مرد هنگام ازدواج يك " پيشكشی " تقديم خود زن می كند و هيچ يك از والدين حقی به آن پيشكشی ندارند، زن در عين اينكه از مرد پيشكشی دريافت ميدارد استقلال اجتماعی و اقتصادی خود را حفظ می كند، اولا به اراده خود شوهر انتخاب می كند نه به اراده پدر يا برادر، ثانيا در مدتی كه در خانه پدر است، همچنين در مدتی كه بخانه شوهر ميرود كسی حق ندارد او را بخدمت خود بگمارد و استثمار كند، محصول كار و زحمتش بخودش تعلق دارد نه بديگری و در معاملات حقوقی خود احتياجی به قيمومت مرد ندارد.مرد از لحاظ بهره برداری از زن، فقط حق دارد در ايام زناشوئی از وصال او بهره مند شود و مكلف است مادامی كه زناشوئی ادامه دارد و از وصال زن بهره مند می شود زندگی او را در حدود امكانات خود تأمين نمايد.
اين مرحله همان است كه اسلام آنرا پذيرفته و زناشوئی را بر اين اساس بنيان نهاده است. در قرآن كريم آيات زيادی هست درباره اينكه مهر زن به خود زن تعلق دارد نه به ديگری. مرد بايد در تمام مدت زناشوئی عهده دار تأمين مخارج زندگی زن بشود و در عين حال درآمدی كه زن تحصيل می كند و نتيجه كار او به شخص خودش تعلق دارد نه به ديگری پدر يا شوهر. اينجا است كه مسئله مهر و نفقه شكل معما پيدا می كند، زيرا در وقتی كه مهر به پدر دختر تعلق ميگرفت و زن مانند يك برده بخانه شوهر می رفت و شوهر او را استثمار ميكرد، فلسفه مهر باز خريد دختر از پدر بود و فلسفه نفقه مخارج ضروری است كه هر مالكی برای مملوك خود ميكند، اگر بناست چيزی به پدر زن داده نشود و شوهر هم حق ندارد زن را استثمار و از او بهره برداری اقتصادی بكند، و زن از لحاظ اقتصادی استقلال كامل دارد و حتی از جنبه حقوقی نيازی به قيمومت و اجازه و سرپرستی ندارد، مهر دادن و نفقه پرداختن برای چه؟
به نظر اسلام پديد آمدن مهر نتيجه تدبير ماهرانه ای است كه در متن خلقت و آفرينش برای تعديل روابط زن و مرد و پيوند آنها به یكديگر بكار رفته است. مهر از آنجا پيدا شده كه در متن خلقت نقش هر يك از زن و مرد در مسئله عشق مغاير نقش ديگری است. عرفا اين قانون را به سراسر هستی سرايت می دهند، ميگويند قانون عشق و جذب و انجذاب بر سراسر موجودات و مخلوقات حكومت می كند، با اين خصوصيت كه موجودات و مخلوقات از لحاظ اينكه هر موجودی وظيفه خاصی را بايد ايفا كند متفاوتند، سوز در يك جا و ساز در جای ديگر قرار داده شده است. نوع احساسات زن و مرد نسبت بيكديگر يك جور نيست. قانون خلقت، جمال و غرور و بی نيازی را در جانب زن، و نيازمندی و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است. ضعف زن در مقابل نيرومندی بدنی به همين وسيله تعديل شده است و همين جهت موجب شده كه همواره مرد از زن خواستگاری می کرده است، طبق گفته جامعه شناسان، هم در دوره مادرشاهی و هم در دوره پدرشاهی مرد بوده است كه بسراغ زن ميرفته است.



نقل قول
