البته عده ای فسق را به معنای خروج از اطاعت خداوند با ارتكاب گناهان بزرگ دانسته اند و گفته اند كسی كه به سوی معاصی و گناه كشش دارد و در انجام و گسترش آن تلاش می كند انسان فاجر است. البته این تفاوت از سوی همگان پذیرفته نشده است.
برخی دیگر گفته اند كه فسق با ترك واجبات و ارتكاب محرمات تحقق می یابد و كسی كه مكروهی را انجام دهد و یا مستحبی را ترك كند، فاسق نامیده نمی شود. برخی دیگر نیز كفر و ظلم و گناه را از مصادیق فسق دانسته اند.
مصادیق فسق از نگاه قرآن کریمفسق در قرآن مجید، به معنای عام آمده است كه شامل مجرمان (گناهكاران)، منافقان، كافران و مشركان و مستكبران و فاسدان و ظالمان می شود؛ و صفت مشترك همه آن افراد، عصیان و اطاعت نكردن از دستورهای خدای حكیم رئوف است.
در قرآن، قمار و تقسیم گوشت قمار با ازلام به عنوان فسق دانسته (مائده آیه 3) و در برخی دیگر از آیات مصرف گوشت میت و خون ریخته شده و خوردن گوشت خوك نیز به عنوان فسق معرفی شده است. (انعام آیه 145) در برخی از آیات نیز، هم جنس بازی و دیگر رفتارهای بیرون از دایره غریزه و فطرت مانند لواط و مساحقه به عنوان فسق مطرح شده است.
به نظر می رسد كه هرگونه محرماتی كه برای انسان زیان داشته باشد و سلامت روحی و جسمی بشر را به خطر افكند به عنوان فسق تلقی می شود، چنان كه رفتارهایی كه جامعه را از مرزهای اخلاقی بیرون برد و خانه و خانواده را تهدید كند نیز به عنوان فسق شناسایی و معرفی شده است كه از جمله آن لواط و مساحقه می باشد.
به هر حال، خروج از حق، خروج از طاعت خداوند، پرده دری و بیرون بردن چیزی از وجه صحیح آن به وجه فسادش از معانی فسق است.
واژه «فِسق»، در قالبهاى گوناگون، پنجاه و چهار بار در قرآن آمده و در موضوعات و مصادیق مختلفى به كار رفته است از جمله:
1. در مورد انحرافهاى فرعون و قوم او: «انّهم كانوا قَوماً فاسقین»( نمل، 12)
2. در مورد افراد چند چهره و منافق: «انّ المنافقین همُ الفاسقون»( توبه، 67)
3. در مورد آزار دهندگان به انبیا و سركشان از دستورات آنان:«قالوا یا موسى انّا لنندخلها... القوم الفاسقین»( مائده، 24 - 26)
4. در مورد كسانى كه طبق قانون الهى داورى و قضاوت نمىكنند: «و مَن لم یحكم بما اَنزلَ اللّه فَاولئك هم الفاسقون»( مائده، 47)
5. در مورد حیله گران: «...بما كانوا یَفسقون»( اعراف، 163)
6. در مورد كسانى كه وظیفهى مهم امر به معروف و نهى از منكر را رها مىكنند: «اَنجَینا الّذین یَنهَونَ عن السوء و اَخَذنَا الّذین ظلموا... بما كانوا یَفسقون»( اعراف، 165)
7. در مورد كسانى كه خانه، تجارت، فامیل و مادّیات را بر جهاد در راه خدا ترجیح مىدهند: «ان كان آبائكم... اَحبّ... واللّه لا یَهدِى القومَ الفاسقین»( توبه، 24)
8. در مورد گناهان علنى و انحرافات جنسى و شهوترانىهاى ناروا. (قرآن به قوم لوط كه گناه را در مجالس علنى و بىپروا انجام مىدادند، لقب فاسق داده است) «رِجزاً من السماء بما كانوا یَفسقون»( عنكبوت، 34)
9. در مورد بهرهگیرى از غذاهاى حرام: «حُرّمت علیكم المَیتَةُ و الدّم... ذلكم فِسق»( مائده، 3)
10. در مورد تهمت زدن به زنان پاكدامن: «یَرمُونَ المحصنات... اولئك هم الفاسقون»( نور، 4)