صفحه 14 از 20 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 197

موضوع: تاریخ فلسفه

  1. Top | #131

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    و ثانیاً او در کتابها و رساله های خود عباراتی را نوشته است که معمولاً شیعه آنها را به کار می برد و از مختصات شیعه به حساب می آید؛ مثلاً در خاتمه کتاب «الفلسفة الاولی» می گوید: «والحمد للَّه رب العالمین و صلواته علی محمَّد النبی وآله اجمعین».
    و یا در آخر رساله «فی سجود الجرم الاقصی» می نویسد: «والحمد للَّه رب العالمین و الصلاة علی محمَّد المصطفی وآله الطاهرین».
    و یا در آخر رساله «فی النفس» و رساله «فی حدود الاشیاء» و... همین عبارتها را نوشته است.(253)
    «کندی» از سرشناسان فلاسفه مشّاء است. و می توان او را پیشرو نخستین پیروان مسلک ارسطو یا مشّاؤون دانست.(254) او در علوم عقلی، سرآمد روزگار خود بود به صورتی که به «فیلسوف عرب» معروف شد.(255)
    از آنجا که «کندی» مردی ثروتمند بود و مأمون نیز او را حمایت می کرد و دوست(256) و یا معلم امیر(257) احمد، پسر معتصم عباسی به حساب می آمد، توانست به جمع آوری کتب علمی بپردازد و کتابخانه ای بزرگ تشکیل دهد(258) و مترجمانی را برای ترجمه آثار یونانی، سریانی و... به عربی به کار گمارد و خود دارای تألیفانی بسیار شود که نام 238 عنوان آن در «الفهرست» ابن الندیم ثبت شده است.(259) از کتابهایی که از او به زبان لاتینی در اروپا ترجمه شده و منتشر گردیده است، عبارت است از:
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #132

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    رساله ای در خطاهای فیلسوفان، رساله ای در ماهیتهای پنجگانه مادّه، صورت، حرکت، مکان و زمان، رساله ای در باره خواب و رؤیا و رساله ای راجع به عقل.(260) و حدود سی جلد کتاب او در استانبول کشف و منتشر شده است او تنها 22 جلد کتاب در باره فلسفه نوشته است.(261) و براساس نوشته جمال الدین قفطی صاحب تاریخ الحکماء، کندی خود نیز چند کتاب فلسفی را ترجمه کرد و مشکلاتشان را آسان و نظریات مهمشان را خلاصه کرد.(262)
    «کندی» فلسفه را به اصطلاح عام که شامل همه علوم عقلی (اعم از نظری و عملی) است به کار برد و از این رو در کتاب «الفلسفة الاولی»، فلسفه را شناختِ حقیقت اشیاء در حد توانایی انسان، تعریف کرده است. و آن را به فلسفه نظری (ریاضیات، طبیعیات و مابعد الطبیعه) و فلسفه عملی (تدبیر منزل، تدبیر نفس و سیاست مُدُن) تقسیم نموده است.(263)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  4. Top | #133

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    کار اساسی که «کندی» در فلسفه انجام داد، این بود که اولاً مذاهب و نحله های فلسفی را که اعراب پیش از این نمی شناختند به آنان شناساند. و آنها را برایشان توجیه و تحلیل کرد. ثانیاً معادل هر اصطلاحی را در عربی پیدا کرد و تعریف نمود؛ مثلاً «حکمت» را به جای «فلسفه»، «مصوره» را به جای «فنطاسیا» و «عنصر» را به جای «اُسطُقس» و «طین و مادّه» را به جای «هیولا» قرار داد.(264)
    ثالثاً عدم تضاد بین دین و فلسفه را مطرح ساخت و بر آن استدلال کرد.
    «کندی» معتقد است که شریفترین اقسام فلسفه، «فلسفه اولی» است، یعنی علم به ذات احدیت که علت همه موجودات است و باید که فیلسوف کامل، به این اشرف علوم، محیط باشد؛ زیرا علم به علت، اشرف از علم به معلول است.(265)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  5. Top | #134

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    «کندی» می گوید: «در علم به حقیقت اشیاء (فلسفه)، علم ربوبیت، علم وحدانیت، علم فضیلت و همه علم های نافع و راه رسیدن به آنها و همه علم های زیانمند و راه دوری از آنها، نهفته است».(266)
    او برای اثبات وجود خدا از قانون علیّت بهره می گیرد و با توجه به سلسله علل محدود، خدا را به عنوان علت و فاعل حقیقی و تنها مؤثر هستی می شناسد. و نیز به نظم پدیده ها که نشان دهنده این است که وجود کاملی، همه چیز را براساس حکمت محض، انتظام بخشیده است، تمسک می جوید.(267) و همین را نیز روش دین در قرآن می داند. او براین اعتقاد است که دلایل قرآن، اعتقادی، صریح و قابل فهم است و از آن جهت که دین، الهی است، ولی فلسفه، بشری است، دین از فلسفه بالاتر است.(268) و اگر احیاناً برداشتی از قرآن با برهان فلسفی موافق نباشد، مسلّم آن برداشت صحیح نیست و باید به تأویل قرآن روی آورد.
    او در «رسالة فی الابانة عن سجود جرم الاقصی طاعته للَّه عزّوجل»، نمونه هایی از رجوع به تأویل قرآن را روشن می کند؛ مثلاً سجود و طاعت زمین و آسمان را به معنای اظهار عظمت ذات باری و تسلیم به امر او، تفسیر و تأویل می نماید.(269) و با این شیوه، موافقت عقل با دین را تشریح می کند.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  6. Top | #135

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    رابعاً او در فلسفه، صاحب آرای مهمی (اگر چه در این آراء منحصر به فرد نبود) گردید از جمله نظر او این شد که:
    الف: «زمان» امری موجود و قائم به ذات نیست، بلکه مجرد و اعتباری است. و حقیقتی غیر از مدت وجود جسم ندارد و تابع جسم است.(270)
    ب: «مکان» موجود و ظاهر است، ولی جسم نیست (برخلاف افلاطون که آن را جسم می دانست).(271)
    ج: «عالم» قدیم نیست و حادث است (برخلاف ارسطو و همچنین فلاسفه بزرگ پس از او نظیر ابن رشد و ابن سینا) زیرا همانطور که عالم مکاناً متناهی است، زماناً نیز متناهی است؛ چون زمان، کمّی است که مقدار حرکت را نشان می دهد و آن کمّ متصل است نه منفصل و از آن جهت که اجسام طبیعی از ماده و صورت ترکیب شده اند و محدود به مکان و متحرک در زمانند، بنابراین، عالم مکاناً و زماناً متناهی است. و «متناهی، حادث است نه قدیم».(272)
    د: نفس وجود، بسیط و روحانی است که از خالق افاضه می گردد و فناناپذیر است و پس از جدایی از بدن، به عالم عقول می رود. نفس به خواب نمی رود بلکه تنها هنگامی که بدن در خواب است، حواس را به کار نمی گیرد، در این هنگام، خود با استفاده از عقل(273)، می تواند خوابهای عجیب ببیند و با ارواح دیگر که بدنها را رها کرده اند، هم صحبت شود.(274)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  7. Top | #136

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    فارابی

    یکی دیگر از فلاسفه برجسته مشّاء در جهان اسلام، «ابو نصر محمَّد بن طرخان بن اوزلع فارابی» (متولد 258(275) یا 259(276) و متوفای 338(277) یا 339(278) هجری) است.
    بیشتر کسانی که شرح حال «فارابی» را نوشته اند، او را شیعه دانسته اند گر چه متأسفانه برخی او را به انکار معاد، اعتقاد به ازلی بودن و قدم عالم وزندقه متهم کرده اند؛ به این دلیل که در بعضی از کتب منسوب به او، این عقاید مطرح گردیده است، ولی باید توجه کرد که آن کتب توسط او ترجمه شده اند و تألیف او نمی باشند. بنابراین، نشان دهنده اعتقاد واقعی فارابی نیست.(279)
    سید صدر، در کتاب «تأسیس الشیعه» و سید خونساری در کتاب «روضات الجنّات» و رحیم زاده صفوی در کتاب «ابن سینا» و علامه تهرانی در کتاب «الذریعه الی تصانیف الشیعه» و... به تشیّع او تصریح کرده اند. علاوه بر اینکه نوع تبیین او از مسایل، شیعه بودن او را اثبات می کند؛ مثلاً «امام» را کسی می داند که از کرامت و علم مستند به وحی به واسطه پیامبر صلی الله علیه وآله برخوردار است.(280) و از نور عقل فعال، بهره می برد و او مردم را در پرتو نور عقل فعال، رهبری می نماید.(281) امام نسبت به مردم همانند قلب است که کاملترین اعضای بدن و رئیس آنهاست.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  8. Top | #137

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    فارابی، نیز در مسأله اراده و اختیار انسان و مسایلی از این قبیل، همان نظر شیعه را ابراز داشته است.(282) و نیز «فارابی» فلسفه را به سبک پیروان تشیّع به طرف سیاست سوق می داد و مسایل سیاسی را در ضمن فلسفه مطرح می ساخت.(283) و همچنین او به دعوت(284) امیر سیف الدوله شیعی، به شهر حلب و دربار دانش پرور او که مجمع برجسته ترین حکیمان و دانشمندان و شاعران و لغت شناسان ترک و عرب و ایرانی بود، رفت و تا آخر عمر در آنجا ماند و وصیت کرد که او (سیف الدوله) بر جنازه اش نماز بخواند و کفن و دفنش نماید. او هم با پانزده نفر از خواص خود، بر وی نماز گزاردند و در تشییع جنازه او شرکت کردند.(285)
    «فارابی» با اینکه پدرش امیر لشکر و دارای حشم فراوان بود و سیف الدوله هم برای او از بیت المال، حقوق بسیاری تعیین کرده بود، ولی به چهار درهم در روز قناعت می ورزید و ساده می زیست.(286)
    جمال الدین قفطی نجفی در باره او نوشته است: «قد عاش الفارابی فی دولة العقل ملکاً و فی العالم المادی مفلوکاً».(287)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  9. Top | #138

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    «فارابی» در محضر ابو بشر متی بن یونس، بزرگترین منطق دان عصر خود در بغداد که طی قرن چهارم هجری، عالیترین و درخشانترین مرکز آموزش بود، به تحصیل پرداخت و به زودی در این زمینه از استاد خود پیشی گرفت و بر اثر مقام والایی که در این علم به دست آورد، به «معلم ثانی» موسوم شد.(288)
    او نخستین کسی است که منطق یونان را به طور کامل به عربی ترجمه کرد. تألیفات او در منطق، حدود سی تألیف است.(289)
    «فارابی» معتقد بود که صناعت منطق، قواعدی را به دست می دهد که هرگاه رعایت شود، ذهن را تصحیح و انسان را به صراط مستقیم هدایت کرده و از خطا دور نگه می دارد. به عقیده وی، رابطه منطق با معقولات، همانند رابطه دستور زبان با کلمات و رابطه عروض با شعر است.(290)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  10. Top | #139

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    «فارابی» مقداری فلسفه را نزد «یوحنا بن حیلان» که در «حران» می زیست(291) فرا گرفت و خود با مطالعه نظریات افلاطون و ارسطو و... در فلسفه صاحب نظر شد و با بهره گیری از اسلام، نظام فکری برجسته ای را که تا سالها پس از مرگش معیار تفکر علمی در شرق و غرب بود، بنیان نهاد.(292) فلسفه او آمیزه ای است از حکمت ارسطویی و نوافلاطونی که رنگ اسلامی و بخصوص شیعی اثناعشری به خود گرفته است.(293)
    «فارابی» اگر چه برای فلسفه افلاطون و ارسطو، ارزش قایل است ولی «حقیقت و اسلام» برای او با ارزشتر است و از این رو در مواردی، گفته های آنها را ردّ کرده و شخصیت مستقل فلسفی خود را نشان داده است؛ مثلاً گفته ارسطو را در موضوع «عدم علم الهی به جزئیات»، رد کرده و می گوید: خداوند مدبر عالم است و هیچ چیز حتی ذرّه بسیار کوچک هم از نظر او دور نیست. او حتی اقتباسهایی را که از کتب افلاطون و ارسطو دارد به صورت بدیع و دارای اصول علمی جدید و متأثر از اسلام و وحی، مطرح ساخته است.(294)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  11. Top | #140

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    «فارابی» در توضیح و تشریح علوم مختلف بویژه فلسفه افلاطون و ارسطو، نقش مهمی داشته است که گفته می شود بیشتر آثار فارابی، شرح و توضیح آثار افلاطون و ارسطو و جالینوس است.(295)
    قطب الدین صاحب «شرح حکمة الاشراق» در این زمینه می نویسد: «ذلک الفیلسوف (الفارابی) الذی لم یظفر بمثله فی تحقیق المعانی...».
    و بوعلی سینا نیز می گوید: «من رساله علم النفس ارسطو را چهل بارخواندم و چیزی نفهمیدم تا آنکه رساله نفیسی از فارابی را در دست پیرزنی یافتم، آن را خواندم، آن رساله مشکلات کتاب ارسطو را برای من حل کرد».(296)
    فارابی در گردآوری علوم نیز عنایت خاص داشته است. او در رساله «ما ینبغی ان یقدم قبل تعلم الفلسفه» به فهرست مکاتب فلسفی یونان و اسامی بنیانگذاران آن(297)، و همچنین به بیان هدف ارسطو در هر یک از کتابهایش و سبک او در طریقه تهذیب نفس و راه پرورش عقل و...(298) پرداخته است. و در کتاب «احصاء العلوم» علوم را طبقه بندی کرده و نخستین کوشش در این زمینه را در تاریخ اندیشه اسلامی به عمل آورده است. او اولین کسی است که دائرة المعارف تألیف کرده و پیش از او کسی شناخته نشده است که کلیه معارف انسانی زمان خود را به رشته تحریر در آورده باشد.(299)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




صفحه 14 از 20 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi