نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: شعر درباب افراد نظامی

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    28,716
    صلوات
    71109
    دلنوشته
    466
    میلادامام کاظم برشیعیانش مبارک باد🌸🌸🌸اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌸وَعَجِّل‌فَرج
    تشکر
    25,016
    مورد تشکر
    19,306 در 11,629
    وبلاگ
    37
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    شعر درباب افراد نظامی

    حتما حتما تا اخر بخوانید


    عنوان شعر: کفن

    یک نظامی را زنش دعوا نمود
    چشمها بست و زبانش را گشود

    مردگانش را تماما یاد کرد
    یک به یک از قبرشان آزاد کرد

    گفت ای بیچاره آجیلت کجاست؟
    عیدی یک گله فامیلت کجاست؟

    کو لباس نو برای دخترم
    خاک عالم گشته اینک بر سرم

    میوه و شیرینی ات کی می رسد؟
    هفت سین وقت گل نی می رسد!؟

    مرده شورت کی برد راحت شوم؟
    کی شود من نیز خوش دولت شوم؟

    مرد بیچاره زبانش لال گشت
    زان همه لطف زنش بد حال گشت

    انقلابی در دلش ایجاد شد
    فکر بکری کرد و زان پس شاد شد

    گفت ای درد و بلایت بر سرم!
    کل اینها را برایت می خرم

    بی خیال قسط ها و وام ها
    زد به بازار و دوان شد گام ها

    بهر فرزند و زنش کولاک کرد
    از دل و ذهنش خساست پاک کرد

    همسرش خوشحال و دختر خنده رو
    همچو آهو می شد از کویی به کو

    شهرها پاساژها را فتح کرد
    همسرش او را دمادم مدح کرد

    بسته ای کوچک برای خود خرید
    لیکن آن را دخترش یکباره دید

    گفت بابا! این برای مادر است؟
    گفت نه؛ بابا بر این واجب تر است

    عید شد باب دل آنها ولی
    در دل آن مرد آتش منجلی

    پول عیدی گله را خوشنود کرد
    گرچه جیب مرد را نابود کرد

    یک سفر سوی شمال عازم شدند
    پس تمام پول ها لازم شدند

    سیزده هم رفت و مرد آسوده شد
    قلب او از غم شبیه دوده شد

    کاغذی آورد و آن شب را نخفت
    کل بغض خویش را اینگونه گفت

    همسرم ایام راحت می رسد
    روزگار چون بهارت می رسد

    مرگ خود را مهر و کابینت کنم
    جان خود با عشق تقدیمت کنم

    دخترم فرخنده و شاداب باش
    شاه بیت شعر های ناب باش

    بسته ای که آن زمان بابا خرید
    مادرت هم هیچ وقت آن را ندید

    جامه ای باشد برای مرگ من
    ناز بابا! نام آن باشد کفن

    جان بابا! دل ز دنیا کنده ام
    از حقوق اندکم شرمنده ام

    بسکه با فکر پریشان می روم
    اشتباهی در خیابان می روم

    گر روم روزی به زیر چرخ ها
    می روم آرام تا پیش خدا

    با حقوق و پول سود خون بها
    مادرت هم می شود از غم رها

    همسرم! از بیمه پولت را ستان
    زندگی را کن مثال بوستان

    خون بها را ده به بانکی معتبر
    تا بگیری سود پول بیشتر

    من حسابش را دقیقا کرده ام
    روی کاغذ مو به مو آورده ام

    گر حقوق من دو میلیون کمتر است
    سود خون من از آن افزونتر است

    این دو را هر ماه باهم جمع کن
    قبر شوهر را سراسر شمع کن

    فرض کن من شرکت گازی شدم
    یا نه بهتر مثل یک قاضی شدم

    گرچه شاید باز هم کمتر بود
    از نظامی ها ولی برتر بود

    باز هم صد شکر گر آسوده ام
    قبل مرگ خود نظامی بوده ام

    الامان از دست مزد کارگر
    از حقوق بی فروغ رفته گر

    گر که بودم جزیی از میراث من
    همسرم می کرد خود من را کفن

    داد از بهزیستی و ارشاد ما
    کی رسد بر گوش دولت داد ما

    من که مردم لیک بهر تسلیت
    می رود روحم پس از من هر جهت

    سوی آن نان آوران پانصدی
    سوی آن یارانه گیران صدی

    سوی آنهایی که سالی تا به سال
    شد براشان گوشت خوردن یک محال

    این عدالت جزیی از تقدیر ماست
    ما اسیرانیم این زنجیر ماست

    قصه مان از غصه ها لبریز شد
    گوش و چشمان فتا هم تیز شد

    لیک باکی نیست تا آخر بخوان
    پس کپی کن بر سر قولت بمان

    تا رسد این قفل بر دست کلید
    بر در کابین تدبیر و امید

    پس بزن فوروارد و روحم شاد کن
    خلق را از غصه ها آزاد کن




    http://irartesh.ir/Forum/Post/10213
    امضاء




  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    28,716
    صلوات
    71109
    دلنوشته
    466
    میلادامام کاظم برشیعیانش مبارک باد🌸🌸🌸اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌸وَعَجِّل‌فَرج
    تشکر
    25,016
    مورد تشکر
    19,306 در 11,629
    وبلاگ
    37
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نسل گند و مزخرفی بودیم
    نسل انتخاب بین بد و بدتر
    به ما که رسید رودخانه ها خشکید ، جنگل ها سوخت و ابر ها نبارید
    دل به هر کس دادیم ، قبل از ما دل داده بود
    نسلی هستیم نه به پدرمان رفتیم و نه به مادرمان بلکه به فنا رفتیم
    نسلی هستیم از بیرون تحریم شدیم ،از داخل فیلتر
    هم از دزد می ترسیم هم از پلیس ، حیف
    نسل دیدن و نداشتن ، خواستن و نتوانستن ،رفتن و نرسیدن
    نسل آرزو های که تا آخرش بر دل ماند
    نسل آهنگ های سوزناک
    نسل طلاق هفتاد درصد
    نسل فیس بوک از سر بی کسی
    نسل درد و دل با هر کسی
    نسل ماندن سر بی راهی
    نسلی که ناله های همو فقط لایک می کنیم
    نسل خوابیدن با اس ام اس
    نسل جمله های کوروش و دکتر شریعتی
    نسل کادو های یواشکی


    یادمان باشد وقتی به جهنم رفتیم بگوییم یادش بخیر آن دنیا هم‌‌ جهنمی داشتیم
    سگ دو زدیم برای آغاز راهی که قبل از ما هزاران نفر به آخر خطش رسیده بودند تنها نسلی هستیم که هرگز نخواهیم گفت جوانی کجایی که یادت بخیر
    امضاء




  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    28,716
    صلوات
    71109
    دلنوشته
    466
    میلادامام کاظم برشیعیانش مبارک باد🌸🌸🌸اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌸وَعَجِّل‌فَرج
    تشکر
    25,016
    مورد تشکر
    19,306 در 11,629
    وبلاگ
    37
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    مانسل گریه های نیمه شبیم

    مانسل آب وآتش وتبیم

    مانسل سوخته ایم،نسل جنون

    ماییم نسل درد،نسل خون

    نسل آهنگهای شاهینیم ویاس

    همه لبریز ازحرفهای پراحساس

    نسل انسانهای خندانه به اجبار

    نسل تکرار وتکرار وتکرار

    نسل اشک وآه،ناله وفریاد

    ماییم نسلی که سپرده شده به باد

    مانسل بی کسانیم آری همان

    نسلی که کلاغلط کرده هست درجهان

    امضاء




  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    28,716
    صلوات
    71109
    دلنوشته
    466
    میلادامام کاظم برشیعیانش مبارک باد🌸🌸🌸اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌸وَعَجِّل‌فَرج
    تشکر
    25,016
    مورد تشکر
    19,306 در 11,629
    وبلاگ
    37
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    چرا ما باید اینقدر با تاریخ خود بیگانه باشیم و از آن عبرت نگیریم که حالا این شعر که صد سال پیش که ایرج میرزا سروده با روزگار ما بسی آشنا باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!


    ﻫﺮ ﻭﻋﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺎﺩ ﻫﻮﺍ ﺑﻮﺩ
    ﻫﺮ ﻧﮑﺘﻪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻏﻠﻂ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﯾﺎ ﺑﻮﺩ

    ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﺑﺴﭙﺮﺩﻧﺪ
    ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻮﻩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻫﺎ ﺭﺳﻢ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩ ؟
    ﺭﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﭼﭙﺎﻭﻝ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ
    ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻏﻔﻠﺖ ﻭ ﺑﯿﺤﺎﻟﯽ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ!
    ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺗﮑﺎﻧﺪﻧﺪ
    ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﯽ ﺑﺮﮒ ﻭ ﻧﻮﺍ ﺑﻮﺩ .
    ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻨﯿﻢ ﻭ ﭼﻨﺎﻧﯿﻢ ﺩﺭﯾﻐﺎ ...
    ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﻻﻻﯾﯽ ﺧﻮﺍﺑﺎﻧﺪﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ !
    ﺍﯾﮑﺎﺵ ﺩﺭ ﺩﯾﺰﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
    ﯾﺎ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﺮﺑﻪ ﮐﻤﯽ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺣﯿﺎ ﺑﻮﺩ!
    بگذریم، صلوات بفرستید....................

    امضاء




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi