتكاب جرمش تناسب دارد تنبيه و ادب كند. سالك بايد بداند كه اگر براي مدتي پي در پي به اين دستور العمل پاي بند شود، به زودي خواهد ديد كه چگونه ترك گناهان و انجام واجبات براي او آسان مي گردد و اين دستور حتي نسبت به غير مبتدي ها هم صادق است. هر چند در كميت و كيفيت آن تفاوتي وجود دارد.
4. كم گويي، كم خوري و كم خوابي. اينها در نورانيت قلب تآثير دارد.
5. ذكر هميشگي سالك بايد يكي از موارد زير باشد:«لا اله الا الله» يا «الحمد لله» «يا حي يا قيوم»، «لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين» و «استغفرالله ربي و اتوب اليه» سالك بايد به تناسب حال خود يكي از اين اذكار را آزمايش كرده انتخاب كند. و اما ذكر خاص؛ پس بايد آن را استاد به او بدهد.
6. نفسش را تمرین بدهد بر صمت و سکوت، تا اینکه به ملکه سکوت برسد.
7. سالك بايد هنگام خواب رختخواب خود را مثل مرده درقبر يا حالت خوابيدن محتضر، رو به قبله بيندازد، همچنين در نشستن و مطالعه و بقيه ي كارهايش نيز بايد اين رو به قبله نشستنـ به شرط اين كه سالك به آن عادت كند، حالت تشهد است در نماز، چرا كه ادب ويژه اي در اين حالت ملموس است.
8. خواب او بايد يك چهارم مجموع ساعت هاي شبانه روز باشد، يعني فقط شش ساعت. كسي كه خيلي خسته است مي تواند يك ساعت بيشتر بخوابد.
9. غذا نخورد مگر اينكه احساس گرسنگي شديد كند و دست از غذا بكشد در حالي كه هنوز اشتها دارد. به عبارت ديگر معده ي خود را از غذا سنگين نكند و از خوردن تنقلات مثل تخمه و مانند آن خودداري كند و چيزي ما بين وعده هاي غذايي نخورد.
10. سالك بايد به رسول اكرم (ص) و ائمه طاهرين (ع) توسل داشته باشد و ايشان را در قلب خود حاضر بداند، خصوصا امام عصر(ع) را، چرا كه او همان وجه خداست كه اوليا به آن رو ميكنند. مداومت بر ياد ايشان موجب پديد آمدن ملكه ي حضور مي شود.
11. در خوف و رجا ميانه رو باشد.
12. زماني كه در زندگي مشكلاتي به او روي آورد، چه از نوع قضا و قدر باشد و دست خودش نباشد و چه از نوع ديگر، دهان به «چرا و چگونه» نگشايد. نه به زبان اين حرف را بزند و نه با دل. چرا كه در غير اينصورت اجر و منزلتش ار دست خواهد رفت. با تمرين اين حالت از مرتبه ي رضا و تسليم بهره مند خواهد شد.
13. سعي كند از موارد شبهه انگيز در خوراك، نوشيدني، لباس، خانه و ... دوري نمايد و به آنچه كه شكي در آن ندارد اكتفا نمايد. « رها كن آنچه را شك داري به آنچه در آن شك نداري و يقين داري.» اين مضمون در حديث آمده؛ البته در موارد ضروري و يا جايي كه احتمال گرفتاري به مرض وسواس است. در جايي كه شبهه را از غير شبهه با نور باطن مي توان تشخيص داد و يا جايي كه دليل متقني براي شبهه ناك بودن وجود ندارد و مي توان محل صحيحي پيدا كرد تسامح و اغماض جايز است.
14.به تدريج دوستانش را كم كند و از رفت و آمد با اهل غفلت و دنيا پرهيز كند و آنان را با انتخاب برادران ديني و الهي جايگزين كند و به اندازه ي محبت و شناختي كه با آنها دارد ايشان را زيارت كند و با ايشان رفاقت داشته باشد، آن هم به اين شرط كه به درد هم بخورند و همديگر را در راه خدا كمك بدهند.
15. كار خير را بخاطر مرسوم و متعارف بودنش، يا بر اساس تقليد و يا عادتي از عادات عرفي انجام ندهد، طوري كه خود را براي انجام دادن آن كار بخاطر رسومات اجتماعي و يا سنت هاي ساختگي خانوادگي و قومي و خويشان مجبور ببيند. و در صورت لزوم اين قبيل كارها را به مقدار اضطرار و با نيت اخلاص براي خدا انجام دهد. سيد بحرالعلوم رحمه الله در رساله اش آورده ترك عادات و رسوم، يكي از منازل سلوك است.
16. سالك بايد از اهل غفلت دوري كند. اهل غفلت ممكن است شامل خويشاوندان و زن و بچه نيز باشد. لذا بايد در اداي حقوق ايشان به مقدار لازم از معاشرت اكتفا كرد.
17. با غفلت و نيات بد به وسيله ي تذكر هميشگي و به وسيله ي ايجاد قلبي كه از رذائل با كسب فضايل پاك و سليم شده، بجنگد. و اما بدست آوردن اخلاق حميده و دوري از اخلاق ناپسند نيز نقش مهم در تزكيه و تهذيب نفس دارد كه قبل از وارد شدن به ميدان عرفان و سلوك باطني مي باشد.
18. بر حسن اخلاق و معاشرت خود با پدر و مادر، خانواده، همسايه ها و كسي كه با او به سببي برخورد دارد محافظت نمايد. (منظورش خوش برخوردي با مردم است. )
19. در سختي هاي راه به خدا و استادش اعتراض نكند.
20. در حضور و غياب استاد احترام او را كاملا نگه دارد و ارتباط روحي خود را با او حفظ كند و در غياب او وي را دعا نمايد، هر چند كه غيبت او به طول بينجامد و در سرزمين ديگري باشد.