شهری چون بهشت

دومین كتابی كه از دانشور به چاپ می‌رسد «شهری چون بهشت» است.
دانشور هم‌چنان تحت تأثیر اُوهنری قرار دارد و توفیق نسبی آن به دلیل گره خوردن دو مفهوم متقابل به شیوه‌ی اُوهنری است. داستان هنوز هم در نثر دارای شكستگی است، اما به دلیل اینكه زاویه‌ی دید دانای كل است، این شكستگی‌ها بارز نیست.
در این داستان و هم در رمان سووشون نویسنده خیلی به زمان تأكید می‌ورزد. توالی زمانی دغدغه‌ای‌ست كه جلال آل‌احمد و غلام‌حسین ساعدی نیز با آن درگیر بودند. این توالی زمانی در داستان‌های كاملاً واقعی كه مدعی تبعیت از واقعیت است، شاید نمودی نداشته باشد، ولی در داستانی همچون ، شهری چون بهشت ،كه تركیبی زیبا از واقعیت و رؤیاست، توالی زمان همانند موست در گوهر. كه البته دانشور می‌خواهد ثابت كند كه داستانش واقعی است.
در داستان بی‌بی شهربانو نویسنده‌ی این مجموعه نشان می‌دهد كه در خلق دنیای ذهنی زن‌ها تواناست.
مشكلی كه در این مجموعه گریبان سیمین را می‌گیرد و در مجموعه‌ی قبلی خبری از آن نبوده، مطلق‌نگری سیمین است كه اگر آل‌احمد حكم‌گذار است، می‌تواند آگاهانه آن را نظم دهد و از دو مفهوم مقابل، مطلق بسازد و از تعمیم آن هم ابایی ندارد؛ ولی سیمین نادانسته پای در این وادی گذاشته است و این امر برای او تبدیل به ضعف شده است.