صفحه 7 از 33 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 324

موضوع: نزول قرآن و رؤياى هفت حرف

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    نخستين كسى كه حديث سبعه را به پيامبر نسبت داد

    حكومت و خلافت عمر در مقطعى روى‏داد كه همراه با توسعه فتوحات اسلامى بود. توسعه شتابنده كشور اسلامى، عمر را با مسائل و مشكلات زيادى مواجه كرده بود كه براى حلّ آنها مى‏بايد راه حلّ سريعى مى‏يافت. نياز به قوانين جديد براى پاسخ‏گويى به امور مستحدثه و حلّ و فصل آنها، ضرورى مى‏نمود. از طرفى‏عمر براى خويش حق قانون گذارى قائل بود و از اختياراتى براى خود همانند اختيارات پيامبر(ص) استفاده مى‏كرد و معتقد بود: خليفه مى‏تواند بر اساس مصالح حكومت، قانون تدوين نمايد. لذا نيازى براى خود به حديث پيامبر(ص) نمى‏ديد و شايد از همين روست كه از تدوين حديث پيامبر(ص) ممانعت به عمل آورد.



    امضاء





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    عمر براى استنباط قوانين در جهت اداره حكومت اسلامى و براى رأى و اجتهاد خود به عنوان يك اسلام شناس، هم‏سان نص قرآن، ارزش قائل بود و بر اساس اجتهاد خويش عمل مى‏نمود. براى مثال: حرمت متعه زنان‏(4) و حرمت عمره در ماههاى حج‏(5) و قطع سهم مؤلفة قلوبهم‏(6) و ... از اجتهادات او در برابر نص قرآن بود. وى دربرابر اعتراض به احكام جديد، و مخالفت رأى او با رأى پيامبر(ص) مى‏گفت: <أنا زميل محمّد؛(7) يعنى من هم‏رديف محمد هستم». مقصود از زميل محمد، با توجه به ساختار لغت، يعنى هم‏سان و كسى كه در رديف پيامبر(ص) است. زيرا زميل در لغت به يك‏طرف بار شترى مى‏گويند كه هم‏سان طرف ديگر باشد.

    او براى استنباط حكم خدا، خود را در چهار چوب نص قرآن محدود نمى‏كرد و دربرابر نصوص قرآن، خود را آزاد مى‏دانست. احمد امين در مقايسه با سياست موفق عمر و معاويه در برابر سياست على(ع) معتقد است كه علت موفقيت آنها، در اين بود كه خود را در برابر نص دينى، آزاد مى‏دانستند؛ در حالى كه على(ع) معتقد به نصوص‏دينى بود.(8) از اين رو عمر براى تدوين قوانين و حل مشكلات كشور اسلامى، حتى در مواردى به نص قرآن نيز پايدار نبود و معتقد به تسامح در نص قرآن و برداشت‏هاى آن بود. در زمان عمر نسخه قرآن رسمى با نص واحد از طرف حكومت منتشر نشد و به دلايلى كه در بحث تساهل او در امر قراآت خواهد آمد، او معتقد به قرائت واحدى براى قرآن نبود. لذا دامنه اختلاف قراآت در دوران او رو به افزايش گذاشت.



    امضاء




  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    عمر نه تنها خود براى يك‏سان شدن قراآت، اقدام به تدوين و جمع‏آورى قرآن در يك مصحف و نشر آن ننمود، بلكه كسانى را كه مايل به چنين كارى نيز بودند، منع مى‏كرد. لذا نسخه‏اى را كه حضرت على(ع) پس از ارتحال پيامبر اسلام(ص)، تهيه نموده بر خليفه اول، ارائه كرد، به توصيه عمر و به دليل مخالفت او، مقبولِ خليفه نيفتاد.

    عمر مايل بود قرآن را هر آن طور كه خود مايل است، بخواند و معنا نمايد. وى مى‏گفت، پيامبر(ص) براى او گفته است كه <إنّ القرآنَ كلَّه صوابٌ ما لمْ يجْعَلْ رحمةً عذاباً او عذاباً رحمة؛(9) قرآن همه‏اش صواب است؛ مادامى كه آيه رحمت به عذاب و آيه عذاب به رحمت تبديل نشود.» او در جايى ديگر مى‏گويد: <كلّها شافٍ كافٍ؛(10) قرآن تمامش كافى و شافى است.» لذا در زمان عمر زمينه تساهل در نص قرآن از طرف او فراهم شد و اختلاف قراآت رواج و گسترش يافت كه خود مشكل مهمى براى مردم شد و هر كسى در نماز يا ديگر موارد، قرائتى را مى‏خواند و قرائت ديگرى را تخطئه مى‏نمود. از سويى پيامبر(ص) نيز نبود كه به تصحيح قراآت پرداخته قرائت اصيل قرآنى را بيان دارد. ازاين‏رو طبيعى بود كه خليفه دوم مى‏بايد مشكلى را كه خود آفريده بود، به‏نحوى حل نمايد؛ راه حلى كه اهداف و منافع او را نيز تهديد نكند.



    امضاء




  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    راه حل چه بود؟ آيا عمر اقدام به توحيد قراآت قرآن نمود؟ آيا عمر نسخه مصحف واحدى را با مشاوره صحابه بزرگ هم‏چون على(ع) براى تصحيح قراآت سامان داد؟ پاسخ منفى است. راه حل عمر مى‏بايد به گونه‏اى باشد كه ضمن حل مشكل مردم در امر قراآت قرآن، هم‏چنان نص قرآن زمينه قبول قراآت را دارا باشد و قرائت قرآن، آن‏چنان‏كه در زمان پيامبر(ص) به يك قرائت منحصر شد و در زمان عثمان هم بدان سو نيز رفت، به يك قرائت منحصر نگردد. آن راه حل، ظاهراً، چيزى جز نسبت دادن حديث سبعة احرف در مورد الفاظ قرآن، به پيامبر(ص) نبود؛ حديثى كه عمر در نسبت دادن آن بر پيامبر(ص) تفرّد داشت. به همين خاطر براى فراهم نمودن چنين نسبتى از دو زمينه مناسب بهره برد:

    1 . از اختلافى كه در اواخر حيات پيامبر(ص) -پس از فتح مكه- بين او و هشام بن حكيم در قرائت الفاظ سوره فرقان رخ داده، وحل اختلاف از سوى پيامبر(ص). البته حضرت(ص) به تصحيح قرائت آنان پرداخت و قرائت صحيح را بيان داشت.

    2 . از گفتارهايى كه از پيامبر(ص) در مورد معانى و محتواى گونه‏گون قرآن وجود داشت؛ مبنى بر اين كه قرآن داراى معانى متعدد و تفاسير فراوان و بطون است. تا آن‏جا كه حضرت فرموده بود: قرآن داراى هفت بطن و هفت قسم و هفت حرف است.



    امضاء




  6. Top | #65

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    عمر بر اساس اعتقاد خويش يعنى تسامح در نص قرآن و براى حل مشكل قراآت و فتوا به جواز همه آنها، از اختلاف خود با هشام بن حكيم درمسأله قرائت قرآن و نزد پيامبر(ص) رفتن، بخش اول حديث سبعة احرف را به پيامبر(ص) نسبت داد، و از سخن پيامبر(ص) در موارد ديگر مربوط به تفسير و بطون قرآن و اين كه قرآن داراى حروف متعدد و احرف سبعه است، بخش دوم حديث سبعة احرف را تكميل نمود. او چنين وانمود مى‏كرد كه مقصود از سبعة احرف -كه پيامبر(ص) فرموده است- الفاظ و نص قرآن است. از نظر عمر، هدف پيامبر(ص) تسهيل و توسعه در امر قرائت قرآن بر امت خويش بود، كه البته امرى پسنديده مى‏نمود.

    گويا عمر براى تقويت نسبت حديث سبعة احرف و تثبيت آن و براى جلوگيرى از اين اعتراض كه پيامبر در چه هنگامى چنين روايتى را فرموده است، و چرا خليفه اول از آن چيزى نگفته است، و در كجا سبعة احرف را مربوط به الفاظ قرآن دانسته است، از روش تندخويى خود در مديريت سياسى كشور و همكارى همدستان خويش، مانند زيدبن ثابت و ابىّ‏بن‏كعب و ... بهره جُست. آنان نيز به جهت موقعيت حكومتى او، او را در انتساب حديث سبعة احرف به پيامبر(ص) و حل مشكلات سياسى و اجتماعى حكومت، همراهى كردند.



    امضاء




  7. Top | #66

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    تند خويى عمر نقش مهمى را در اقناع مردم در فكر و رأى‏هاى او از جمله در نسبت دادن سبعة احرف به پيامبر(ص) داشت. زيرا او از جهت شخصيتى، تندمزاج و افراطى بود. ابن ابيّ الحديد مى‏گويد: <كان فى أخلاق عمر و ألفاظه جفاء؛ يعنى در اخلاق عمر و الفاظ او شدت و سخت‏گيرى بود»(11) از نظر او اداره حكومت مى‏بايد همراه با سختگيرى و خشونت باشد تا بتوان مردم را كنترل كرد به ويژه آن كه حكومت او همراه با اكراه بود و خود او در اولين سخنرانى مى‏گويد: <مى‏دانم كه مردم از روى كار آمدن من كراهت دارند و از خدا مى‏خواهم كه مرا نرم خو كند؛ اللّهم إنّى غليظٌ فليّني.»(12)

    تند خويى او در زمان پيامبر(ص) هم آشكار بود. در بدر از پيامبر(ص) خواست كه تمامى اسراى بدر را به قتل برساند و در حديبيه برخوردهاى تندى از خود نشان داد. در اداره كشور اسلامى، از تازيانه استفاده مى‏كرد و اولين كسى را كه تازيانه زد، خواهر ابوبكر بود كه در مصيبت برادرش (ابوبكر) گريه مى‏كرد، كه از نظر عمر كارى نادرست بود.(13)

    برخوردهاى تند و شديد عمر، راه اعتراضات را بر مخالفان مى‏بست و جايى براى اعتراض نمى‏گذاشت. تا آن‏جا كه مهاجران براى خروج از مدينه از وى اجازه مى‏گرفتند. زيرا عمر به آنان گفته بود: <بيشترين ترس من از پراكنده شدن شما در شهرهاست.»(14) ممانعت از خروج صحابه براى اين بود كه مبادا در شهرها، آنها محور بشوند و بر خليفه و احكام او اعتراض نمايند.(15) در تندخويى او همين بس كه با افراد خاطى، بسيار سخت گير بود و مجازاتى را به صلاحديد خود، وضع مى‏كرد و حتى اگر از كارگزاران او نيز بودند، با آنها برخورد جدّى مى‏نمود. براى مثال در پايان حكومت كارگزاران خود، اموال آنها را به دو نيم تقسيم مى‏كرد و نيمى را براى حكومت بر مى‏داشت و معتقد بود كه آنها سوء استفاده كرده‏اند. به عنوان مثال ابوهريره را كه والى بحرين بود، به دزدى متهم نمود و اموال او را مصادره نمود و سپس او را تنبيه كرد.(16)




    امضاء




  8. Top | #67

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    به هر روى، فقدان مصحّحى مانند پيامبر براى قراآت و اعتقاد عمر به تسامح و تساهل در نص قرآن، به گسترش قراآت انجاميد و عمر فتوا به صحت جميع آنها داد و مشكل قراآت را به استناد روايت سبعة احرف براى مدت موقتى حل نمود. از اين جهت مهم‏ترين و اولين روايت آن چنان كه اهل سنت در سبعة احرف بر آن معتقد هستند، روايت اختلاف عمر با هشام بن حكيم در نزد پيامبر(ص) است كه عمر آن را به پيامبر(ص) نسبت مى‏دهد و به شكل‏هاى متفاوت و عبارات گوناگون نقل شده است. پيش از اين روايت مربوط به اختلاف عمر وهشام بن حكيم را گزارش كرديم.

    از طرفى خليفه دوم، عمر، در ميان اهل سنت از جايگاه معتبرى برخوردار است و سخنانش براى اهل سنت بسيار ارزشمند است. او بيش از هر شخص ديگرى در فكر و انديشه اهل سنت تأثير داشته است. فكر و عمل او براى اهل‏سنت اهميت فراوانى دارد. جايگاه بلند او نزد اهل سنت‏باهيچ يك از صحابه‏پيامبر قابل مقايسه نيست. رواياتى را در مورد او نقل كرده‏اند كه مؤيّد مناقب و فضايل ويژه براى اوست و او را از هر گونه خطايى به دور دانسته‏اند. حتى درباره او گفته اند كه پيش از آن كه خداوند چيزى را نازل كند، عمر با آن موافق بوده و بر آن حكم مى‏نموده است، كه در اصطلاح آنها را <موافقات عمر» گفته‏اند و موارد زيادى را براى او ذكر نموده‏اند. شگفت‏تر آن كه برخى از ايشان گفته‏اند: گاه در مورد واحدى كه عقيده رسول‏خدا با عقيده عمر مخالف بوده است، آيه بر طبق نظريه عمر و موافق رأى او نازل مى‏شده است.



    امضاء




  9. Top | #68

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    از جمله موافقات عمر را مى‏توان تحريم خمر، حكم اسراى بدر، آيه حجاب و نماز نخواندن بر منافقان دانست. منزلت عمر نزد برخى از عامه آن قدر بالا مى‏باشد كه به منزلت پيامبر(ص) پهلو مى‏زند و سيره او سيره رسول‏خدا(ص) و حتى در مواردى بر سيره پيامبر(ص)، نيز مقدم است!

    با توجه به چنين جايگاه و منزلتى بود كه نسبت حديث سبعة احرف از طرف عمر به پيامبر(ص) مورد پذيرش واقع شد. به ويژه آن كه در زمان معاويه هم، چنين نسبتى، تقويت و گسترش يافت و از سوى صحابيّ‏ون ديگرى نيز، چنين حديثى با عبارات ديگرى به پيامبر(ص) نسبت داده شد و ذهن صدها عالم و انديشمند اهل سنت را تاكنون براى حل معناى سبعة احرف در مورد الفاظ قرآن به خود مشغول نموده است. با اين همه تلاش، هم‏چنان پرده ابهام و تحيّر در معناى سبعة احرف وجود دارد. در فصل سوم به اقوال علماى اهل سنت و ابهام و تحيّر آنان پرداخته مى‏شود.

    خليفه دوم با چنين اقدامى، مشكل خويش را در بهره‏مندى از تسامح در نص آيات وآزادى خويش را در برابر آنها و حل مشكل جامعه مسلمين يعنى گسترش قراآت و تخطئه يكديگر را، تا حدودى در زمان خود، به طور موقت حل نمود و همه قراآت موجود را نص قرآن دانست و آنها را به استناد سبعة احرف، به پيامبر(ص) نسبت داد. امّا اين راهكار، تسكين موقتى بود و مشكل قراآت متعدّد، پس از گذشت زمانى كوتاه، دوباره سر برآورد. تا آن‏جا كه در زمان عثمان، براى توحيد قرائت مصاحف قرآن، اقدام جدى صورت گرفت.



    امضاء




  10. Top | #69

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    عمر و تساهل در قراآت معروف

    بر اساس برخى از گزارش‏هاى تاريخى از زمان عمر در مورد قراآت قرآن كه مواردى از آن ذكر مى‏گردد، عمر بر نص قرآن و قرائت معروف آن پاى‏بند نبود. گاه‏قرائتى را تغيير مى‏داد و يا كلمه يا كلماتى را، بر خلاف قرائت معروف، مى‏افزود ويا مى‏كاست. تفصيل آنها در كتاب كنز العمال، باب القراءة جلد2، صفحه‏591 و مسندعمر بن الخطاب در كتاب المسند الجامع و باب القرآات در مجمع الزوائد القراآت هيثمى جلد7، صفحه‏154 و الغدير مرحوم علامه امينى در بحث قراآت عمر جلد6، صفحه‏302 و... آمده است. در اين مجال به اختصار به ده مورد از آنها به ترتيب سورقرآن، اشاره مى‏شود.



    امضاء




  11. Top | #70

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    1 . سوره حمد: صِراطَ الّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ‏

    عمر آيه شريفه حمد را با تغييراتى، چنين قرائت مى‏نموده: <سراط من أنعمت عليهم» كه در آن <صاد» به <سين» تبديل شده و كلمه <الذين» حذف شده و به جاى آن كلمه <مَنْ» آمده است.(17) در كنز العمّال آمده است كه عمر چنين قرائت مى‏نمود. <سراط من أنعمت عليهم».(18)



    امضاء




صفحه 7 از 33 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi