ويژه نامه شهادت جانگدازمولي الموحدين ٬
مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام
![]()






| ❤ |
ويژه نامه شهادت جانگدازمولي الموحدين ٬
مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام
![]()
ویرایش توسط همکارمدیرسایت : 12-05-2019 در ساعت 18:53
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
موضوعات تصادفی این انجمن:
- با بچه ها در روز رحلت پیامبراکرم (ص)
- ویژه نامه شهادت جانسوز امام جواد علیه...
- llı. ۩✿۩.ıll کوچ غریبانه {ویژه نامه شهادت...
- ▌◄ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي رهبر...
- شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت...
- ویژه نامه شهادت امام هادی علیه السلام {مشعل...
- ۩•*•۩ هجرت خورشید {سوگنامه وفات جانگداز...
- ویژه نامه اربعین حسینی{باساربان بگوئید احوال...
- ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام...
- غریب سامراء *ویژه نامه شهادت امام هادی علیه...






| ❤ |
قطره اي از اقيانوس بيکران کلام گهربار
اميرالمومنين ٬حضرت علي عليه السلام
صُن دینَكَ بِدُنیاكَ تَربَحهُما وَ لا تَصُن دُنیاكَ بِدِینِكَ فَتَخسَرَهُما
دین خود را با دنیایت حفظ کن تا هر دو را ببرى ،
و دینت را وسیله حفظ دنیایت قرار مده ،
که هر دو را مى بازى
غررالحکم و دررالکلم ، ح 5861
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 20-07-2013 در ساعت 23:59
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
سیاهی شب، گستره آسمان خاموش کوفه را در نوردیده به انتظار سپیدهای که تاریخ را تا قیامت غصهدار میکرد، ناباورانه کتاب زمان را ورق میزد.
از خانه های نیرنگ، تنها فریاد سکوت به گوش زمان میرسید. گویی همه کوفیان سر بر بالین غفلت ابدی نهاده بودند و خواب هزار رنگیشان را نظاره میکردند.
چشمان او همچون صاعقهای در دل یلدای شب میدرخشید.
آن شب در برق چشمان پر رمز و رازش، وصال معنا میشد.
سالهای سال، غریبی، همنشین روزش بود. شهید سکوت شده بود و مُهر خاموشی بر لبانش نقش بسته بود.
تنها رازدار لحظه های غُربتش، سینه تاریک چاه بود و خلوت نیمه شبهای مبهوت نخلستان.
آن شب، سرنوشت حیات صبر رقم میخورد.
دستان در، با التماس او را از رفتن بازداشتند، امّا او درنگ نکرد و پای بر خلوت کوچه گذارد.
مرغان انتظار به سویش رفتند و همچون پروانه، گرد شمع وجودش چرخیدند و با بالهای سرشار از خواهش و تمناشان، راه خدایی را بستند، ولی باز او درنگ نکرد.
از قدمهای باصلابتش، آوای رفتن به گوش میرسید و از چشمان پر رمز و رازش، میشد فهمید که منتظر زیارت خداست. در هیاهوی آن لحظههای آسمانی، مسجد کوفه، مشتاق و بیقرار وصالش بود و محراب، تشنه چشمهای بارانی و زمزمه های ربانیاش.
علی آمد و از حنجر سکوت، آخرین اذان سرخ را تا اوج عروج پرواز داد و در محراب محبوب، به نماز با معشوق قیام کرد. لحظهای بعد، سر بر آستان دوست گذاشت تا خویش را تا ابد، رستگار سازد و زمانه را داغدار. فرق عدالت با خنجر کین شکافت.
لباس احرام خورشید، رنگ خون گرفت و زمین و زمان، فریاد بیکسی سر داد و اشک ماتم فرشتگان از سینه آسمان بر زمین فرو چکید.
مرغ جان او که غایت آفرینش بود، از ورای مظلومیتی سرد و سنگین، رها شد و عالم و آدم را در غمگنانه ترین مصیبت فرو بُرد.
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 20-07-2013 در ساعت 23:59
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
«صلی الله علیک یا يا مولاي يا امیرالمؤمنین علیه السلام»
آسمان شهر باید صاعقه خون بر زمینیان بباراند.
و کوههای درهم و سخت از خون فرو بریزند.
بیدهای مجنون سرهای خمیده را به زمین بیاسایند.
گلهای پَرپَر و شمعهای سوزان
گرد خانه حیدر به طواف برخیزند.
کودکان با چشمان اشکبار و قلبهای درهم تپیده نالان،
سرهای یتیمی را به آستانه در می کوبند.
کاسه های شیر لبریز و چشمان منتظر،
در دل و دعایشان خدایا حیدر«پدر ما»؛
ای کاش هیچ کس به یتیمان نگوید
شیر خدا چشمانش را فرو بست.
ای کاش صدای ناله حسنین
و پسران ام البنین به بیرون برنخیزد.
یتیمان کوفه دیگر طاقت ندارند.
صدای ناله ها به آسمان برنخیزد.
دختر علی طاقت ندارد.
گاه مولا سرش را میان چاه فرو می برد.
و گاه غریبانه میان نخلستان های کوفه می گریست.
که نکند زینبش اشک چشمان و سوز ناله دل غریبش را بشنود.
مولایم راز دلش،سلام های بی جواب!
چادر خاکی صورت نیلی و غریبی کودکانش را؛
با چاه همنوا می شد.
ای خدا دخت علی چه می بیند؟
آن روز دستهای بسته و امروز فرق شکسته
اعظم الله اجورک يا صاحب الزمان (عج)
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 21-07-2013 در ساعت 00:00
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
علی این مظهر عدل الهی چون دگر شبها
فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکبها
چه در پیش است کز باغ فلک بوی خزان خیزد
ز دشت شب چو نرگسها نمیرویند کوکبها
مگر رنگین ز خون پاک او محراب خواهد شد
که میروید به ناکامی گل افسوس بر لبها
تب و تابی به جانش شعله افکنده است و میداند
که در خون سحر بیتاب میگردد از این تبها
چه افتاده است در کرّوبیان عالم بالا
که میگریند و مینالند با فریاد یاربها
علی کو دین احمد را علم بر بام گردون زد
ز پا افکند با تیغ دو سر رایات مرحبها
چو مهر خاوری غلتید در خون سحرگاهان
به هنگامی که با معبود در دل داشت مطلبها
علی شد کشته با شمشیر کین کز دیدگان، «مشفق»
فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکبها
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 21-07-2013 در ساعت 00:00
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
باي ذنب قتلت ؟؟!!
آخرین ساعات بیست و یکم ماه رمضان، لحظات آخر عمر علی را اعلام میدارد . علی کعبه آمال عارفان و قبله ناسکان و زاهدان و الگوی اولیای خدا; علی آینه تمام نمای رسول خدا و مجمع همه فضائل و کمالات انسانی . رادمردی که علمش و اخلاقش و منشش و شجاعتش و کرامتش و زهدش و جوانمردیش و سخاوتش زبانزد خاص و عام ، دشمن و دوست، کافر و مسلمان میباشد، به دست شقی ترین مردم ، در پگاه نوزدهم رمضان شب قدر اولیاء با شمشیر زهرآگین ضربه میخورد و پس از دو روز، سرانجام به لقاء محبوب میرسد و از رنج های دنیا آسوده میشود .
آنچه مایه تعجب است، این که چقدر باید شقاوت و سنگدلی در قاتلین علی وجود داشته باشد که چنان شخصیت والایی و انسان کاملی را به قتل برسانند؟
آیا آن همه سخنان درربار پیامبر را در شان علی نشنیده بودند ؟
چرا٬ شنیدند و از نزدیک شاهد آن بودند ولی چون بصیرت نداشتند ، ترتیب اثر نمیدادند .
شناخت علی ایمان و تقوا میخواهد و آنان از ایمان تهی بودند و بویی از تقوا به مشامشان نخورده بود .
«یا علی لا یحبک الا مؤمن و لا یبغضک الا منافق»
ای علی! دوستت ندارد جز مؤمن و دشمنت نمیدارد جز منافق
و چه زیادند آن منافقان کوردل که در تمام مدت چهار سال خلافت امیرالمؤمنین با او جنگیدند و کارزار کردند .
برخی به خاطر دشمنی های دیرینه و برای انتقام از کشته شدن پدران و اجدادشان با شمشیر ذوالفقار و برخی به خاطر حب جاه و مقام ٬ ولی آنچه از همه دردناکتر است آنان که به خاطر رسیدن به منصب با علی میجنگیدند در حالی که همان ها در رکاب رسول خدا (ص) کارزار کرده بودند و روزی شمشیرشان اسلام را یاری میداد.
طلحه ها و زبیرها ! این ها دل علی را بیش از دیگران آزرده میکردند و او را رنج میدادند .
میگویند وقتی حضرت ، شمشیر زبیر را پس از به هلاکت رسیدنش مشاهده کرد ، متاثر شد و شاید هم گریست زیرا باور نمیکرد چنین مدافعی از اسلام ، روزی بر مجسمه اسلام حقیقی و بر قرآن ناطق شمشیر بکشد و در لشکر دشمنان اسلام درآید .
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 21-07-2013 در ساعت 00:01
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
روايات رسول خدا (ص) در باره حضرت علي عليه السلام
یکی از پژوهشگران اسلامی معتقد است که بیشتر روایاتی که از رسول خدا (ص) درباره علی علیه السلام نقل شده ، مربوط میشود به سال آخر عمر آن حضرت .
آری! پیامبر (ص) خود میدید که برادرش و وصیش و جانشینش و نور دیدهاش، پس از او، گرفتار چه جانوران خون آشامی میشود .
رسول خدا مشاهده میکرد که پس از رحلتش، برای بیعت گرفتن از علی در خانه دخترش را میسوزانند و او را بین در و دیوار فشار میدهند .
پیامبر خوب میدانست که این سست عنصران بیوفا ، پیش از خشک شدن آب غسل بدن مطهرش ، توطئه میکنند و علی را خانه نشین مینمایند و با زور سرنیزه ، یاران علی را به بیعت وامیدارند و سپس با علی آن کار میکنند که تاریخ را برای همیشه ننگین ساخته است.
ولی علی علیه السلام همچون در شهواری در تاریخ اسلام می درخشد و تابش نور وجود مقدسش تا قیام قیامت ، قلب حق جویان و خدا خواهان را فروغی جاودانه میبخشد .
در کتاب خصائص نسایی، ص۸، آمده است:
روزی که علی علیه السلام به شهادت رسید، امام حسن مجتبی علیه السلام عمامه ای سیاه پوشیده بود، مردم را جمع کرد و خطبه ای خواند ، در آن خطبه فرمود:
«لقد قتلتم بالامس رجلا ما سبقه الاولون و لایدرکه الآخرون و ان رسول الله صلی الله علیه و آله قال : لاعطین الرایه غدا رجلا یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله و یقاتل و جبریل عن یمینه و میکائیل عن یساره ثم لا ترد رایته حتی یفتح الله علیه»
ای مردم! دیروز رادمردی را به قتل رساندید که در گذشته کسی به مقامش نائل نیامده و در آینده احدی به او نمیرسد و همانا رسول خدا درباره اش فرمود: فردا پرچم را به دست رادمردی میدهم که خدا و رسولش را دوست میدارد و خدا و رسولش او را دوست میدارند . او هنگامی که جنگ میکرد جبرئیل در طرف راستش و میکائیل در طرف چپش قرار داشتند و بازنمی گشت جز آنکه با فتح و پیروزی همراه باشد .
این روایت را بسیاری دیگر از علما و مورخان اهل سنت مانند صاحب «کنزل العمال» و نویسنده «ذخائر العقبی» و هیثمی در مجمعش نقل کرده اند .
جالب اینجاست که حضرت مجتبی خطاب به مردم میکند و میفرماید: کسی را به قتل رساندید ! در این جمله خطاب به یک نفر نیست ، گویا افراد زیادی در قتل علی دست داشتند و یا منتظر مرگش بودند زیرا او تا زنده بود ، هرگز اجازه نمیداد شب پرگان و خفاشان به پرواز درآیند و همه جا را آلوده نمایند .
تا علی زنده بود هرگز نمیگذاشت روبه صفتان منافق زمام امور امت اسلامی را به دست بگیرند و اگر آن سالیان دراز پس از رحلت پیامبر، صبر کرد به خاطر قرآن و حفظ کیان اسلام بود وگرنه خود میفرماید :
به خدا قسم اگر تمام اعراب برای کارزار با من گردهم آیند، من از میدان فرار نمیکنم و آخرین آنان را با همان جرعه ای که به اولینشان دادم ، به دوزخ میفرستم . .
و در خطبه شقشقیه ، پس از درد دل کردن با مردم و اعلام مظلومیتش میفرماید :
راه چاره ای جز صبر و شکیبایی نداشتم ، پس دیدم صبر کردن با عقل سازگارتر است ، صبر کردم در حالی که خار در دیده و استخوان در گلویم گیر کرده بود .
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 21-07-2013 در ساعت 00:01
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
بررسي شان و منزلت حضرت علي عليه السلام در روايات اهل سنت
شگفتا ! علی با آن مقام والا که همه از او سراغ داشتند و خوب او را میشناختند ، چگونه با او دشمنی میکردند و او را میآزردند ؟
با بررسي بر برخی از روایات رسول خدا (ص) در دشمنی اهل بیت، از کتابهای اهل سنت معلوم شود چقدر آن جاهلان از خدا بی خبر، سنگدل و وحشی بودند .
کافی است که خداوند از زبان پیامبرش در قرآن به آنها اعلام میداشت که چیزی در ازای رسالتم از شما نمیخواهم جز مودت و محبت با اهل بیتم و با این حال، از نخستین ساعت رحلت پیامبر با تمام بیادبی و نامردی ، بدترین برخوردهای وحشیانه با اهل بیت رسول خدا داشتند . رویشان سیاه باد .
زمخشری در تفسیرش ذیل آیه شریفه
«قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی»
از رسول خدا (ص) نقل میکند که فرمود:
«حرمت الجنه علی من ظلم اهل بیتی و آذانی فی عترتی» بهشتحرام استبر کسی که اهل بیتم را مورد ستم قرار دهد و مرا در عترتم آزار دهد .
در صواعق المحرقه ابن حجر ص۱۴۳، آمده است:
«من سب اهل بیتی فانما یرتد عن الله والاسلام و من آذانی فی عترتی فعلیه لعنه الله، و من آذانی فی عترتی فقد آذی الله . ان الله حرم الجنه علی من ظلم اهل بیتی او قاتلهم او اعان علیهم او سبهم» .
هر که اهل بیتم را دشنام دهد از خدا و اسلام برگشته و مرتد میشود . هر که با ستم به عترتم مرا بیازارد، بیگمان خدا را اذیت کرده و همانا خدای عز و جل بهشت را حرام کرده است بر کسی که به اهل بیتم ظلم روا دارد یا با آنها کارزار کند یا آنان را دشنام دهد .
در مجمع هیثمی ج۹، ص۱۷۲ به نقل از جابر بن عبدالله انصاری آمده است که رسول خدا خطبه ای خواند و در آن فرمود:
ای مردم ! هر که ما اهل بیت را دشمن بدارد ، خداوند در روز قیامت او را یهودی وارد محشر میکند . عرض کردم یا رسول الله! هرچند نماز خوانده و روزه گرفته باشد ؟ حضرت فرمود : هر چند نماز بخواند و روزه بگیرد و ادعای اسلام کند .
در ذخائر العقبی طبری آمده است: حضرت رسول روزی با خشم و عصبانیت فرمود:
«ما بال اقوام یؤذوننی فی قرابتی ، من آذی قرابتی فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله»
چه شده است برخی از گروههای مردم را که در مورد خویشانم ، مرا میآزارند ، هان ! هر که خویشان و اهل بیتم را اذیت کند ، بیگمان مرا اذیت کرده و هرکه مرا اذیت کند ، قطعا خدا را اذیت کرده است .
زمخشری در تفسیر کشافش طی یک حدیث طولانی از حضرت رسول (ص) آورده است:
«الا و من مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیامه مکتوبا بین عینیه آیس من رحمه الله، الا و من مات علی بغض آل محمد مات کافرا، الا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحه الجنه» .
هان ! هرکه با دشمنی آل محمد از دنیا برود روز قیامت بگونه ای وارد محشر می شود که در میان دو دیدگانش نوشته شده باشد: این از رحمت خدا نومید است . هان ! هرکه بر دشمنی آل محمد از دنیا برود ، کافر از دنیا رفته است . هان ! هر که بر دشمنی آل محمد بمیرد ، هرگز بوی بهشت به مشامش نمی رسد .
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 21-07-2013 در ساعت 00:02
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
این نمونه ای بود از خروار روایت هایی که در این زمینه آمده است و همه را اهل سنت در کتابهای معتبر خود نقل کرده اند و قطعا پیامبر در موارد مختلف و به مناسبتهای گوناگون این مطالب را بیان فرموده که تمام مردم بشنوند و عبرت بگیرند و جائی برای هیچ تاویل و تفسیر به رای نماند .
به شهادت رساندن حضرت علي ٬ بي اعتنايى به سفارشهاى رسول الله (ص)
با این حال می بینیم نه تنها با علی جنگیدند که سالهای طولانی حتی پس از شهادت آن حضرت در نمازها و بر روی منابر و در مجالس و محافل خود ، او را آشکارا لعن و شتم می کردند .
چه خبر است؟ !
راستی اگر رسول خدا سفارش کرده بود که با علی دشمنی و بدرفتاری کنید، گمان نمیکنم بیش از این میتوانستند با او دشمنی و عداوت کنند . ولی در جایی که رسول خدا میفرماید:
«علی خیر البشر فمن امتری فقد کفر»
علی بهترین مردم است و هر که در این سخن تردید کند کافر است
و در جائی که علی را صدیق اکبر و فاروق اعظم می نامد و در جائی که به علی می فرماید:
«من اطاعک فقد اطاعنی و من عصاک فقد عصانی و من عصانی فقد عصی الله»
هر که تو را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر که با تو دشمنی ورزد با من دشمنی کرده و هر که مرا دشمن بدارد خدا را دشمن داشته است .
و در جائی که می فرماید:
«اوحی الی فی علی ثلاث : انه سید المسلمین و امام المتقین و قائد الغر المحجلین»
درباره علی به من سه مطلب از خداوند رسیده و وحی شده است : همانا او سرور مسلمانان و پیشوای تقواپیشگان و رهبر مؤمنان است
و در جایی که میفرماید:
«النظر الی وجه علی عباده»
نگاه کردن به سیمای مبارک علی عبادت است .
و در جایی که میفرماید:
«من اراد ان ینظر الی ابراهیم فی حلمه و الی نوح فی حکمه و الی یوسف فی جماله ، فلینظر الی علی بن ابی طالب»
هر که خواستبه ابراهیم در بردباریش و به نوح در داوریش و به یوسف در زیبائیش بنگرد ، پس باید به علی بن ابی طالب بنگرد .
و در جایی که به علی می فرماید:
«ان تسید فی الدنیا و سید فی الآخره ، حبیبک حبیبی و حبیبی حبیب الله و عدوک عدوی و عدوی عدو الله و الویل لمن ابغضک من بعدی»
یا علی تو در دنیا و آخرت سید و سرور تمام انسانهائی ، دوستدار تو دوستدار من است و دوستدار من دوستدار خدا است . دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن خدا است . و وای به حال کسی که بعد از من با تو دشمنی کند .
با این همه سخنان شیوا و روشن پیامبر، آیا جایی برای کسی میماند که با علی بستیزد یا کارزار کند یا او را دشمن بدارد و یا حقش را غصب کند؟
نه به خدا قسم ولی آنچنان دنیا در دیدگان دنیاپرستان جلوه کرده بود، که همه چیز را فراموش کردند و آنقدر با علی دشمنی ورزیدند که کسی در تاریخ نظیر آن را ندیده است .
نه تنها با خود او که با فرزندانش نیز به خاطر دشمنی با علی جنگیدند و قتل عام کردند (به حضرت سید الشهدا علیه السلام می گفتند : «انما نقاتلک بغضا لابیک» ! !
به خاطر دشمنی با پدرت تورا می کشیم .
به امید آنکه به زودی منتقم واقعی از پشت پرده های غیبت به در آید و از دشمنان علی با ذوالفقار علی انتقام بگیرد و دوستان علی را شاد کند .
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 21-07-2013 در ساعت 00:03
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
آخرین وصیت حضرت علی عليه السلام
اصبغ بن نباته گوید: هنگامى كه امیرمؤمنان علیه السلام ضربتى بر فرق مباركش فرود آمد كه به شهادتش انجامید مردم بر در دارالاماره جمع شدند و خواستار كشتن ابن ملجم لعنة الله بودند.
امام حسن علیهالسلام بیرون آمد و فرمود: اى مردم! پدرم به من وصیت كرده كه كار قاتلش را تا هنگام وفات پدرم رها سازم. اگر پدرم از دنیا رفت تكلیف قاتل روشن است و اگر زنده ماند خودش در حق او تصمیم مى گیرد. پس بازگردید خدایتان رحمت كند.
مردم همه بازگشتند و من بازنگشتم. امام دوباره بیرون آمد و به من فرمود: اى اصبغ! آیا سخن مرا درباه پیام امیرمؤمنان نشنیدى؟
گفتم: چرا. ولى چون حال او را مشاهده كردم دوست داشتم به او بنگرم و حدیثى از او بشنوم، پس براى من اجازه بخواه خدایت رحمت كند.
امام داخل شد و چیزى نگذشت كه بیرون آمد و به من فرمود:
داخل شو. من داخل شدم دیدم امیرمؤمنان علیه السلام دستمال زردى به سر بسته كه زردى چهره اش بر زردى دستمال غلبه داشت و از شدت درد و كثرت سم پاهاى خود را یكى پس از دیگرى بلند مى كرد و زمین مى نهاد.
آن گاه به من فرمود: اى اصبغ آیا پیام مرا از حسن نشنیدى؟ گفتم: چرا، اى امیرمؤمنان، ولى شما را در حالى دیدم كه دوست داشتم به شما بنگرم و حدیثى از شما بشنوم. فرمود: بنشین كه دیگر نپندارم كه از این روز به بعد از من حدیثى بشنوى.
بدان این اصبغ، كه من به عیادت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رفتم همانگونه كه تو اكنون آمده اى، به من فرمود:
اى اباالحسن، برو مردم را جمع كن و بالاى منبر برو و یك پله پایین تر از جاى من بایست و به مردم بگو: «هش دارید،هر كه پدر و مادرش را ناخشنود كند لعنت خدا بر او باد. هش دارید، هر كه از صاحبان خود بگریزد لعنت خدا بر او باد. هش دارید هر كه مزد اجیر خود را ندهد لعنت خدا بر او باد.»
اى اصبغ، من به فرمان حبیبم رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم عمل كردم، مردى از آخر مسجد برخاست و گفت: اى اباالحسن، سه جمله گفتى، آن را براى ما شرح بده. من پاسخى ندادم تا به نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رفتم و سخن آن مرد را بازگو كردم.
اصبغ گفت: در اینجا امیرمؤمنان علیهالسلام دست مرا گرفت و فرمود: اى اصبغ، دست خود را بگشا. دستم را گشودم. حضرت یكى از انگشتان دستم را گرفت و فرمود:
اى اصبغ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نیز همین گونه یكى از انگشتان دست مرا گرفت، سپس فرمود:
هان، اى اباالحسن، من و تو پدران این امتیم هر كه ما را ناخشنود كند لعنت خدا بر او باد. هان كه من و تو مولاى این امتیم هر كه از اجرت ما بكاهد و مزد ما را ندهد لعنت خدا بر او باد. آن گاه خود آمین گفت و من هم آمین گفتم.
اصبغ گوید: سپس امام بیهوش شد،باز به هوش آمد و فرمود: اى اصبغ آیا هنوز نشسته اى؟ گفتم: آرى مولاى من.
فرمود: آیا حدیث دیگرى بر تو بیفزایم؟
گفتم: آرى خدایت از مزیدات خیر بیفزاید. فرمود: اى اصبغ! رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در یكى از كوچه هاى مدینه مرا اندوهناك دید و آثار اندوه در چهره ام نمایان بود. فرمود: اى اباالحسن! تو را اندوهناك مى بینم؟ آیا تو را حدیثى نگویم كه پس از آن هركز اندوهناك نشوى؟ گفتم:
آرى، فرمود:
چون روز قیامت شود خداوند منبرى بر پا دارد برتر از منابر پیامبران و شهیدان، سپس خداوند مرا امر كند كه بر آن بالا روم، آن گاه تو را امر كند كه تا یك پله پایین تر ازمن بالا روى، سپس دو فرشته را امر كند كه یك پله پایین تر از تو بنشیند و چون بر منبر جاى گیریم احدى از گذشتگان و آیندگان نماند جز آنكه حاضر شود.
آن گاه فرشته اى كه یك پله پایین تر از تو نشسته ندا كند:
اى گروه مردم; بدانید: هر كه مرا مى شناسد كه مى شناسد و هر كه مرا نمى شناسد خود را به او معرفى مى كنم، من «رضوان» دربان بهشتم، بدانید كه خداوند به من و كرم و فضل و جلال خود مرا فرموده كه كلیدهاى بهشت را به محمد بسپارم و محمد مرا فرموده كه آنها را به على بن ابى طالب بسپارم، پس گواه باشید كه آنها را بدو سپرده ام.
سپس فرشته دیگر كه یك پله پایینتر از فرشته اولى نشسته بر مى خیزد و به گونه اى كه همه اهل محشر بشنوند ندا كند:
اى گروه مردم، هر كه مرا مى شناسد كه مى شناسد و هر كه مرا نمى شناسد خود را به او معرفى مى كنم، من «مالك» دربان دوزخم، بدانید كه خداوند به من و فضل و كرم و جلال خود مرا امر فرموده كه كلیدهاى دوزخ را به محمد بسپارم و محمد مرا امر فرموده كه آنها را به على بن ابى طالب بسپارم، پس گواه باشید كه آنها را بدو سپردم.
پس من كلیدهاى بهشت و دوزخ را مىگیرم. آن گاه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به من فرمود:
اى على، تو به دامان من مى آویزى و خاندانت به دامان تو و شیعیانت به دامان خاندان تو مى آویزند.
من (از شادى) دست زدم و گفتم:
اى رسول خدا، همه به بهشت مى رویم؟
فرمود: آرى به پروردگار كعبه سوگند.
اصبغ گوید: من جز این دو حدیث از مولایم نشنیدم كه حضرتش چشم از جهان پوشید درود خدا بر او باد. 1
پي نوشت :
1)روضه 22 و 23.
نویسنده: احمد روحاني همداني
![]()
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 21-07-2013 در ساعت 00:04
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)