صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21

موضوع: بررسي چگونگي پيدايش وهابيت و مباني فكري آن

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض بررسي چگونگي پيدايش وهابيت و مباني فكري آن

    بررسي چگونگي پيدايش وهابيت و مباني فكري آن

    وهابيت مسلكي است كه در سال 1143 هجري قمري در شبه جزيره‌ي عرب بوجود آمده است و در بسياري از اصول عقايد و احكام شرعي با مذاهب ديگر تفاوت دارد. پيروان اين مسلك را «وهابي» گويند.



    وهابيها خود را مسلمانان حقيقي و ديگر مسلمانان را منحرف و مشرك مي‌دانند، و به آنان به ديده‌ي حقارت مي‌نگرند. فرقه وهابيت از شيوه‌ي زور و سنگدلي و قساوت در تحميل افكار غيرمنطقي خود بر مسلمانان، استفاده مي‌كند. اين مسلك به خاطر نسبتش به «محمد بن عبدالوهاب تميمي» كه اولين‌بار افكار و انديشه‌هاي اين فرقه را ساخته و ترويج نموده «وهابيت» نامبرده مي‌شود. محمدبن عبدالوهاب بعضي از عقايد خود را از ابن تيميه گرفته است، از آنجا كه وي تحت تأثير اين عقايد بوده وزارت مستعمرات انگليس سينه‌ي او را براي پاشيدن بذر مكتب جديد مساعد و زمينه را آماده يافته و به همين جهت روي اين مرد سرمايه‌گذاري كرده است.
    امضاء

  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خلاصه‌ي عقايد محمد بن عبدالوهاب عبارتست از:



    1ـ تشبيه خداوند متعال به مخلوقاتش


    2ـ توحيد عبادي و ربوبي


    3ـ احترام نكردن پيامبر اكرم (ص)


    4ـ تكفير مسلمانان
    امضاء

  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    مقدمه:


    دعوت اسلامي، فراخوان مردم به يكرنگي و همبستگي و احتزار از جدايي و پراكندگي بود. قرآن با بيان رهنمودهاي روشن و تشريح مباني عقيده و ايمان، همه‌ي انسان‌ها را به گردآمدن بر محور توحيد سفارش كرد و تفرق و چند دستگي را عامل دوي از راه مستقيم دين دانست و فرمود: «از راه‌هاي گوناگون پيروي نكنيد كه شما را از طريق حقّ باز مي‌دارد.» 1(انعام/153)


    رسول خدا (ص) نيز كه جز به عزّت و شوكت مسلمانان و زيستن آنان بر اساس ارزشهاي والاي دين خدا نمي‌انديشيد، و در راه هدايت انسانها از هيچ كوششي فروگذار نمي‌كرد و از همه مهمتر آنكه خطرات آينده را با ديده الهي خويش مي نگريست؛ پيوسته از لزوم پاي‌بندي به اصول و پايه‌هاي دين سخن گفته و امت را از فرو افتادن به دام دين‌سازان و بدعت‌گذاران بيم مي‌داد؛ همچنانكه راه گريز از زيان‌هاي ناشي از تفرق را بيان مي‌نمود.


    اما ديري نگذشت كه امت اسلامي گرفتار انشعاب شد و مسلمانان به شاخه‌هاي گوناگون تقسيم شدند. هر كس به فرقه‌اي روي آورد و هر فرقه در ابعاد گوناگون اعتقادي، فقهي، تفسيري، حديثي و ... روشي را برگزيد. و اينگونه بود كه برخلاف توصيه‌هاي قرآن و رهنمودهاي پيامبر گرامي، موج تفرقه‌گرايي سراسر جامعه‌ي اسلامي را در هاله‌اي از ابهام فرو رفت، بسيار كسان را به ترديد و نابودي گرفتار نمود و جمع كثيري از مسلمانان را به درگيري‌هاي خشونت‌بار فرقه‌اي كشاند. در اين ميان سودجويان مردم ناآگاه را فرفتند و حقايق را وارونه جلوه دادند و از همه خطرناك‌تر آنكه دشمنان اسلام اين پراكندگي و دسته‌بندي را حربه‌اي براي رويارويي با آخرين كيش آسماني يافتند.
    امضاء

