بسمه تعالی
1ترس از لو رفتن رابطه
1
سوال :به یکی از پسرای فامیلمون علاقه داشتم تا اینکه چند وقت پیش به قصد ازدواج با هم ارتباطی در حد تلفن و اس ام اس پیدا کردیم و مادر و خواهرم هم می دونستن ولی پدرم نه تا اینکه بعد از قضایایی که پیش اومد اون گفت نمی خوام باهات ازدواج کنم اما مایل به رابطه دوستانه بود ولی من باهاش قطع رابطه کردم الان برام خواستگار اومده می ترسم بعدا بخواد قضایای قبل رو به خواستگار بگه به نظر شما چه کنم ؟
جواب :در مورد اینکه علاقه و ارتباطت رو با پسر عموت به خواستگارت بگی یا نه عرض می کنم اگه کاملا یقین داری که قضیه رو بعدا حتی در صورتی که بین شما ناراحتی شدید هم پیش بیاد به خواستگارت نمی گه بهش چیزی نگو اما اگه این قدر مطمئن نیستی اینو بدون اگه نگی و ازدواج کنی همه اش باید بترسی که نکنه بگه و حتی ممکنه مجبور بشی به شکلی حق السکوت بدی تا اطمینان کنی که نمی گه و خلاصه زندگیت تلخ می شه یه راه برای اطمینان کردن اینه که با پسر عموت صحبت کنی و بگی من خواستگار دارم اگه الان یا در آینده می خوای رابطه مون رو لو بدی بگو تا تکلیفم رو بدونم اگه از حرفاش کاملا مطمئن شدی که نه خودش و نه هیچ کس از اطرافیانش قصه شما رو لو نمی ده و شک هم نکردی که احیانا بخواد الان قول بده و بعد زیرش بزنه حرفش رو با دست روی قران گذاشتن و قسم خوردن قبول کن اما اگه به این حد از اطمینان نرسیدی و احساس کردی که بهش شک داری که بعدا زیرش بزنه می تونی تهدیدش کنی که بالاخره تو هم ازدواج خواهی کرد اگه در حق من چنین کاری رو بکنی منم در ازدواج تو همین کار رو خواهم کرد و به طرفت خواهم گفت که با من و چند نفر دیگه دوست بودی و زندگیت رو خراب می کنم به هر حال اگه به نتیجه رسیدی که بهتره به خواستگارت بگی چون مادر و خواهرت خبر داشتن و رابطه شما عادی بوده می تونی به صورت سر بسته بگی که من و پسر عموم همو می خواستیم و رابطه معمولی داشتیم که به هم خورد الان بین اونا و ما شکراب شده اگه یه وقت چیزی بهت گفتن بدون که اصلش این بوده و بقیه اش دروغه این طور عمل کردن به شرطی نتیجه مثبت داره که پدرت رو هم در جریان بذاری که اونم حرفش مثل بقیه اعضای خونواده باشه وگرنه اگه بعدا دوماد بفهمه پدرت نمی دونسته شاید عقب بکشه برات ارزوی خوشبختی دارم
منبع : http://fekrejavan.ir/2556.html
نویسنده: راه روشن


1ترس از لو رفتن رابطه
نقل قول
