تلقى از دنیا
همگان مىدانند که حیات چند روزه بشرى، روزى بسر مىآید و آدمى ناگزیر راهى سراى دیگر مىشود. و همگان در عمل نیکو در یافتهاند که در رابطه با مال و ثروت، بویژه آنها که غیر منقولند، از خانه و باغ و مزرعه ،امانتدارانى بیش نیستیم. ملکى چند صباحى در اختیار ماست و فردا در اختیار دیگران و آنچه که در جاى خود مىماند خانه و باغ و زندگى است و آن کس که با آنها وداع مىگوید انسان است .
در عین حال نوعى احساس خلود و جاودانگى در آدمى وجود دارد که بخاطر آن سعى دارد ثروت بیشترى را در اختیار گیرد و همه گاه نه بخاطر مصرف، بلکه تنها بخاطر در اختیار گرفتن و مالک بودن آن.
و این همان رذیلهاى است که زمینه ساز اسارتهاى ماست .
چه بسیارند کسانى که هرگز دمى نیاسودند و شب و روز را در کار و تلاش گذارندند و اندوختهاى براى خویش فراهم آورده و در آن خود را محبوس داشتهاند. مال و ثروت خوبست بشرطى که در طرق خیر و آزادى انسان و استقلال روحى او و رهائى او از قیدها وبندهاى اسارت بار مصرف شود و این تزى است که اسلام از آن دفاع مىکند .

نقل قول