  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    از طرفي ديگر برخي به بهانه‌ي بازگشت به اسلام سلف، به بيان نظريات و عقايد سخيفي درباره‌ي مسائل گوناگون اسلامي، به ويژه در باب توحيد و شرك پرداختند كه بر اساس اين نظريات بسياري از افكار و اعمال مسلمانان زير سؤال مي‌رفت و شمار زيادي از يكتاپرستان از جرگه‌ي اسلام بيرون رانده مي‌شدند. از جمله چنين گروه‌هايي بايد «وهابيان» را نام برد.2
    امضاء

  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    چگونگي پيدايش وهابيت:


    مسلك وهابي منسوب به شيخ محمد فرزند «عبدالوهاب» نجدي است كه اين نسبت از نام پدر او «عبدالوهاب» گرفته شده است و به گفته برخي از دانشمندان، علت اينكه اين مسلك را به نام خود شيخ محمد نسبت نداده‌اند يعني «محمديه» نگفته‌اند اين است كه مبادا پيروان اين مذهب نوعي شركت با نام پيامبر (ص) پيدا كنند و از اين نسبت سوء استفاده نمايند.


    شيخ محمد در سال 1115 هجري قمري در شهر «عيينه» از شهرهاي «نجد» تولد يافت.3


    وي فقه را بر اساس مذهب احمد حنبل فرا گرفت. از همان كودكي سخناني به زبان مي‌آورد كه مسلمانان چيزي از آن نمي‌فهميدند. براي تحصيل بيشتر، به مكه سپس به مدينه سفر كرد، و در نزد شيخ عبدالله بن ابراهيم بن سيف مشغول تحصيل شد. در همان‌جا زبان به انتقاد گشود كه: چرا مسلمين، به قبر پيامبر پناه مي‌آوردند و از وي شفاعت مي‌خواهند؟


    سپس به نجد بازگشت و از آن پس به بصره رفت تا از آنجا به شام برود. وقتي وارد بصره شد، مسلمانان، متوجه طرز فكر او شدند و او را از بصره بيرون كردند و او هم از آن حوالي گريخت. مدتي بعد به شهر «حريمله» از قلمرو نجد آمد، كه پدرش نيز در آنجا سكونت داشت.


    در آنجا عقايد مسلمين را به ديده‌ي انكار و انتقاد نگريست. پدرش او را از اين كار بازمي‌داشت.4 و از اظهارات او سخت رنج مي‌برد و مردم را از او بر حذر مي‌داشت، برادرش عبدالله بر ردّ او كتابي نوشت.5 عده‌اي از علماي مذاهب چهارگانه اهل سنت نيز در ردّ عقايد محمدبن عبدالوهاب و پيروان او كتابهاي متعددي را به رشته‌ي تحرير در آوردند. از جمله برادرش سليمان بن عبدالوهاب كتابي در ردّ او نوشته است و از حنابله‌ي شام كه در ردّ وهابيت كتاب نوشته‌اند مي‌توان آل الشطي و شيخ عبدالقدّومي نابلسي را نام برد.6
    امضاء

  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    پس از درگذشت پدرش، در اظهار عقايد خود و انتقاد از معتقدات مسلمين جري‌تر شد.


    گروهي از فرومايگان نيز به دنبال وي افتاده، سخنش را پذيرا شدند. كار به آنجا رسيد كه سر و صداي مردم، از هر سو بلند شد و قصد كردند او را به قتل برسانند. محمدبن عبدالوهاب هم به «عيينه» بازگشت. رئيس شهر در آن اوقات، عثمان بن احمد بن معمّر بود. محمدبن عبدالوهاب، او را به پادشاهي بر نجد انداخت. عثمان بن احمد هم منويات او را مورد توجه قرار داد. به دنبال آن، قبر زيد بن خطاب را منهدم كرد، و از اين راه كارش بالا گرفت.


    چون اين خبر به حاكم احساء و قطيف يعني سليمان بن محمدبن عزيز رسيد، نامه‌اي به عثمان نامبرده‌ نوشت كه محمدبن عبدالوهاب را به قتل برساند. وقتي نامه به عثمان رسيد، محمدبن عبدالوهاب را احضار كرد، و موضوع را به اطلاع او رسانيد و دستور داد كه از شهر بيرون رود. محمدبن عبدالوهاب هم، روي به «درعيّه» نهاده يعني همان محلّي كه «مسيلمه كذّاب» از آنجا برخاست و دعوي پيغمبري كرد و آن همه سر و صدا و مفاسد براه انداخت.
    امضاء

  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    حكمران «درعيه» در آن زمان محمدبن سعود از قبيله‌ي «عنيزه» بود. وي جدّ خاندان سعودي، فرمانروايان كنوني كشور حجاز است.
    محمدبن عبدالوهاب، در صدد برآمد كه از قدرت حاكم مزبور بهره‌برداري كند، به همين جهت او را به انديشه‌ي تسلط بر سرزمين نجد انداخت. محمدبن سعود نيز با وي بيعت كرد، بر اين اساس كه به نام جهاد در راه خدا، مسلمانان را از دم شمشير بگذراند.


    ابن سعود، براي ياري محمدبن عبدالوهاب و انتشار طريقه‌ي او، به بسيج سپاه و تأمين سرباز و نفرات پرداخت، تا اين كه كارش بالا گرفت.


    آنگاه ابن سعود، نامه‌اي به رؤساي شهرهاي نجد و قضات آنجا نوشت كه اطاعت او را گردن نهند و تسليم وي شوند. گروهي فرمان او را پذيرفتند و عده‌اي به سكوت برگزار نمودند.


    ابن سعود هم با سپاهي از مردم درعيه، آهنگ نجند نمودند و با مردم آنجا جنگ كرد.


    در اين جنگ بسياري از مسلمانان مخالف خود را به قتل رسانيد، تا اينكه بعضي با ميل و بعضي بي‌ميل، به اطاعت او درآمدند و حكمراني نجد، به زور شمشير به وي تعلق گرفت.


    محمدبن عبدالوهاب در سال 1206 هجري درگذشت، ولي دين جديد او باقي ماند و حكومت سعودي به حمايت از ان برخاست. وهابي‌ها از آن تاريخ، دست به كشتار مسلمين زدند. چه نفوسي را كه كشتند و چه خانه‌ها و قبوري را كه منهدم كردند و چه اماكني را كه طعمه‌ي حريق ساختند و چه فسادي كه ميان مردم و شهرها، به راه نينداختند، و چه مصائب و دهشت‌ها كه از ناحيه‌ي آنها به مسلمانان نرسيد.


    وهابيها، در اين مدت نه تنها افراد خارج از دين خود را به قتل رساندند، بلكه تمام مقتولين به دست آنها، مسلمانان موحدي بودند كه گواهي به يگانگي خداوند مي‌دادند، و محمد (ص) را پيامبر او مي‌دانستند. تنها گناه آنها اين بود كه مذهب تازه‌ي اختراعي محمد بن عبدالوهاب را نمي‌پذيرفتند و به آن عقيده نداشتند.7
    امضاء

  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    مباني فكري وهابيت:


    آئين وهابيت در اصل بر اساس افكار ابن تيميّه بوجود آمده است؛ او اول كسي است كه در سرزمين مقدس اسلام بذر آن را پراكند.8 در نيمه‌ي دوم قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجري مردمي در شام بنام ابوالعباس تقي‌الدين احمدبن عبدالحليم حرّاني دمشقي، معروف به ابن تيميّه، به نام مبارزه با خرافات و بدعتها قيام كرد و كليه‌ي مذاهب اسلامي را به لحاظ بدعتهايي كه از نظر وي نهاده بودند به باد انتقاد گرفت و در شام و مصر و برخي از بلاد ديگر غوغايي بپا كرد و با پشتكار خستگي‌ناپذيري با بيان و قلم به نشر افكار خود پرداخت و از ميان شاگردانش كساني شهرت يافتند و در همان زمان كار او را دنبال كردند.9


    با اين حال عقايد ابن تيميّه تا پانصد سال متروك و مدفون بود و كسي از آنها نامي نبرده است و به عبارتي ديگر بذر آن در زير خاك باقي ماند تا اينكه در حدود پانصد سال بعد محمدبن عبدالوهاب اين دفنيه‌ها را نبش كرد و از زير خاك بيرون آوده و اين جراثيم مرده را آب داده و دوباره زنده گرداند.10


    محمدبن عبدالوهاب، رئيس مذهب وهابي، عقيده داشت كه تنها خود او خداپرست است و ساير مسلمانان كافر و مشرك مي‌باشند. او معتقد بود كه خداوند واقعاً بر عرش جلوس كرده است و داراي دست و پا و ران و پهلو و چشم و صورت و ابرو و زبان و جان است و با حرف و صورت، سخن مي‌گويد و به طور خلاصه عقيده دارد كه خدا جسم است، چيزي كه عموم مسلمانان آن را كفر مي‌دانند.
    امضاء

  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    محمدبن عبدالوهاب درباره‌ي قبر اعتقادات و احكامي دارد كه مختص به خود اوست و بدون دليل شرعي بر اساس آن فتوي مي‌داد. اعتقاد مذهبي او پيرامون قبور اين است كه ساختن قبر و ساختمان اطراف آن و دعا و نماز در جنب قبور حرام است، بلكه واجب است آنها را نابود كرده و آثار آن را از ميان ببرند، حتي نسبت به قبر مقدّس رسول اكرم (ص)، او و پيروانش عقيده دارند كه مشاهده مشرفه و قبوري كه در آنجاست، به منزله‌ي بت هستند.11


    يكي ديگر از مواردي كه به وسيله وهابي‌ها مورد انكار قرار مي‌گيرد توسل به عزيزان درگاه الهي است. محمدبن عبدالوهاب در «كشف الشبهات» مي‌گويد:


    «توسل به مردگان توسل به معدوم است و مرده قدرت بر جواب ندارند.» استدلال وي در اين مورد تمثل به آيه‌ي «و الذين تدعون من دونه ما يملكون من قمطيرٍ12» (اشخاص و اشيايي كه غير از خدا به خدايي گرفته مي‌شوند مالك هيچ چيز نيستند.) بود.


    و مورد ديگر اينكه وهابيان طلب شفاعت از اولياء و انبياء را شرك مي‌دانند و با اين آيه استدلال مي‌كنند: «فلا تدعوا مع الله احداً13» (كسي را در اولوهيت با خدا شريك نگيريد) و نيز آيه‌ي شريفه‌ي:


    «من ذالذّي يشفع عنده الّا باذنه14»


    امضاء

  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    يكي ديگر از اعتقادات وهابيان اين است كه پيامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نه در حال حيات و نه بعد از وفات علم غيب ندارند و براي اثابت اين ادعا به آياتي از قبيل: «و عنده مفاتح الغيب لايعلمها الا هو15» استدلال مي‌كنند.16روش استدلال محمدبن عبدالوهاب:


    از مشخصات بارز وهابيگري دادن نسبت دادن كفر و شرك به همه‌ي مسلمانان و زدن مارك بي‌ديني به طرف مقابل مي‌باشد. از واژه‌هاي متداول و معمول در رساله‌هاي اين فرقه كلمات «و جملات» «ايها الكافر» و و «ايها المشرك» و ... نسبت به طرف مورد بحث مي‌باشد.


    محمدبن عبدالوهاب در رساله‌ي «كشف الشبهات» كه در آن آئين مناظره و بحث را به طرفداران خود مي‌آموزد، مي‌گويد: «ان قال: لك كذا و كذا، فقل له ايّها المشرك ...»


    (طرف مقابلت اگر گفت چنين يا چنان «خلاصه هرچه گفت» توبه او بگو اي مشرك.)


    دقت در روش مناظره اي كه رئيس وهابيان به حاميان خود مي‌آموزد با توجه به روشهاي بحث منافقين خلق و توده‌اي‌هاي زمان حاضر، بيانگر رابطه‌ي مستقيم «چشم‌بندي» استعمارگران از دويست سال قبل تا امروز مي‌باشد، و نشان مي‌دهد كه بر روش «دگماتيسم» جهان‌خواران در قديم و جديد نظم فكري خاصي حاكم است.17
    امضاء

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi