به نام خدا
انقلاب اسلامي و خطر نفوذ نااهلان و نامحرمان سياسي
بيدار باش هاي امام خميني براي جلوگيري از سيطره عناصر بيگانه گرا و ناسالم برانقلاب و نظام اسلامي
« انقلاب اسلامي » به نهري جاري مي ماند كه همواره بايد در حال حركت و رفتن باشد و اگر چنين نباشد به سكون مي رسد و در چنين حالتي ديگر نهر نيست كه مرداب است و جاري نيست كه ساكن است .
« نهر » پيش مي رود و رحمت و فيض مي آفريند و موجب باروري بذرها و رشد نهال ها و سربرافراشتن درختان و توليد ميوه ها مي گردد و « مرداب » مي ماند و مي گندد و زيان و آسيب و تباهي به وجود مي آورد.
انقلاب اسلامي اگر همواره زنده و پويا و حاضر در صحنه ها و تحول زا و تحرك بخش باشد نهري است جاري و خيررسان و موجب رشد و شكوفايي و پيشرفت و بالندگي . و چنانچه به ركود و سكون و ايستايي برسد مردابي است كه آبي زلال را در دل خود جمع آورده است لكن آنقدر مانده و از حركت به جلو باز مانده كه آب زلال و حيات بخش عفن و گنديده شده و نه تنها از اثر و ثمردهي عاجز گرديده كه در حال نابودي و اضمحلال قرار گرفته است .
اين يك اصل طبيعي است كه هر انقلاب و نهضتي راه بقا و ماندگاريش را در تداوم و استمرار مي يابد. براساس اصل طبيعي ديگر هر انقلابي را آفات و آسيب هايي تهديد مي كنند و محال است حركت و نهضتي فاقد آفت و تهديد و خطر باشد و به طور مطلق از هر مانع و زيان و آسيبي مصون و محفوظ گردد. بر مبناي اصل اول بايد در مسير بقا و ماندگاري انقلاب اسلامي تلاش نمائيم و اين هدف با تداوم و استمرار نهضت اسلامي محقق مي گردد. و بر مبناي اصل دوم ـ كه هر انقلابي را آفاتي تهديد مي كند ـ بايد به شناسايي آفت ها و آسيب ها بپردازيم تا به اين وسيله راه تداوم و استمرار انقلاب اسلامي با مرتفع نمودن موانع و خطرات صاف و هموار گردد.
براي اين كه انقلاب اسلامي همواره « نهر جاري » باقي بماند بايد تداوم يابد و به حركت پويا و بالنده خويش ادامه دهد و راه تداوم و استمرار انقلاب با مقابله با آفات و موانع صاف و مقصد رسان مي گردد و اگر در اين وظيفه و مسئوليت عظيم و بزرگ قصور و تسامح شود نهري كه مي توانست جاري باقي بماند و فيض و رحمت برساند و رشد و شكوفايي به بار آورد و اثر و ثمر توليد كند به « مرداب » تبديل خواهد شد.
آفات و خطراتي كه انقلاب را تهديد مي كنند فراوان هستند و هر كدام داراي موضوعي خاص و آثاري مختص به خود مي باشند كه بايد به طور مجزا به شناسايي و نقد و بررسي در آيند. از ميان آنها آفت و خطر « نااهلان و نامحرمان » كمتر به مداقه و تامل گذشته شده است و اين واقعيتي است كه موجب گرديد حضرت امام خميني آن را با هوشياري و در قالب و شيوه هاي مختلف و در مناسبت هاي گوناگون مطرح نمايند. عبارات بيداري بخش ذيل از جمله هشدارهاي حضرت امام خميني در اين باره مي باشد :
« من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مي كنم كه نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد . » (۱ )
در حيات « سياسي » و باتوجه به وسعت و گستردگي اين فضا كه نه يك خانه و محله و منطقه بلكه يك جامعه بزرگ و كشور وسيع را دربرمي گيرد « نااهل سياسي » آفاتي بسيار عظيم و آسيب هايي بس گسترده توليد مي نمايد.
نااهل سياسي فاقد قابليت و استعداد مي باشد و هر تلاشي كه براي اصلاح او صورت گيرد بدون نتيجه باقي مي ماند و به آب در هاون كوبيدن ـ كه تمثيلي است براي نشان دادن كار و تلاش هاي بدون اثر و ثمر ـ شبيه مي باشد.
نا اهل سياسي هم ناموافق و كينه ورز است و هم منافق و دو رو. بيماري عناد و كينه اش شفا نمي يابد و نفاق او ـ كه كفر پنهان مي باشد كه در ظاهر ايمان مي نماياند ـ مرتفع نمي گردد و او بسيار خطرناك و آسيب رسان است و براي جامعه و كشور توليد تنش و آشوب مي كند و امنيت اجتماعي و سياسي را با خطر مواجه مي سازد.




نقل قول
