رابطه دين با محبت اهل بيت (عليهم السلام)
اصولا دين براى ايجاد رابطه بين انسان و خدا آمده است. ارتباط انسان با خدا نيز حداقل تحت تأثير دو عامل شكل میگيرد: يكى عامل شناختى و معرفتى، و ديگرى عامل عاطفى. ابتدا انسان نسبت به اين كه اين عالم آفريدگار و خدايى دارد شناخت پيدا میكند. نسبت به اين كه اين جهان ولى نعمتى دارد كه تمام نعمتهای انسان از او است. پس از اين و در مرحله دوم، بايد در دلش محبتى نسبت به اين آفريدگار و ولى نعمت پيدا شود. اگر اين شناخت و اين محبت در وجود انسان شكل گرفت، آنگاه زمينه لازم براى ارتباط انسان با خدا كه هدف دين است، فراهم میگردد. اما نكته مهم اين است كه اين حد از شناخت و عاطفه، براى آن كه انسان زندگىاش را بر اساس پرستش صحيح خدا و صراط مستقيم بنا كند كافى نيست. در طول تاريخ بسيار بودهاند كسانى كه هم خدا را شناخته بودهاند و هم محبت او در دلشان بوده است، اما افكار و عقايد و راه و رسم انحرافى و باطل داشتهاند. به تصريح قرآنكريم، حتى بت پرستها نيز به خدا توجه داشتهاند و خواهان تقرب به خداوند بودهاند:
«ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللّهِ؛
ما آنها را جز براى اينكه ما را هرچه بيشتر به خدا نزديك گردانند، نمىپرستيم».(23)
همچنين از زبان مشركان چنين نقل میكند: «هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللّه؛ اينها بتها شفيعان ما نزد خداوند هستند».(24) بنابراين صرف اين كه انسان خدا را بشناسد و علاقه و محبتى از او در دل داشته باشد و بخواهد خود را به او نزديك كند، براى قرار گرفتن در راه راست و رسيدن به سعادت كافى نيست و لازم است راه اين نزديكى و تقرب را نيز بدانيم. از همين جا است كه بعد از مسأله (توحيد) مسأله (نبوت) مطرح میشود. خداوند پيامبران را فرستاده تا از طريق آنان راه صحيح تقرب به خودش را به بشر نشان دهد. اما با آمدن انبيا به تنهايى باز هم مسأله هدايت تمام نمىشود. ما میبينيم كسانى كه مدعى پيروى از انبيا هستند. مذاهب، فرقهها، مرام و مسلكهای مختلفى دارند. در اسلام، هفتاد و دو ملت با آرا و عقايد و راه و رسمهای مختلف و گاه متضاد و متناقض داريم كه همگى ادعاى مسلمانى و پيروى از نبى خاتم را دارند. بنابراين براى اتمام كار هدايت، تكملهای لازم است و از همين رو است كه خداوند پس از هر پيامبرى، اوصيا و جانشينانى براى او قرار داده تا ملجأ و مرجع مردم پس از آن پيامبر باشند. در اسلام نيز خداى متعال براى پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله) جانشينانى قرار داده كه گفتار و رفتار آنان راهنما و سرمشق مسلمانان پس از آن حضرت باشند. اينجا است كه روشن میشود چرا اساس اسلام محبت اهل بيت (عليهم السلام) قرار داده شده و چه رابطهای (ثبوتاً) بين بقاى اسلام و محبت اهل بيت وجود دارد.(25)
محبت رسول الله و اهل بيت او عليهم السلام وزن ميزان است
صدوق در كتاب (فضآئل الشّيعة) با إسناد خود از حضرت باقر عليه السّلام از پدرانش عليهم السّلام روايت كرده است كه: رسول خدا صلّی الله عليه و آله و سلّم فرمودند: محبّت من و محبّت اهل بيت در هفت جا فائده دارد؛ آن هفت جایي كه دهشت و وحشت در آن مواقف عظيم است: نزد وفات، و در قبر، و در هنگام نشور، و در وقت رؤيت نامه اعمال، و در هنگام حساب، و در نزد ميزان، و هنگام عبور از صراط. معلوم ميشود كه محبّت رسول الله و اهل بيتش موجب تقويت و سنگيني اعمال ميگردد، تا موجب ثقل و توزين ميزان ميشود و به حال انسان فائده ميبخشد.(26)



نقل قول
