صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 63

موضوع: امشب چه سینه‌سوز است بانگ اذان مولا*اشعار شهادت مولای متقیان علی (ع)*

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    31,866
    صلوات
    3655
    دلنوشته
    20
    3
    تشکر
    54,378
    مورد تشکر
    92,614 در 31,346
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    هر شب برایِ شیرِ خدا بغض میکنم
    وقتی به یادِ فرقِ دو تا بغض میکنم



    با یادِ فرقِ حضرتِ حیدر به شامِ قدر
    دائم میانِ ذکر و دعا بغض میکنم



    تنها نه در میانِ گداهایتان علی
    از داغِ روضه ات همه جا بغض میکنم



    آقا نظر به سمتِ گدایانِ خود نما
    وقتی میانِ خیلِ گدا بغض میکنم



    وقتی که قسمتم نشود طوفِ گنبدت
    در مجلسِ عزای شما بغض میکنم



    شکر خدا نَشد سرتان از بدن جدا
    با یاد سیدالشهدا بغض میکنم



    آقا نشد تنت برود زیرِ سُمِ اسب
    امشب به یاد کرب و بلا بغض میکنم



    وقتی دلم نشد همه دم بیتِ مرتضی
    دیگر نگو به من که چرا بغض میکنم



    شاعر : سیروس بداغی





    امضاء

    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    31,866
    صلوات
    3655
    دلنوشته
    20
    3
    تشکر
    54,378
    مورد تشکر
    92,614 در 31,346
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    از هـجـر على حـال جنون دارم من
    بغضى به دل از دشمن دون دارم من

    از روضــه ى جــانسوز على سوغاتـى
    چـشمان پر از کاسه ى خون دارم من

    اى کاش دوباره من گداى تو شوم
    میهٍمان کرم و لطف و عطاى تو شوم

    عتبات آیم و با جمع محبان شما
    زائر مرقد و ایوان طلاى تو شوم

    حُـبِّ عـلـى از روز الستم دادند
    پیمانه ى عشق را به دستم دادند

    من در صـف مـى خـوران کـوثر بودم
    بـا داغ عـلـى باز شـکـسـتـم دادند



    شاعر : اصغر چرمی





    امضاء

    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,540
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,644
    مورد تشکر
    206,246 در 64,527
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    دیشب فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد
    یک بار دیگر رخت ماتم در برم کرد

    دیشب که اشهد گفتنت ذکر لبت بود
    امن یجیب ورد لبان زینبت بود

    دیشب ملائک هم گریبان می دریدند
    فزت و رب الکعبه ات را می شنیدند

    بر دوش من بگذار بار محنتت را
    دیدم به چشم خود تمام غربتت را

    هر شب سراغ چاه رفتی گریه کردی
    یا بین کوچه راه رفتی گریه کردی

    میدانم از هجران مادر پیر گشتی
    اما مگر از زندگانی سیر گشتی؟

    فکری به حال کاسه های شیر کردی ؟
    فکری به حال کوفه ی دلگیر کردی؟

    بابا مرو مانوس غم ها میشوم من
    با رفتنت تنهای تنها میشوم من

    رحمی کن آخر بر یتیمان پریشان
    جان حسن قدری تحمل کن پدرجان

    بادختر خود کمتر از این سربه سر کن
    از رفتنت بابا بیا صرف نظر کن

    با این وصیت ها نده دیگر عذابم
    جان حسین دیگر نکن خانه خرابم

    ام المصائب هستم و ام البکایم
    تو هم شبیه مادرم گفتی برایم

    بر روی چشم هستم هوادار حسینت
    هستم همیشه مونس و یار حسینت

    بابا خیالت جمع هستم تکیه گاهش
    هستم شریک درد و داغ و سوز و آهش

    دیگر نگو از خاطرات همسر خود
    از خلعت و بقچه نگو با دختر خود

    بس کن پدرجان چون دگر طاقت ندارم
    باشد-کفن در زیر پایت می گذارم

    حرف از کفن گفتی و دلشوره گرفتم
    از پیرهن گفتی و دلشوره گرفتم

    گفتی حسین و کربلا ای داد بی داد
    گفتی حسین و بوریا ای داد بی داد

    بابا حسین من کفن دارد ندارد
    حتی کفن نه پیرهن دارد ندارد








    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد
    وقتی تو را بابای من دنیا ندارد

    رفتی یتیم بی قرار شهر کوفه
    حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد

    رفتی برای زینب تو خستگی ماند
    دیگر پرستارت به پیکر نا ندارد

    خونت نوشته گوشه محراب مسجد
    این کوه طور عاشقی موسی ندارد

    دنیا پدر جان تا خود روز قیامت
    مانند تو گریه کن زهرا ندارد

    رفتی و از این شهر بردی مهربانی
    کوفه برای ماندن ما جا ندارد

    رفتی خیال دشمن تو گشت راحت
    در سر به غیر از فکر عاشورا ندارد

    فکری به حال روزگار دخترت کند
    در روزهایی که حرم سقا ندارد






    امضاء



  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,540
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,644
    مورد تشکر
    206,246 در 64,527
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    زینب کنار لاله ی پرپر صبور باش
    در داغ بال های کبوتر صبور باش

    من می روم شبانه ، غریبانه دخترم
    بر سوز این غریبی حیدر صبور باش


    اینجا هنوز اوّل راه است دخترم
    زینب کنار تشت برادر صبور باش

    مانند کوه باش و کنار حسین خود
    در اضطراب لحظه ی آخر صبور باش


    تو عزّت قبیله ای ای دخت فاطمه
    دختر کنار پیکر اکبر صبور باش

    تقدیرِ هر چه نام ِ علی تیغ در گلوست
    آرام باش و با دل اصغر صبور باش


    ای خواهر دلاور سردار علقمه
    بر داغ دست های دلاور صبور باش

    تنها توئی و دشت پر از درد بی کسی
    در چشم بی حیائی لشکر صبور باش


    بر نیزه می شود سر هفتاد و چند عشق
    زینب به زیر سایه ی یک سر صبور باش

    دستان اهل شام سبک نیست دخترم
    آئینه دار صورت مادر صبور باش


    آن دم که چوب بر لب عطشان سر زدند
    جان پدر ، به جان پیمبر صبور باش

    شرمندگی بد است ، علی هم کشیده است
    در آن خرابه خوانی دختر صبور باش









    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    31,866
    صلوات
    3655
    دلنوشته
    20
    3
    تشکر
    54,378
    مورد تشکر
    92,614 در 31,346
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    نام ما را بنويسيد پريشان علي
    شيعه مملکت و خطه ي سلمان علي

    همه شب سفره ما پر شده با نان علي
    کار زهراست که هستيم مسلمان علي

    سالياني است که مسکين و فقير نجفيم
    پادشاهيم ,غلامان امير نجفيم

    شاه ما صاحب لوح و قلم است اي مردم
    مهربان است خداي کرم است اي مردم

    مونس لحظه ي شادي و غم است اي مردم
    از علي هر چه بگوييم کم است اي مردم

    ما کجا مدح علي,هرچه بگوييم خطاست
    مدح او کار خداوند و نبي و زهراست


    اوهمان است که مانند خدايش يکتاست
    مثل او نيست نگرديد علي بي همتاست

    ذکر خيرش همه دم بر لب اهل بالاست
    يک تنه صاحب هر معجز پيغمبر هاست


    عالمي حسرت يک لقمه نانش دارد
    آسمان تکيه به دست پسرانش دارد

    از همان روز ازل تا ابد آقاست علي
    شاه خاکي همه مردم دنياست علي


    بين صاحب نفسان محشر کبراست علي
    همه ي زندگي حضرت زهراست علي

    ايها الناس ستون همه عالم اوست
    پدر فاطميون همه عالم اوست


    حيف اين شاه که هم درد دلش غم ها شد
    رفت پيغمبر و در شهر علي تنها شد

    يک مدينه به خدا دشمن اين آقا شد
    فاطمه داد پسر تا که دو دستش وا شد


    ناگهان پشت در خانه او محشر شد
    ديد با چشم خودش فاطمه اش مضطر شد

    بعد زهرا همه شب کار علي زاري بود
    دوره بي کسي و غربت و بي ياري بود

    زخم روي دل مولا چه قدر کاري بود
    تا نفس داشت فقط گرم عزاداري بود

    روزگار از غم تنهايي او مي کشد آه
    همه شب گفت فقط درد دلش را با چاه


    کوفه کردند فزون درد سر مولا را
    نگرفتند دمي دور و بر مولا را

    خون نمودند دمادم جگر مولا را
    بين محراب شکستند سر مولا را

    رفت و محراب شد از غصه او جان برلب
    نقشه ها در سر کوفه است براي زينب

    شاعر : محمد حسین رحیمیان


    امضاء

    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    تاریخ عضویت
    August 2014
    شماره عضویت
    7103
    نوشته
    7,709
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    تشکر
    26,141
    مورد تشکر
    15,182 در 6,458
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    از سر شانه ی در حال نماز سحرش
    چقدر بال ملک ریخته تا دور و برش

    او بزرگ است و در این خاک نمی گیرد جا
    آسمان است و رسیده است زمان سفرش


    همه ی شصت و سه سالش به غریبی طی شد
    می رود تا که خدایش نکند بیشترش

    یاد شرمندگی از فاطمه می اندازد
    بخداوند قسم دیدن چشمان ترش


    ایستاده است کسی پشت در خانه ی او
    جبرئیل آمده انگار به مسجد ببرش

    سحر نوزدهم خانه ی دختر برود
    آنکه دلسوز ترین است برای پدرش


    دخترش نیز یقین داشت شب آخر اوست
    کاسه ی آب نپاشید اگر پشت سرش

    همه مبهوت و همه محو نمازش بودند
    کاش این منبر و محراب نمی زد نظرش


    این طرف دست توسل به عبایش که بمان
    آن طرف حضرت صدیقه بود منتظرش


    علی اکبر لطیفیان


    امضاء
    .
    .



    اللهمّ عجّل لولیّک الفرج


    .


  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    31,866
    صلوات
    3655
    دلنوشته
    20
    3
    تشکر
    54,378
    مورد تشکر
    92,614 در 31,346
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سکوت می وزد و بادها پریشانند
    و در به در همه در کوچه های بارانند

    شب است و تشنگی نخل ها نمی خوابند
    یتیم های خدا هم گرسنه ی نانند

    قنوت نافله ها هم ز درد می سوزند
    به یاد مسجد و محراب نوحه می خوانند

    هزار آدم آواره ی پشیمان گرد
    دوباره منتظر سوره های انسانند

    تمام کوفه پر از ردّ اشک های علیست
    و چاه ها که پر از ناله های پنهانند

    شکست فرق نماز خدا به شمشیری
    به من نگو که دگر کوفیان مسلمانند!

    هنوز خون سرش روی فرق محراب است
    و جمع قبله نشینان هنوز گریانند

    هنوز کوفه و شهر مدینه می گریند
    و بین یک در و دیوار روضه میخوانند





    امضاء

    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,540
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,644
    مورد تشکر
    206,246 در 64,527
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    سکوت می وزد و باد ها پریشانند
    و در به در همه در کوچه های بارانند

    شب است و تشنگی نخل ها نمی خوابند
    یتیم های خدا هم گرسنه ی نانند

    قنوت نافله ها هم ز درد می سوزند
    به یاد مسجد و محراب نوحه می خوانند

    هزار آدم آواره ی پشیمان گرد
    دوباره منتظر سوره های انسانند

    تمام کوفه پر از ردّ اشک های علیست
    و چاه ها که پر از ناله های پنهانند

    شکست فرق نماز خدا به شمشیری
    به من نگو که دگر کوفیان مسلمانند!

    هنوز خون سرش روی فرق محراب است
    و جمع قبله نشینان هنوز گریانند

    هنوز کوفه و شهر مدینه می گریند
    و بین یک در و دیوار روضه میخوانند




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,540
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,644
    مورد تشکر
    206,246 در 64,527
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود
    فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود

    دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او
    صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود

    دانی چرا جبین علی را شکافتند؟
    زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

    خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
    آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود


    یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید
    اشک شبش به غربت روزش گواه بود

    دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
    عدلش به چشم بی‌نگهان اشتباه بود


    هم‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب
    حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

    مولا پس از شهادت زهرا غریب شد
    زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود


    وقتی که از محاسن او می‌چکید خون
    عباس را به صورت بابا نگاه بود

    «میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون
    رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود


    استاد سازگار





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi