مي كنم جان را فدايت مهدي صاحب زمان




مي كنم جان را فدايت مهدي صاحب زمان
مولاتی یا فاطمه الزهرا(س) (15-10-2013), مدير اجرايي (24-10-2013), نرگس منتظر (15-10-2013), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (25-04-2013), خادمه زینب کبری(س) (15-10-2013), شهاب منتظر (15-10-2013)



| ❤ |
شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند
و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
امام خمینی (ره)
╬♥╬╬♥╬-زندگينامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
╬♥╬╬♥╬-وصيت نامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
شهدا شرمنده ایم
http://www.ayehayeentezar.com/galler...6595422563.gif
مولاتی یا فاطمه الزهرا(س) (15-10-2013), مدير اجرايي (24-10-2013), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (13-12-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (24-01-2014), خادمه زینب کبری(س) (15-10-2013), شهاب منتظر (15-10-2013)



| ❤ |
مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم
تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم
به سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری
به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم
نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
فرورفت از غم عشقت دمم دم میدهی تا کی
دمار از من برآوردی نمیگویی برآوردم
تو خوش میباش با حافظ برو گو خصم جان میده
چو گرمی از تو میبینم چه باک از خصم دم سردم
مدير اجرايي (24-10-2013), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (13-12-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (24-01-2014), شهاب منتظر (16-10-2013)



| ❤ |
ای ماه عالم سوز من ،
از من چرا رنجیده ای
ای شمع شب افروز من،
از من چرا رنجیده ای
یک شب تورا مهمان کنم،
تا جان دل قر بان کنم
جای تورا درچشمان کنم ،
از من چرا رنجیده ای
ای جان من جانان من ،
بر من نگر سلطان من
یک شب بیا مهمان من،
از من چرا رنجیده ای
من عاشق زار توام ،
از جان وفادار تو ام
تا زنده ام یار توام ،
از من چرا رنجید ه ای
من عاشق دیوا نه ام ،
اندر جهان افسانه ام
تو شمع و من پر وانه ام ،
از من چرا رنجید ه ای
رنجید ه ای رنجید ه ای ،
از من گنه چه دیده ای
دایم گنه بخشید ه ای ،
از من چرا رنجید ه ای
بنگر زعشقت چون شدم ،
سر گشته و مجنون شدم
چون لاله دل پر خون شدم ،
از من چرا رنجید ه ای
گر من بمیرم در غمت ،
خونم فتد در گردنت
فردا بگیرم دامنت ،
از من چرا رنجید ه ای
ای سر و خوش بالای من ،
ای دلبر رعنا من
لاله لبت حلوای من ،
از من چرا رنجید های
من سعدی دلخواه تو ،
ابر وی تو چون ماه نو
من یار نیکو خواه تو ،
از من چرا رنجیده ای
ویرایش توسط مولاتی یا فاطمه الزهرا(س) : 22-10-2013 در ساعت 01:29
مدير اجرايي (24-10-2013), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (13-12-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (24-01-2014), شهاب منتظر (22-10-2013)



| ❤ |
منم سرگشته حیرانت ای دوست
کنم یکباره جان قربانت ای دوست
تنی نا ساز از شوق وصل کویت
دهم سر بر سر پیمانت ای دوست
دلی دارم در آتش خانه کرده
میان شعلهها کاشانه کرده
دلی دارم که از شوق وصالت
وجودم را ز غم ویرانه کرده
من آن آواره بشکسته حالم
ز هجرانت بُتا رو به زوالم
منم آن مرغ سرگردان و تنها
پریشان گشته شد یکباره حالم
زِ هَر سر بر سر سجاده کردم
دعایی بهر آن دلداده کردم
ز حسرت ساغر چشمانم ای دوست
زبان از یکسره از باده کردم
دلا تا کی اسیر یاد یاری؟
ز هجر یار تا کی داغداری؟
بگو تا کی ز شوق روی لیلی
تو مجنون پریشان روزگاری؟
پریشانم، پریشان روزگارم
من آن سرگشته ی هجر نگارم
کنون عمریست با امید وصلت
درون سینه آسایش ندارم
ز هجرت روز و شب فریاد دارم
ز بیدادت دلی ناشاد دارم
درون کوهسار سینه خود
هزاران کشته چون فرهاد دارم
چرا ای نازنینم بی وفایی؟
دمادم با دل من در جفایی
چرا آشفته کردی روزگارم
عزیزم دارد این دل هم خدایی
نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (13-12-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (24-01-2014)



| ❤ |
بسم الله النور
با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد
یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد؟
آشنای" لا فتی الا علی" اینجا کجاست؟
صاحب" لا سیف الا ذوالفقار "ما چه شد؟
چهارده قرن است، چهل منزل عطش پیموده ایم
التیام زخم های بی شمار ما چه شد؟
چشم یوسف انتظاران را کسی بینا نکرد
روشنای دیده ی امیدوار ما چه شد؟
ذوالجناحا! عصر ما چون عصر عاشورا مباد
دشت را گشتی بزن، بنگر سوار ما چه شد؟باز ای"موعود" بی تو جمعه ای دیگر گذشت
کُشت مارا بی قراری! پس قرار ما چه شد؟می نشینم تا ظهور سرخ مردی سبز پوش
آن زمان دیگر نمی پرسیم بهار ما چه شد؟
اللهم عجل لمولانا الغریب الفرج
نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (13-12-2015)

جز شرمندگی مگه چیز دیگه ایی هم می شود گفت![]()
نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (03-02-2016)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)