قرآن کریم که عهدهدار تزکیه روح و تهذیب جان آدمى است، شیطان را به عنواندشمن سعادت انسان معرفى کرده، دستور مراقبت و هوشیارى در برابر کید و مکر او داده، ما را به مبارزهاى همه جانبه با او فراخوانده است:
«ان الشیطان للانسان عدو مبین»
«و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین»
«افتتخذونه و ذریته اولیاء من دونى و هم لکم عدو»
«ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا» .
قرآن کریم در آیات فراوانى گونههاى مختلف اغواء، فریبکارى، کید و مکر شیطانرا تبیین و راه حضور در مصاف دشمن قسمخورده بشر را به او نموده است.
در بیانات نورانى امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است:
«صافوا الشیطان بالمجاهده و اغلبوه بالمخالفه تزکو انفسکم و تعلو عند الله درجاتکم»
در برابر شیطان که مانع و رهزن سیر آدمى به سوى خداست، صفآرایى کنید و با همه ساز و برگ نظامى خود به جنگ او بروید. اگر چنین کردید، جان شما تزکیه مىشود و درجات شما بالا مىرود.
مشکل ما این است که ما نه به طور دقیق مىدانیم که او چه مىطلبد و نه اینکه اگر بدانیم، توان مخالفتبا او را داریم، ولى او روانشناس ماهرى است که مىداند ما چه مىطلبیم. از این رو حرامها و زشتها را به صورت همان مطلوب، در برابر ما تزیین مىکند و به ما ارائه مىدهد و ما هم آن را حق مىیابیم و به آن عمل مىکنیم.
شیطان ابتدا، «مسول» است و سپس اماره به سوء. اول به عنوان دستیار، کمک مىکند و پیشنهاد مىدهد; یعنى زشت را زیبا و زیبا را زشت جلوه مىدهد و وقتى انسان را اسیر کرد، فرمان مىدهد و آنگاه انسان، دانسته و از روى عمد گناه مىکند; یعنى مىداند این کار بد است، اما چون به دام شیطان افتاده و مبتلا شده است آن را انجام مىدهد. بنابراین، در مقابل شیطان باید با تمام نیرو صف آرایى کرد و در این مصاف، خدا، وحى، فرشتگان و عقل، معین و ناصر انسان هستند و در این صورت یعنى با اعانت و نصرت خدا و اولیاى او، اگر انسان ببازد، جاى تعجب است.
حضرت سجاد (علیهالسلام) مىفرمود:
اگر کسى هلاک شود، جاى تعجب است. خدایى که این همه مهربان است که یک گناه را یک کیفر مىدهد ولى یک ثواب را ده برابر پاداش مىدهد، در این صورت،
«ویل لمن غلبت آحاده اعشاره... فنعوذ بالله ممن یرتکب فی یوم واحد عشر سیئات و لا تکون له حسنه واحده فتغلب حسناته سیئاته»
واى به حال کسى که یکیهاى او بر دههاى او غالب شود!
هیچ کس نمىتواند بگوید من کارى به مسائل اخلاقى ندارم. برخى حکیمان سخن بسیار عمیقى در باره برخى مسائل فلسفى دارند، که در باره مسائل اخلاقى نیز جارى است. آنان مىگویند: «بعضى مىگویند: ما با مسائل فلسفى کارى نداریم، ولى باید به آنان یاد آور شد که گرچه شما با آن مسائل کارى ندارید ولى آنها با شما کار دارند». در مسائل اخلاقى نیز چنین است; ممکن نیست در خاطرات و اوصاف نفسانى ما فرشته یا شیطان، نفوذ نداشته باشند. آن سرمایه اولیه، یعنى
«فالهمها فجورها وتقویها»
که الهامات الهى است، درنهان ونهاد هرکسى ذخیره شده و فرشتهها و انبیا مىکوشند آن را شکوفا کنند:
«و یثیروا لهم دفائن العقول» .
نقش انبیا و فرشتگان، شناسایى گنجهاى معدنى دل و عرضه به بازار معرفت و معدلت است و کار شیاطین دفن کردن آنهاست:
«و قد خاب من دسیها» .
اعتقاد به جدایى دین از سیاست، آتش بس مظلومانه و یک طرفه افراد ناآگاه، منزوى و یا رفاه طلب است; زیرا سیاستمداران یا سیاستبازان قهار نمىگویند: سیاست از دین، جداست. آنها همه امور را در کام خود مىکشند و حتى دین را به سود خود تفسیر مىکنند.
در هر صورت اگر شما با شیطان کارى نداشته باشید، او با شما کار دارد و طولى نمىکشد که شما را مىرباید و تصاحب مىکند. در مسائل علمى نیز بعضى مىگویند: ما کارى با معارف الهى، فلسفه و عرفان نداریم و به همان ایمان سنتى اکتفا مىکنیم، که باید گفت: گرچه شما با شبهات، کارى ندارید، ولى آنها با شما کار دارند. شما چه بخواهید یا نخواهید در درون جانتان سؤالى پدید مىآید، ممکن استسخنى نگویید ولى آن شبهات، شما را جذب مىکند و آگاهانه یا ناآگاهانه بر اساس آنها مىاندیشید.
پس چارهاى جز این نیست که انسان در معارف دین، بنیان مرصوصى داشته باشد و در فضایل اخلاقى نیز سدى بسازد که نفوذ در آن میسور کسى نباشد:
«و ما استطاعوا له نقبا»
دیوار فلزى که «ذوالقرنین» براى صیانت از یاجوج و ماجوج ساخت، به قدرى مستحکم و مرتفع بود که نه کسى مىتوانستبر بالاى آن برود ونه از میان آن، نقبى بزند. ما هم ناچاریم بنیان مرصوصى در نهان خود بنا کنیم که شیطان از هیچ طرف به آن راه نیابد.
خداوند براى این که انسان را درستبپروراند و او را به «کون جامع» برساندوشامل همه «حضرات» کند، گذشته از «تعبد» او را به «تعقل» و «شهود»رهبرى مىکند. تعبد آن است که انسان در مقام عمل، بنده خدا باشدوکارهاى خود را براساس وحى الهى انجام دهد. تعقل نیز آن است که انساندرمقامفکر و اندیشه، معارف الهى را با برهان تحلیل کند و با یقین بفهمدوبپذیردو شهود بدین معناست که حقایق جهان ربوبى و خلقى را آن گونهکههست،با دل و بدون وساطت لفظ و مفهوم و دلیل مفهومى و بدون استمداداز پاىچوبین استدلال مشاهده کند. قرآن کریم، این سه راه را فراسوى انسان نصب کرده است و شیطان راهزن در همه این مقاطع سهگانه در کمین انساناست:
نخست در بخش عبادات و «حوزه تعبد»، در کمین است تا انسان را از تعبد خارج سازد و انسان اعمالش را بر اساس وحى انجام ندهد، بلکه به میل خود عمل کند.

نقل قول
