وصیت پسرانم حفظ حجاب بود
به گزارش گروه حجاب و عفاف آیه های انتظار به نقل ازپایگاه خبری حجاب ، مادر شهیدان صابری میگفت: مسجد نزدیک خانهمان بود و بچههایم را از کودکی به مسجد میبردم. وقتی که به ماه محرم نزدیک میشدیم، برای بچهها لباس مشکی میگرفتم و پای روضههای امام حسین(ع) مینشستیم.
انگار همین دیروز بود که به دیدار مادر شهیدان صابری رفتیم؛ مادری که درد میکشید، دردهایی که همه از دلتنگی بود و دلتنگیهایی که با قاب عکس حسن، حسین و عباساش زمزمه میکرد. مادری که هنوز لباسهای فرزندانش را به یادگار در کمد اتاق نگه داشته، گاهی آن را بر سینه میفشرد، میبویید و روی چشمهایش میگذاشت؛ نفس عمیقی میکشد با لباسهایی که عطر تربت میدهد.
مادر شهیدان صابری
مادری که سجاده و مهر و تسبیح و انگشتر فرزندانش را که به سرخی خون حسن و حسین و عباس تبرک شده است، به یادگار نگه داشته و تربت خاک فرزندانش را به دل سوختهاش میکشید تا کمی آرام شود.
او به سختی راه میرفت؛ اما کارهای شخصیاش را خودش انجام میداد؛ اما کارهای خودش را انجام میداد؛ آن روز وقتی از اوضاع جسمیاش پرسیدیم، آهی کشید و گفت: «خدا را شکر» و شروع کرد از دردهایش گفتن؛ عمل چشمی که کرده بود، نارسایی کلیه، دردهای ستون فقرات، قلب درد و .... و آخر سر گفت: « با این دردها زندگی میکنیم دیگر». معلوم بود که این دردها بهانهای است برای نشان دادن درد فراق.. و امروز دیگر مادر درد نمیکشد.






نقل قول
