نمونه هایی از «تواضع» در سیرهی بزرگان
9- علامه محمد تقی جعفری(ره)
آیت الله سید رضا برقعی از بنیاگذاران دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چنین نقل میکند. در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی هنگامی که چند جلد از ترجمه و تفسیر نهج البلاغه منتشر شد، روزی به دفتر رفتم.
یکی از نویسندگان آمد و با عصبانیّت شروع به عیبجویی از استاد کرد و میگفت این شخص کیست؟ و این چه تفسیری است؟ و این لاطائلات چیست؟!. در همین هنگام استاد جعفری وارد شد. این نویسندهی پرخاشگر استاد را نمیشناخت. و من هم که از قدرت استاد بر کنترل خود و تقوا و اخلاق خوش ایشان باخبر بودم، به استاد گفتم: ایشان در مورد مؤلف کتاب ترجمه و شرح نهج البلاغه سخن میگویند.
آقای جعفری با حوصله و دقّت و به سخنان آن شخص گوش داد امّا هرچه بیشتر توجّه کرد چیزی جز چند ادّعا و تعابیر همچون «این لاطائلات»، « این مزخرفات» و .. درکلام این فرد عصبانی نیافت.
پس از آن از روی تعجّب به خنده افتاد. وقتی همهی سخنان و ناسزاهای این انسان پرخاشگر تمام شد، رو به او کردم و با دست علامّهی جعفری را نشان دادم و گفتم:ایشان آقای جعفری صاحب این کتاب است.
از شدّت خجالت صورتش سرخ شده و با نهایت شرمندگی بلافاصله از استاد جعفری روی برگرداند و بدون خداحافظی و هیچ کلامی دوان دوان بیرون رفت.»[15]