صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13

موضوع: آداب و رسوم مردم ایران

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,702
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اداب و رسوم شب یلدا
    یلدا و مراسمی که در نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال برگزار می شود مربوط می شود به ایزد مهر. سابقه ی شب یلدا یا چنان که امروزه اصطلاحا نامی است شب چله چندین هزار سال در ایران سابقه داشته و نخستین شب زمستان بوده که مصادف با زایش خورشید یا جشن زادروز مهر، خورشید شکست نا پذیر است .
    نیاکان ما روشنی ، روز،تابش خورشید و اعتدال هوا را مظاهر نیک و ایزدی و تاریکی ، شب وسرما را نیز اعمال اهریمنی می پنداشتند. آنان مشاهده می کردند که برخی فصول روز ها بسیار بلند می شود و به همان نسبت بلندی ا زروشنی ونور خورشید استفاده می کردند در حالی که برخی اوقات روز ها را کوتاه می دیدند.کم کم ابن اعتقاد بر ایشان پیدا شد که نور و روشنی و ظلمت و تاریکی مرتب در نبرد و کشمکش هستند گاه خورشید و فروغ چیره شده و ساعات بیش تری در پرتو خود مردم را نیرومند نگاه می دارد و گاه مقهور تاریکی واقع شده و ساعات کم تری در آسمان خواهد بود.
    گذشتگان ما دریافتند که کوتاه ترین روزها آخرین روزپاییز یعنی روز سی ام آذر و بلندترین شب شب اول زمستان یعنی نخستین شب دی ماه است.اما از آغاز دی روزها به تدریج بلندتر و شب ها کوتاه تر می شود خورشید هر روز بیش تر در آسمان می ماند و نور و گرمی نثار می سازد به همین جهت آن شب را یلدا نامیدند یعنی زایش خوشید شکست ناپذیر .این شب را آغاز سال قرار داده بودند درست برابر با انقلاب زمستانی و آغاز زمستان .
    در برهان قاطع در رابطه با واژه ی یلدا چنین آمده : یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب هاست در تمام سال و در آن شب یا نزدیک به آن شب آفتاب به برج جدی تحویل می کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می باشد و برخی گفته اند شب یلدا یازدهم جدی است.
    یلدا تشکیل شده از چله ی بزرگ و چله ی کوچک.چله ی بزرگ از آغاز دی ماه است تا دهم بهمن که چهل روز تمام ادامه می یابد. چله ی کوچک از دهم بهمن ماه است تا بیستم اسپند و از آن جهت چله ی کوچک گویند که از شدت سرما کاسته می شود.
    یلدا برابر است با شب نخست جدی و شب هفتم دی ماه جلالی و شب بیست ویکم دسامبر.
    شب یلدا،چون طولانی ترین شب سال است ،نزد ایرانیان نحس شمرده می شود.جهت رفع این نحوست،آتش می افروختند،گرد هم جمع می شدند،خوان ویژه می گستردند و هرآنچه میوه ی تازه ی فصل ومیوه های خشک داشتند،در سفره می نهادند.این سفره جنبه ی دینی داشت و مقدس بود.از ایزد خورشید و روشنایی، برکت می طلبیدند تا زمستان را به خوبی و خوشی به سر آورند. میوه های تازه و خشک و چیزهای دیگر در سفره،تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پربرکت در پیش داشته باشند. تمام شب را با بیدار ماندن و روشن کردن آتش در کنار یکدیگر می گذراندند تا به خورشید یاری دهند که دوباره متولد شود و اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد.
    ولی آغاز دی ماه جشن بزرگ دیگری نیز بود .در ایران باستان بر هر روز نامی گذاشته بودند که برخی از این نام ها با نام ماه های سال مشابه بودند.هرگاه این روز ها در ماه هم نام خود قرار می گرفتند به مناسبت تقارن نام روز و ماه جشن به نام آن روز می گرفتند. دَذْوَ در اوستا به معنی آفریدگار وخداوند ودَدْوَ در پهلوی نیز شکل تغییر یافته ی همین واژه است.ماه دی(ددوی پهلوی)نیز نخستین روزش به نام اورمزد(آفریدگار)نامزد است که در روزگار گذشته این روز را خورروز یعنی روز خورشید نیز می گفتندو بعدا به خرم روز موسوم گشت که جشنی از جشن های ایران باستان بود.این ها همه دلالت بر تقدس و بزرگی این روز دارد که روز زادروز خورشیدشکست ناپذیر است.
    ابوریحان در آثارالباقیه می گوید: دی ماه و آن را خور ماه نیز می گویند.نخستین روز آن خرم روز (=خُرَه روز) است واین روز و این ماه هر دو به نام خدای بزرگ است…
    این روز نزد ایرانیان به ویژه مهرآیین ها بسی گرامی بود وبزرگ ترین جشن یعنی جشن تولد مهریاخورشید به شمار می رفت که آغاز سال محسوب می شد.
    خورشید ،مهر یا میترا، همان مسیح و نجات بخش جهان از تسلط اهریمن و ادبار وی بود.هنگامی که آیین مهر از ایران در جهان متمدن کهن منتشر شد، در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی ۲۱ دسامبر را که برابربا شب آغاز دی ماه بود به عنوان روز تولد مهر جشن می گرفتند.اما در سده ی چهارم میلادی بر اثر اشتباهاتی که در کبیسه روی داد ، تولد مهر نجات بخش یا مسیحای منجی ۲۵ دسامبر واقع شد و از آن پس تثبیت شد.تا آن زمان تولد عیسای مسیح درششم ژانویه جشن گرفته می شد.اما دین اغلب رومیان و اغلب کشورهای اروپا،آیین مهر و میترا بود.به همین دلیل این جشن زادروز به ۲۵ دسامبر بازگشت.
    درباره ی یلدا می توان گفت که یک واژه ی سریانی (بین النهرینی=تلفیقی از عربی، پارسی و ترکی) است به معنی زایش.رومی ها خود واژه ی ناتالیس را به معنی زایش و تولد داشتند.مسیحیان سریانی واژه ی یلدا را با خود به ایران آوردندواز آن زمان زمان تا کنون در ایران ماندگار شده است.البته فقط تولد میترا و هنگام زمانی آن نبود که در مسیحیت وارد شد،بلکه در واقع امروزه همه ی مسیحیان جهان،که شب تولد مسیح را جشن می گیرند وتا بامداد بلندترین شب سال را بیدار مانده و با خوردن و نوشیدن به شادی می گذراندند،همان تولد میترا،مسیحای نجات بخش ، سوشیانت را جشن می گیرند و اغلب مراسم و مناسک و آدابشان مقتبس از آیین مهر است.


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,702
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اداب و رسوم چهارشنبه سوری
    چهارشنبه‌سوري، تركيبي است از «چهارشنبه» كه پنجمين روز هفته است و «سوري» كه براي زبان‌شناسان مفهوم فراواني دارد و بيشتر آن را به معناي جشن و سرور مي‌دانند. اين جشن پيش درآمدي براي جشن نوروز است كه ريشه در باورهاي بسيار كهن آريايي‌هاي كوچ كرده به ايران زمين دارد.
    نخستين چهارشنبه‌سوري در زمان منصور بن نوح ساماني و در ماه شوال سال 350 هجري قمري در محله مرليان بخارات برگزار شد و از آن پس همچنان ادامه يافت.
    يك اعتقاد درباره جشن چهارشنبه‌سوري اين است كه مختار ثقفي قرار گذاشته بود كه روز پنجشنبه آخر صفر انقلابش را شروع كند؛ اما چون دشمنانش از اين موضوع باخبر شدند، شروع قيام را يك روز جلو انداخت و براي آگاهي هوادارانش دستور داد كه سه‌شنبه شب، بر بام خانه‌ها آتش بيفروزند.
    ايرانيان باستان نيز نور را مظهر ايزد مي‌دانستند. از آن زمان كه آتش شناخته شد و براي روشن كردن شب‌هاي تار‌آمد، همواره سمبل گرما و نور و رونق‌بخش اجاق خانه‌ها بود.
    بعدها افروختن آتش كه نشانه پيروزي روشنايي بر تباهي، بيماري و نكبت بود، مرسوم شد و اين گونه است كه در غروب آفتاب، آن گاه كه خورشيد مي‌رود تا چند ساعتي از ديده‌ها پنهان باشد مردم كپه‌‌هاي هيزم را روي هم مي‌گذارند، دور هم جمع مي‌شوند و خورشيد كه در جايگاهش فرو رفت، هيزم‌ها را به آتش مي‌كشند. شايد هم مي‌خواهند‌آن را جايگزين خورشيد تابنده كنند.
    از روي آتش مي‌پرند و با گفتن جمله «زردي من از تو، سرخي تو از من»، بيماري و زردي را از خود دور مي‌كنند و سرخي و سرحالي آتش را براي خود مي‌خوانند و زرد رويي را به خاكستر مي‌‌اندازند.
    در برخي مناطق شيراز، سنت آتش‌افروزي بيشتر خانوادگي است و تعداد كپه‌‌هاي هيزم بايد فرد باشد. بعضي محققان عقيده داشته‌اند كه آتش‌‌افروزي بر بام‌ها از اصالت بيشتري برخوردار است.

  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,702
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اداب و رسوم عید نوروز
    نوروز بزرگ‌ترين جشن ملى ايرانيان است. کهن‌ترين جشنى که از آغاز سال را دربرمى‌گيرد. جشن رستاخيز طبيعت و تجديد زندگى است. جشن حرکت و جنبش و تکاپو و کار است. جشن طبيعت است. عيد نوروز و گرامى بودن آن نزد ايرانيان بسيار قديمى و کهن است چنانچه پيدايش آن را به جمشيد نسبت داده‌اند. جشن آغاز سال و تجديد زمان و تجديد حيات و آفرينش است که برگزار مى‌شود.
    نخستين کسى که نوروز را پديدار ساخت و برقرار کرد کياجم (جمشيد) بود. سبب آن‌که وى در نوروز دنيا را به تصرف درآورد و ايرانشهر را به غايت آبادانى رسانيد و پس از آن مقرر کرد تا مرتب نوروز را جشن سازند.
    جمشيد يک‌هزار و پنجاه سال شاهنشاهى داشت. آنگاه به دست ضحاک (اژى‌دهاک) کشته شد. ضحاک نيز يک هزار سال فرمانروايى کرد تا زمان فريدون فرا رسيد. فريدون ضحاک را در کوه دماوند (به وسيلهء کاوه آهنگر) به زنجير کشيد و اين بند کردن واقع شد در نيمهء روز مهر ماه در مهر روز (شانزدهم مهر = مهر روز) و اين روز را مهرگان ناميدند و نوروز را جم (جمشيد) استوار کرد و مهرگان را آفريدون (فريدون) و نوروز دو هزار و پنجاه سال از مهرگان قديم‌تر است.
    بار دينى و باورهاى اساطيرى: ‌نوروز ايرانى جشن ويژهء اهورامزداست. نخستين روز هر ماه اورمزد نام دارد و هم روزى است که آفرينش جهان در آن روز واقع شده و پس از بعث و رستاخيز مردگان و از ميان رفتن بدان و اهريمن و ديوان جهان نو مى‌شود. در اين روز جهان آفريده شد و انسان خلق گشت و مقدرات براى هر ماه و هر روز تقسيم شد. بخت و سرنوشت مردم تعيين گشت و مردم به حوادثى که در اين روز روى دهد تفال زده و خوبى و بدى آن را پيشگويى مى‌کنند چنانچه از سبز کردن انواع غلات نوع غله‌اى را که در آن سال محصول بيش‌ترى مى‌داد پيشگويى مى‌کردند.
    از زمان ساسانيان جشن سال نو و نوروز در آغاز بهار برگزار مى‌شده است. همچنين سال به دو بخش تقسيم مى‌شد: آغاز تابستان (اول بهار) و آغاز زمستان (اول پاييز) که جشن نوروز و جشن مهرگان هر دو با مراسمى تقريباً همسان رواج داشت.
    آثارى که در تخت‌جمشيد به شکل حجارى باقى است و نمايندگان تابعهء ملل گوناگون را نمايش مى‌دهد که تحف و هدايايى آورده و در انتظارند که به ترتيب به حضور شاهنشاه رسند که برگردان و رسمى از رسوم آيينى نوروزى مى‌دانند.
    براى آغاز سال نو مردم شست‌وشو و غسل‌هاى ويژه و اعتراف به گناهان و_ طلب بخشش و آمرزش از دوستان و معاشران و خانه‌تکانى و نو کردن و سفره پهن کردن و مهمانى دادن و سور برپا داشتن و به ياد مردگان بودن انجام مى‌دادند.
    مراسم و آدابى که روزهاى پيش از جشن نوروز و مهرگان و روزهاى پس از آن انجام مى‌گرديد افروختن آتش براى راندن ارواح خبيثه و شياطين و نيز دود کردن اسفند و کندور و صمغ و گياهان ويژه براى استمرار سلامتى و تندرستى بوده‌اند.
    يکى از مراسم سال نو که در آخرين روزهاى سال انجام مى‌شد يادکرد از مردگان و بزرگداشت ارواح درگذشتگان و اهداى نذور و صدقات و خيرات براى آنان است و بلافاصله در نخستين روز بهار مراسم سور و سرور و شادى و جشن آغاز مى‌شد.
    مراسم ميرنوروزى: ميرنوروزى عبارت از فردى عامى و از توده و عوام‌الناس بوده که او را تحت شرايطى برگزيده و براى چند روز زمام امور شهرى را به عهده‌اش مى‌سپردند و تفريح مى‌کردند. در ايام نوروز محض تفريح عمومى و خنده و بازى ميرنوروزى را بر تخت شاهى مى‌نشاندند و پس از انقضاى ايام جشن سلطنت او نيز پايان مى‌يافت.
    از دوران کهن يکى از آيين‌هاى نوروزى سبز کردن دانه‌ها و حبوبى است که به ويژه زنان در ظروف گوناگونى به عمل آورده و روز سيزدهم نوروز و جشن بهارى دسته‌جمعى به بيرون شهر رفته و آن را به آب روان مى‌افکنند. اين سبزه‌ها گاه به گونهء هفت که از اعداد مقدس است سبز مى‌شد. اقلامى که از دانه‌ها سبز مى‌کردند عبارت بود از: گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، کاجيله، ذرت و ماش. در سفره‌هاى هفت سين معمولاً سه ظرف سبزه به عنوان کنايه از سه اصل دينى: انديشهء نيک، گفتار نيک و کردار نيک قرار مى‌دادند که اغلب گندم و جو و ارزن بود. امروزه نيز يکى از رسوم جشن سال نو در ايران سبز کردن سبزه در ظروف سفالى است که در آغاز اعتدال بهارى انجام مى‌شود. چه‌بسا سبز کردن سبزه خود نمادى از تکرار آفرينش باشد و يادبود آفرينش ازلى و نخستين است. در جشن نوروز مردم به هم آب مى‌پاشيدند و اين سنت از آداب کهن ايرانى است و در زمان ساسانيان معمول بوده است و هنوز در ميان ارمنى‌ها و زرتشتى‌ها چنين رسمى باقى است.
    در قديم در هنگام نوروز و مهرگان نمايندگان ملل تابعه و وزيران و بزرگان کشورى و لشگرى و نمايندگان اصناف و برزيگران و غيره هدايايى را طى تشريفات به حضور شاه پيشکش کرده و شاهنشاه خود در اين مراسم حضور مى‌يافت.
    روز نخست فروردين نوروز عامه يا نوروز کوچک است. روز ششم فروردين يا خرداد روز از ماه فروردين تولد زرتشت بوده و در آن روز بسا از حوادث بزرگ روى داده. در رساله‌اى از دوران ساسانى موسوم به «روز خرداد – ماه فروردين» که نوروز خاصه است آمده اغلب حوادث مهم ملى و دينى ايرانيان در چنين روزى روى داده است.
    مراسم نوروزى: هفت‌سين، خطبه‌خوانى، بارعام و دادخواهى، اهداى هدايا و نوعى تاديهء مالياتى و ترتيب به حضور بار يافتن طبقات گوناگون و بسا امور ديگر بوده است که کم و بيش در جشن مهرگان نيز انجام مى‌شده است.
    سفرهء هفت سين امروزى همان سفره‌اى بوده که جهت ارواح درگذشتگان در هر خانه‌اى گسترده مى‌شد.
    يکى از اقلام عمدهء سفرهء هفت سين آب است، کنايه از آن‌که سراسر سال آبسالى باشد و آب در سفرهء نوروزى چون ساير چيزها، نشانهء بارورى و برکت مى‌باشد. تخم‌مرغ نيز در سفرهء نوروزى، نشان نطفه و نژاد است. آيينه و سمنو که از جوانه‌هاى تازه رسيدهء گندم پخته مى‌شود، سنجد که نشان عشق و دلدادگى و زايش و تولد است و ماهى که نشان برج حوت =( ماهى) يا اسفند که سپرى شده و سيب که ميوه‌اى است با راز و رمز عشق و زايش و انار که ميوهء درختى مقدس است نزد ايرانيان و سکه‌هاى تازه‌ضرب که نشان برکت و ثروت و دارندگى است و گل بيدمشک که نمايشگر امشاسپند سپندارمذ و گل ويژهء اسفند ماه است و نارنج که گوى مانند چون زمين است در ظرفى از آب و دانه‌هايى مقدس اسپند که بخورى بسيار جالب توجه است و شمع و لاله و بسيارى چيزهاى ديگر در سفرهء هفت‌سين از لوازم است. در اغلب نقاط و شهرهاى ايران، هفت‌سين با کم و بيش اختلافى مرسوم است. در سفرهء ويژه: يک ظرف کوچک سمنو، يک يا چند عدد سکهء نو ضرب، يک ظرف کوچک چينى يا بلور از سرکه، چند دانه سير، ظرف کوچکى سنجد، مقدارى سماق، ظرفى سيب و مقدارى سبزه قرار دارد. به احتمال در زمان‌هاى گذشته به جاى هفت سين، هفت شين نيز در سفرهء نوروزى معمول بوده است مثل شهد، شير، شراب، شکر، شمع، شمشاد، شايه (تخم‌مرغ)
    هفت سين به موجب شمارش هفت امشاسپندان (فرشتگان) در خوان نوروزى قرار مى‌گيرد.
    به طور کلى کسى که وارد خانه مى‌شود بايد خوشقدم باشد و بگويد: صد سال به اين سال‌ها برسيد. در صورتى که خود صاحبخانه خوشقدم باشد، بايد از در خانه بيرون برود و برگردد. هر کسى در اين روز شادى و خرمى بکند تا سال ديگر به او خوش خواهد گذشت.

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi