صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 53

موضوع: نینوای عشق و عرفان

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    من از خداوند کنم مسئلت بحقّ و شأن تو و آن منزلت
    اجر مصیبت زده ما را دهد اعظم اجری که خدا می دهد
    مصیبتی که در سماوات و ارض ندیده اسلام به این طول و عرض
    به شاه دین چه کربلائی گذشت به آل طاها چه بلائی گذشت

    اَللَّهُمَ اجْعَلْنِی فِی مَقَامِی هَذا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْک صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ.
    بار خدایا که بحقّ حسین مرا چنان دار که در نشئتین
    مُورد الطاف خداوندیت درود و رحمت همه با مغفرت

    اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیای مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
    بار خدایا که علی کلّ حال به دین و آئین محمّد و آل
    حیات من حیات ایشان شود ممات من ممات ایشان شود
    چو گفت احمد صلی الله علیه و آله بُوَد از من حسین حسینُ منّی و انَا مِن حسین
    حیات ما عشق حسین و آلش ممات ما دین حسین و راهش
    شهادت و شاهد و عشق و شهید که وصف آن زمتن قرآن رسید
    شهید مقتول بحقّ راجعون همیشه حی نزد خدا یرزقون

    اَللَّهُمَّ اِنَّ هَذَا یوْمٌ تَبَرَّکتْ بَنُو أُمَیة وَ ابْنُ آکلَةِ الاَکبَادِ الَّعِینُ بْنُ الَّعِینِ عَلَی لِسَانِک وَ لِسَانِ نَبِیک صَلَّی اللّه عَلَیهِ وَ آلِهِ فِی کلّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِیهِ نَبِیک صَلَّی اللّه عَلَیهِ وَ آلِهِ.
    بار خدایا شده این روز غم روز تبرّک بَرِ قوم ستم
    بنی امیه قوم بدکار شوم آن پسر هند جگر خوار شوم
    معاویه عصاره خباثت ظاهر و باطنش پر از نجاست
    به گفتِ حق لعینِ بن لعینند چرا که رأس قوم مشرکینند
    و در لسان خاتم الانبیا همین بیان آمده در هر کجا
    که در مقام لعنشان نبی بود به هر زمان و هر مکان که می بود

    اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَبَا سُفْیانَ وَ مُعَاوِیةَ وَ یزِیدَ بْنَ مُعَاوِیةَ عَلَیهِمْ مِنْک الَّعْنَةُ اَبَدَالابِدِینَ.
    بار خدایا ابد الآبدین لعن نما بر همه اعداء دین
    آن اُمرای ظلم و شرک و عدوان اوّلِ دشمنان به دین و قرآن
    معاویه مرکز شرک و عصیان امیر پرخوار شکم پرستان
    آنکه بُد از صلب غلام پدر در رَحمِ هند جگر خوارِ شرّ
    بر پدرش که دشمن خدا بود مبدأ جنگها به مصطفی صلی الله علیه و آله بود
    او دُرِ دندان پیمبر شکست از آب انگور همی بود مست
    بر پسر ناخلفش هم یزید پور زنا شارب خمرِ پلید

    وَ هَذَا یوْمٌ فَرِحَتْ بهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بقَتْلِهِمُ الْحُسَینَ صَلَوَاتُ اللّه عَلَیهِ.
    آل زیاد و آل مروان همه خرّم و کف زنان و شادان همه
    به جشن و شادی شده قوم دغا ز کشتن خامس آل عبا
    اَللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَیهِمُ اللَّعْنَ مِنْک وَ الْعَذَابِ.
    تو ای خدای احسب الحاسبین افکنشان به اسفل السّافلین
    لعن و عذابشان مضاعف نما خلودشان به نار بی صف نما
    مدام عذاب دردناک عظیم به روحشان اضافه کن در جحیم

    اَللَّهُمَّ اِنِّی أَتَقَرَّبُ اِلَیک فِی هَذَا الْیوْمِ وَ فِی مَوقِفِی هَذَا وَ اَیامِ حَیوتِی بالْبَرَائَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَیهِمْ وَ بالْمُوَالاتِ لِنَبِیک وَ آلِ نَبِیک عَلَیهِ وَ عَلَیهِمُ السَّلامُ.
    بار خدایا به تولای عشق رسول و آلش همه مولای عشق
    به روز میعادِ شهیدان عشق به کربلا مشهد یاران عشق
    هم به تبرّای ز اعدای عشق به لعن و نفرین به اعدای عشق
    می طلبم تقرّبت را به عشق در همه عمری که تو دادی به عشق

    اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَی ذَلِک، اَللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةِ الَّتِی جَاهَدَتِ الْحُسَینِ وَ شَایعَتْ وَ بَایعَتْ وَ تَابِعَتْ عَلَی قَتْلِهِ اَللَّهُمَ الْعَنْهُمْ جَمِیعا.
    بار خدا لعنت بی حد فرست بر اوّلین ظالم مرتد فرست
    ظالم بر حقّ محمّد و آل ظالم بر عرِض و تن و جان و مال
    هم آخرین تابع آن ظالمان ظالِمِ در حقّ همه شیعیان
    به حاربان با حسین شهید به تابعان آن گروه پلید
    به هر که شد پیرو آن قاتلان تابع و بیعت کنِ آن ظالمان
    جمیعشان هماره لعنت نما عذاب بی حدّ و نهایت نما

    السَّلامُ عَلَیک یا اَبَا عَبْدِاللّه وَ عَلَی الاَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِک عَلَیک مِنِّی سَلامُ اللّه اَبَدا مَا بَقِیتُ وَ بَقِی اللَّیلُ وَ النَّهَارُ وَ لا جَعَلَهُ اللّه آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیارَتِکمْ السَّلامُ عَلَی الْحُسَینِ، وَ عَلَی عَلِی بْنِ الْحُسَینِ، وَ عَلَی اَوْلادِ الْحُسَینِ وَ عَلَی اَصْحَابِ الْحُسَینِ.




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    سلام بر سرور خوبان حسین سلام بر شاه شهیدان حسین
    باد حُسینا به تو صدها سلام بر تو و عشاق تو صدها سلام
    بر همه جانهای شهیدان عشق خفته به درگاه تو ایوان عشق
    سلام بر برادرت ابا الفضل سرور و میر لشکرت ابا الفضل
    به روح عبّاس به باب حسین (14) رافع مشکلات در نشئتین
    یعنی ابا الفضل علمدار عشق ساقی مستان و فادار عشق
    آنکه مزارش طرف علقمه است قبله حاجات محبّان همه است
    گرچه دو دستش شده از تن جدا دست بگیر همه سوی خدا
    بر تو ز من باد سلام خدا تا شب و روزست و به هستی بقا
    باد که عهد من و آن جنابت حقّ نکند ختم به این زیارت
    سلام ما بر علی بن الحسین آنکه بدی بهر پدر نور عین
    آنکه بُدش خُلقِ شریف و لقا اشبه مردم به رسول خدا
    بر همه اولاد حسین السّلام بر همه اصحاب حسین السّلام
    بر همه اولاد جلو دار عشق بر همه اصحاب وفادار عشق

    اَللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ اَوََّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّی وَ اَبْدَأْبِهِ اَوّلاً ثُمَّ الثَّانِی وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ اَللَّهُمَّ الْعَنْ یزِیدَ خَامِسا وَالْعَنْ عُبَیدَاللّه بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَبْنَ سَعْدٍ وَ شِمْرا وَ آلَ اَبِی سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ اِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ.
    بار خدایا بنما همچنین لعنِ مرا خاص به اوّل لعین
    به اوّلین ظالم در حقّ دین غاصب حق علی از روی کین
    به دوّمین و سوّمین ظالمان که جمله بودند از آن غاصبان
    که در خلافت به علی سد شدند ز دشمنی کافر و مرتد شدند
    به رابعش معاویه آن پلید به پنجمین ظالِمِ بی دین یزید
    باز همان لعن به ابن زیاد زاده مرجانه غرق فساد
    به ابن سعد و شمر نامسلمان به آل سفیان و زیاد و مروان
    به ظالمان بی شرافت تمام لعن نما تا به قیامت مدام

    و در سجده بگو: اَللَّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکرِینَ لَک عَلَی مُصَابهِمْ، اَلْحَمْدُللّه عَلَی عَظِیمِ رَزِیتِی. اَللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَةَ الْحُسَینِ یوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَک مَعَ الْحُسَینِ وَ اَصْحَابِ الْحُسَینِ، اَلَّذِینَ بَذَلُو مُهَجَهُم دُونَ الْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُِ.
    بر آستان عشق جانان سجود سجده به درگاه خدای ودود
    بار خدایا ز تو شکر و سپاس شکر وسپاسِ دلِ هر حق شناس
    از تو کنم شکر همه شاکرین ای که توئی شاکر و شکر آفرین
    داغ حسین است مرا سوز و ساز شکر بر این مصیبت جانگداز
    هر چه در این سوگ بزرگ اندرم شکر به درگاه خدای آورم
    روزی من ساز خدای ودود شفاعَت الحسین یوم الورود
    قسمت من نما به روز شمار همرهی حسین و دار القرار
    مرا نما صادق و ثابت قدم به همره حسین و آلش شوم
    همان کسان که جان فدا نمودند ز شاه کربلا جدا نبودند
    بار خدایا ز ولای حسین خلیلت از جان شده عبدالحسین
    نظمِ زیارت حسین محبوب شد به عدد که (یا حسین محبوب (15))





    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    شرحی منظومه از خلاصه زیارت وارث


    مظهر ذات ازلی یا حسین عشق خداوند علی یا حسین
    ای که توئی عاشق و معشوق و عشق آتش عشق از تو جلی یا حسین
    وحدت هو از تو نمایان شده مظهر سرّ احدی یا حسین
    ای که تو در وقت تنزّل شدی وارث آدم صفی یا حسین
    اوّل مقتول چو هابیل گشت وارث هابیل توئی یا حسین
    ناجی کشتی تو ز طوفان نوح وارث آن نوح نبی یا حسین
    معطی خلّت به خلیل خدا وارث او هم تو بدی یا حسین
    آتش نمرود ز بهر خلیل برد و سلام از تو شدی یا حسین
    پور خلیل ار چه ذبیح اللّه است ذبح نشد او تو شدی یا حسین
    ذبح عظیمی که فدا کرده حقّ ذبیح و منحور توئی یا حسین16
    ای ید بیضا و عصای کلیم وارث موسی نبی یا حسین
    از تو مسیحا شده روح خدا وارث عیسی شفی یا حسین
    عیسی اگر زنده کند مرده را بر نفس او مددی یا حسین
    بهر محمّد صلی الله علیه و آله که حبیب خداست وارث و هم تاج سری یا حسین
    گفت حسین از من و من از حسین مدح تو بنمود بسی یا حسین
    دین محمّد صلی الله علیه و آله به تو قوّت گرفت مُبقی دین احدی یا حسین
    باب تو آن شاه ولایت علیست وارث بر حقّ علی یا حسین
    مام تو زهرای بتول آن که بود مام امامان ولی یا حسین
    ای پسر خون خدا خون حقّ در رگ هستی تو دمی یا حسین
    صوم و صلاة و همه دستور دین شد عملی از تو همی یا حسین
    منکر و معروف شناسانده شد تا که مبین تو شدی یا حسین
    سر چو بدادی به ره عشق دوست بر همه سردار و سری یا حسین
    سید و سالار شهیدان عشق جز تو نباشد دگری یا حسین
    معنی رحمن و رحیم از تو شد معنی جود و کرمی یا حسین
    چون همه اسماء و صفات حبیب از تو کند جلوه گری یا حسین
    ساحت قدس تو حق مطلق است غیر خدا نیست کسی یا حسین
    محو کند نور تو اظلام را با تو نماند صنمی یا حسین
    با تو نماند دگر از لطف حق هیچ گناهی زکسی یا حسین
    خلق معذّب نشود از گناه تا تو به خلقی و دری یا حسین (17)
    کلمه ربّی تو به قرآن عشق بر همه فریاد رسی یا حسین (18)
    کردی اطاعت ز خدا و رسول صاحب ایقان علی یا حسین
    لعنت حق به قاتلانت همه قوم ستمکار دَنی یا حسین
    به آنکه راضی به قتال تو شد وانکه شنید و شد رضی یا حسین
    نور خدا به صلبهای شامخ وارث جدّ و پدری یا حسین
    نور خدا در رَحِمِ مادران هر رحم مطهّری یا حسین
    پاک زِهر پلیدی و شرک و جهل آیه تطهیر حقی یا حسین (19)
    بودی و هستی تو نگهبان دین رکن رکین ایمنی یا حسین
    هادی و مهدی و امام و زکی برّ و تقی و هم رضی یا حسین
    نُه وَلَدِ پاکت امامان عشق کلمه تقوی و تقی یا حسین
    نُه عَلَمِ هدایت دین حق عُرِوة محکم و ولی یا حسین
    نُه حجج حق بر اهل زمین به نزد هر با بصری یا حسین
    خدا و انبیاء و جمله رسل گشته گواه چو منی یا حسین
    که مؤمنم من به ایاب شما موقن این امر خفی یا حسین
    دل شده تسلیم دل پاکتان امر مرا مُدَبِّری یا حسین
    درود حق به جان و تنهایتان دو صد درود سر مدی یا حسین
    درود حق به جسم صد چاک عشق ز قلب عشّاق ولی یا حسین
    به حاضر و غائبتان این درود درود هر پاکتری یا حسین
    به ظاهر و باطنتان این درود درود هر زنده تری یا حسین
    ایکه قتیل العبراتی زعشق اشک روان سوز دلی یاحسین
    سلام بر علی اکبر که بود غرقه به خون سرو قَدی یا حسین
    بر همه انصار تو یکجا سلام که بر همه تو سروری یا حسین
    سلام مخصوص به انصارِ دین کان همه را تو رهبری یا حسین
    کاش به همراه شما بودمی فائز آن فوز جلی یا حسین
    بنده ذاکرانت از جان خلیل جان به فدایت نظری یا حسین




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    در مناقب و مصائب عصمت صُغری زینب کبری علیهاالسلام و فرازهائی از خطبه آن حضرت در مجلس یزید

    سلام ما به زینبی که هست زینت علی سلام ما به زینبی که سَر بُوَد به هر ولی
    دخت پیمبری که بُد سید و سر به انبیاء بر همه سید الوَری صاحب حوض و الّلواء
    دختر رکن اولیا، دخت امام اتقیاء دخت عماد اصفیا، سید و سر به اولیاء
    دخت شهی که منتصب گشت زجانب خدا روز غدیر خم عیان بر سر دست مصطفی
    بنت بدور ساطعی دختر زمزم و صفا بنت شموس طالعی دختر مکه و مَنی
    خون تو از حیدر حق شیر تو از کوثر حق ای به ولا در ره حق از همگان برده سبق
    زینب کبرای علی عصمت صغرای نبی مام تو زهرای جلی عصمت کبرای نبی
    فاطمه حجّت الحُجَجْ عصمت کبرای خدا بنت رسول مصطفی همسر فخر اولیا
    امّ ابیها لقبش مام امامان نسبش پورْ حسین و حسنش عصمتِ کبری حسبش
    عمّه سادات توئی خارق عادات توئی اصل کرامات توئی قبله حاجات توئی
    علم لدنّی است تو را فهم خدائی است تو را سرّ نهانی است تو را عشق الهی است تو را
    علم لدنّی تو چون علم حسین است و حسن به خطبه های آتشین نماد گشت و ممتحن
    عالمه بی معلّمی به سرّ حقّ فهیمه ای میان بانوان دین تو آیت عظیمه ای
    صدیقه ای مرضیه ای فاضله ای رشیده ای تقیه ای نقیه ای کامله ای کریمه ای
    جدّ تو ختم انبیاء باب علی مرتضی مام تو زهرای خدا پور تو عونِ کربلا
    تالی معصوم توئی بانوی مظلوم توئی ممتحن المصائب حسین مظلوم توئی
    عمّه نُه امامِ حقّ ز اولیا برده سبق مدافع حریم حق طلایه دار دین حق
    دخت ولی اعضمی اُختِ حسین اکرمی عمِّ امام افخمی با اُسرا تو همدمی
    عشق تو بر حسین شد از همه آشکارتر در همه جا ز کربلا تا به اسیری و سفر
    تو با تمام غصّه ها کردی ز دشت کربلا رو سوی جدّت مصطفی با ناله کردی این ندا
    هذا حسینٌ بالعرا هم بی عمامه و الرّدا در معرض باد صبا رأس از قفا گشته جدا
    زار و غمین در سوگتان هم دوستان هم دشمنان جاری زچشم اسبها دیدند شد اشک روان
    نطق تو چون نطق علی بکوفه گشته منجلی بگوش مردمان چنان ندای بر حق علی
    زدی نهیب اُسکتو به جمع کافر عدو سکوت محض شد عیان زجمع پر ز گفتگو
    زاده مرجانه دون تو را بگفت این چنین صُنعِ خدای بر حسین چگونه دیدی ای غمین
    بگفته ای جواب وی سخن به بهترین بیان ندیدمی بجز جمیل از خدای انس و جان
    نمودی احتجاج ها به بزم شوم کافران به بینات صدق ها تو در جواب دشمنان
    کاخ ستم را با بیان کردی تو ویران آن زمان اتمام حجّت کرده ای بر جمله کافر دلان
    به مجلس یزید هم مخاطبت یزید شد که پیش حاضران چنان حقیر و هم پلید شد
    بگفتی ای یزید هان مزن به چوب خیز ران به سید بهشتیان بر این لبان و این دهان
    زمانی آرزو کنی که بُد چلاق دست تو چه کوچک است قدر تو وجود خود پرست تو
    پست و فرومایه توئی حقیر و بیچاره توئی مستحق سرزنش کثیر همواره توئی
    تو نفس را بنده شدی در گُنه آکنده شدی خنده و شادی تو مکن پست و پراکنده شدی
    شهید در راه خدا زنده مرزوق بود مرده مپندار ورا کشته معشوق بود
    حکم تو را خدا کند دشمن تو خدا بود خصم تو جبریل امین و ختم انبیاء بود
    لحظه به لحظه ذکر ما در همگان زنده شود وحی رسول و شرع او بر همه پاینده شود
    سپاس حق که ابتدا سعادت است و مغفرت ز بهر ما و انتها شهادت است و مرحمت
    ما را خدا بس است و او نعم الوکیل ما بود رسول و آل اطهرش بهین دلیل ما بود
    زینب شاه اوصیاء اخت شهید نینوا شاهد دشت کربلا خواهر خوب با وفا
    مام و اَبُ و جدّ تو شد شهید در راه خدا هم پسران و اقربا شهید دشت نینوا
    بردار شهید تو حسن ز زهر اشقیا بردار شهید تو حسین سر ز تن جدا
    بردار شهید تو سقّای دشت کربلا برادر شهید تو عبّاس دست از تن جدا
    اسیر زنجیر عدو پور برادر تو شد سید ساجدین حق امام و یاور تو شد
    شهیده خرابه هم دخت برادر تو بُد رقیه سه ساله هم دخت برادر تو بُد
    تو عمّه رقیه ای اسیرِ در خرابه ای به کاروان اشک و غم قرین حزن و ناله ای
    به کاروان اسرا سرور و سالار توئی به دیدن رأس حسین آنکه زند زار توئی
    اسارتت مکمّل شهادت حسین شد شهامتت مکمّل شجاعت حسین شد
    طفل دبستان تو در صبر شد ایوب نبی صابر مطلق خدا دختر مرتضی علی
    تو داعی عدالتی تو منبع شجاعتی تو مظهر شهامتی تو صاحب کرامتی
    تو بارها نموده ای جان امام را رها زکید و مکر اشقیا ز اضطراب و غصّه ها
    نمی شدی برون اگر زخیمه ها به کربلا حسین و نعش اکبرش شدی به عالم بقا
    برون شدی که شاه دین زغصّه منصرف شود ز غیرت محمّدی تو را به خیمه آورد
    امام سجّاد چو شد بر سر نعش شهدا در شُرف آمد که شود جان ز تن از غُصّه جدا
    محرم اسرار بُدی زود تو در کار شدی باعث آرام دل عابد بیمار شدی
    امام چارمین بُد او زینت عابدین بُد او عدوی مشرکین بُد او نگاهبان دین بُد او
    سپر شدی امام را به مجلس یزیدیان نگاهدار جان او ز قصد شوم دشمنان
    به فرد فرد اسرا مام و پرستار توئی بهر یتیمان حسین مادر غمخوار توئی
    طبیب اضطرابشان مرحم زخم دلشان به گاه توهین عدو مدافع حریمشان
    چو دختر حسین را کنیز خواست آن عدو تو پاسدار او شدی زخصم بردی آبرو
    حسین و عشق و دین حق به کربلا خلاصه شد اسارت تو موجب بقای آن حماسه شد
    چراغ این سبیل تو شفیعه خلیل تو بانوی بی بدیل تو دلیل هر دلیل تو




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    حدیث منظوم کیفیت شب و روز ضربت خوردن امیرالمؤمنین علی علیه السلام شب نوزده رمضان (20)

    علی شبهای رمضان عاشقانه کند نزد عزیزان آشیانه
    سرای امّ کلثوم آن شب آمد ز فرط عشق با تاب و تب آمد
    شنو اصل حدیث از امّ کلثوم که گوید حال آن مولای معصوم
    که من شیر و نمک از بهر افطار دو قرص نان جو آوردم این بار
    چو آن را دید بابم گشت گریان بفرمود او مرا آن بهتر از جان
    مرا یک نان خورش باشد همیشه اطاعت از رسولم هست پیشه
    لباس و خوردن هر کس فزون شد به محشر موقفش از حدّ برون شد
    که این دنیا حلالش را حساب است حرامش را غم و رنج و عذاب است
    نمک با نان تناول کرد و برخاست بشد بهر نماز و ذکر و درخواست
    پدر را حال دیگر بود آنشب دلش چون عود و مجمر بود آنشب
    مرتّب در نماز و ذکر و قرآن خوش استرجاع می گفتی فراوان
    نگاه او به اطراف افق بود بسی لا حول گفت و حمد محمود
    بگفتم ای پدر از چیست این حال دلیل اظطراب و وضع احوال
    بگفت امشب شب قدر وصالست شب قتل علی روز وصالست
    بگفتم جعده (21) را بفرست محراب ندارد این دل ما بیش از این تاب
    بگفتا از قضای حقّ فراری نباشد هیچ کس را در قراری
    علی آهنگ مسجد کرد آرام مرا دلدار و محبوب و دل آرام
    شده مرغابیان در صحن خانه همی صیحه زنان پیشش روانه
    زبان حالشان شاید چنین بود علی جان صبر کن مسجد نرو زود
    سفارش کرد مرغان را به فرزند رهاشان گر کنی بهتر که در بند
    وداع امّ کلثوم و حسن کرد دل افلاک را خون زین محن کرد
    به مسجد پا نهاد آن شیر یزدان امام و شیعیان را بهتر از جان
    به مَأذَن بر شد و بانگ اذان داد صدایش کوفه را پوشش ز جان داد
    به زیر آمد ز مَأذن او بتعجیل زبان مشغول ذکر و ورد و تهلیل
    به مسجد خفتگان را کرد بیدار میانشان ابن ملجم خفته چون مار
    به رو افتاده و شمشیر مسموم به زیر جامه اش پنهان و مکتوم
    علی حجّت بر او اتمام فرمود نصیحت کرد و بس افهام فرمود
    علی بهر نماز عشق برخاست عروجی عاشقانه بی کم و کاست
    که شمشیر شقاوت ز ابن ملجم فرود آمد به فرق جان عالم
    علی فرمود بسم اللّه و باللّه کنون فزت و ربّ الکعبه و اللّه
    زمین لرزید و موج آمد به دریا به مسجد خورد بر هم جمله درها
    وزید از آسمان باد سیاهی سیه گردید از مه تا به ماهی
    گل روی علی غرقاب خون شد ز خون محراب حیدر لاله گون شد
    دوتا شد فرق شاهی کز شرف بود ظهور کلّی یکتای معبود
    ندا زد جبرئیل ای خلق عالم که مولا شد قتیل ای خلق عالم
    علی مرتضی شد کشته امروز وصی مصطفی شد کشته امروز
    فغان و ناله زینب چو برخاست خروش قدسیان را بین چه غوغاست
    جهان تاریک و تار از این مصیبت فلک خونبار و زار از این مصیبت
    شب قدر علی شاه ولایت شب قتل علی شد وا مصیبت
    به ناحقّ خون حقّ چون بر زمین ریخت حقّ و ناحقّ به گیتی اندر آمیخت
    شب قتل امیر انس و جان شد خلیل از این مصیبت در فغان شد




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    در شهادت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام


    خانه عشق و فضیلت بیت آل مصطفی جانشین بر حقّ احمد علی مرتضی
    خانه امید امّت آنکه بد بعد از نبی مرکز عشق و ولایت حضرت مولا علی
    اهل این بیت است خاص آیه تطهیر حق(22) در فضائل بی نظیر و بر همه برده سبق
    پاکباز سفره خود بر یتیم و بر اسیر هم فقیر بی نوا را از کرامت کرده سیر(23)
    خانه زهرای اطهر بضعه پاک رسول آنکه در فضل و مقاماتش شده حیران عقول
    غاصب حقّ ولایت آتش اندر خانه زد منبع کفر و خباثت آتش اندر خانه زد
    آتش اندر خانه دخت پیمبر چون زدند گوئیا آتش به عرش خالق بیچون زدند
    آتشی کز خرمنش دنیا و مافیها بسوخت ابر و باد و ماه و خورشید و فلک یکجا بسوخت
    هان مگو بین در و دیوار بودی فاطمه بلکه جان احمد مختار بُد بی واهمه
    میخ داغ در چو بر آن سینه انور رسید(24) ناله جانسوز بی بی رفت تا عرش مجید
    چون بدست دیو ملعون بر رخش سیلی رسید ماه رویش گشت نیلی زان خسوف آمد پدید
    دختر خیر البشر آن مظهر ذات جمیل شد بدست بدترین خلق مجروح و قتیل
    کوثر حقّ را به ظاهر گر گرفتند از علی لمعه شد خیر کثیرش تا قیامت منجلی(25)
    کی کند خفّاش شب خاموش این نور جلی زهره زهراء حقّ و طور سینای علی
    نقطه عطف شهادت فاطمه باشد به عین تا نماید راه را هموار از بهر حسین
    محسنش گر سقط شد(26) نور حسینش ماندگار نُه امام ازصُلب او شد حجّت پروردگار
    پهلوی بشکسته را تا حضرت مولا بدید ناله جانسوز او تا گنبد خضرا رسید(27)
    از کفن چون شد برون دستان زهرا ای عجب تا بگیرد او در آغوشش دو نور منتجب(28)
    در بغل بگرفت زهرا چون حسن را با حسین در ملائک گشت بر پا صد فغان و شور و شین(29)
    کوه صبر و استقامت حیدر والا مقام در کنار قبر پیغمبر به اندوه تمام
    گفت امانت را گرفتی از من ای صاحب کرم سوزم و سازم درین غم تا به تو ملحق شوم(30)
    گر چه بر سر می زند زینب به گورستان عشق عالم و آدم عزا دار گل بُستان عشق
    چون خلیل از این مصیبت تا قیامت ناله کن زَاشک خونین دشت غم را سر به سر آلاله کن




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    سرّ ثار اللّه (31)

    عصر عاشورا چو آمد ربّ عشق خود به میدان از برای ربّ عشق
    ساقی خمخانه بزم ولا پیر دیر عاشقان بی ریا
    کرد بر پا نی نهانی بر ملا خیمه عشق خدا در کربلا
    با شهادت کرد معنی در وجود هر چه هست و هر چه آید هر چه بود
    سرّ ثاراللّه را خواهی شنید؟ خون او اندر رگ هستی دمید
    داد این خون بر همه هستی حیات گر نبود این خون به عالم بُد ممات
    هر کجا یک قطره از آن بر چکید لاله زاری از شهیدان بر دمید
    شاهدان غرق دریای حضور همچو موسی در تجلّیگاه طور
    بر همه افلاکیان افکنده نور ماه و خورشید هدایت بس صبور
    معنی و مفهوم عشق ناب دوست در حسین و کربلا و راه اوست
    هر کسی جامی از آن ساقی گرفت جان فانی داد و بس باقی گرفت
    مظهر ربّ الوجود یعنی حسین علیه السلام سرّ ثار اللّه می باشد به عین
    عشق از اوّل سرّ ثاراللّه شد مرحم زخم دل آگاه شد
    سر بدار راه عشق این قتیل از دل و جان تا قیامت صد خلیل




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    در رثای شهدای کربلا

    روز عاشورا سفیر عشق چون بالا گرفت گوی سبقت بر شهادت در محبّین پا گرفت
    اذن میدان چون علی اکبر از بابا گرفت اشبه مردم به پیغمبر به میدان جا گرفت
    چون دو صد کافر بکشت آن شیر حقّ مأوا گرفت جام شهد شاهدی از عشق بی پروا گرفت
    فرق پاک اطهرش شمشیر اعدا جا گرفت کأسِ اَوْفی را ز دست ساقی عقبا گرفت
    مسلِمِ اِبن عقیل و هفت از آل عقیل در ره عشق حسینی جان خود کرده سبیل
    عون و جعفر قاسم و عبداللّه ابن حسن جان نثار دوست کرده بعد رزم ممتحن
    آه از آندم کو فتاد عبّاس هم از پشت زین سرو خوش اندام حیدرزاده امّ البنین
    یا اخا ادرک اخا او گفت از عشق حسین بار دیگر خواست بیند روی نیکوی حسین
    السّلام ای ساقی مستان بزم کربلا کن سقایت بار دیگر دختر شیر خدا
    مشک تو سوراخ گر شد تا ابد باشی سقا دست اگر دادی براهش هم توئی دستِ خدا
    السّلام ای اصغر لب تشنه ناخورده شیر ایکه جای آب حلقومت شده آماج تیر
    روی دست باب خود چون مرغ سر از تن جدا ای گل ناچیده پر پر ز جور اشقیا
    گر خلیل از این مصیبت سر به زانوی غم است خون اگر گرید ازین غم تا قیامت هم کم است




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ترجمه قصیده عربی در مدح حضرت سید الشهدا علیه السلام (32)

    نور عشق مصطفی متّقی دژ پناه خلقِ عاصّی و نَقی
    سید و کهف خلائق در دو کون وارث جدّش حسین بنِ عَلی
    مامِ او بهتر بشر نور الهُدی بابِ او هم بابِ هر علمِ خَفی
    چشمه اش دریای اسرار رسول سینه اش گنجینه سرِّ جَلی
    نطق او روشنگر سرِّ خدای رأسِ او تندیس توحید نَبی
    دست او باز است اندر دو سرای منجی هر شیعه از قهرِ خفی
    نفس او روشنگر سرِّ نفوس خانه حقّ با صفاتر از صفی
    قلب او عرش خدای مصطفی است باطنش افلاک و اسرار علی
    کشتی عشقش نجاتِ جنّ و انس با نماز و روزه با او کی رسی
    ریسمان محکم حقّ عشق اوست اوست حُبِّ حقّ بفهم این ای وَفی
    طاعت ربّ و رسول است عشق او طاعتی مقبول در نزد نبی
    حبّ او موجب قرب است و قبول در بساط قرب حقّ نزد ولی
    حبّش اسم اعظم است آگاه باش نیست چیزی مثل آن ای مبتدی
    سودمند و با دوام و پایدار عشق او بر مبتدی تا منتهی
    صفحه اعمال از عشق حسین نیست سنگین تر در آن چون بنگری
    سرّ هستی بود و هستش حبّ اوست ظاهر از ذات خداوند علی
    نارهای خفته از حبّش خموش مظهر انوار قلب هر تقی
    نیست واقع در قلوب آئینه ای غیر حبّ آل طه از قصی
    ناجی امّت بود از انحراف هادی و ساقی به شُربِ کوثری
    ریسمان کبریای حقّ حسین نگسلد همواره حتّی یک دمی
    در مدینه محضر بهتر نبی کرد خواهش سالکی از آن ولی
    از نجابت عارف دانای راز که از حسین و وصف او گو مطلبی
    در جوابش عارف عاشق سرود چند بیت امّا جهانی مکتبی
    بی نهایت معنی اندر بیست بیت خوش سرود و گفت اینت مرحمی
    گفت آمد از برای اختصار از یم وصفش نباشد جز نمی




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    در رثای حضرت حسین بن علی علیه السلام

    السّلام ای سبط پیغمبر حسین بن علی السّلام ای پور زهرا زینت دوش نبی
    السّلام ای گوشوار عرش رحمن و رحیم نور عشق تو محبّین را صراط المستقیم
    السّلام ای لؤلؤ بحرین زهرا وُ علی (33) حامل نور ولایت جانشین احمدی
    ای حسین ای یاور هر مرد و زن در دو سرا بی کس و یاور بدشت کربلا ماندی چرا
    بانگ هل من ناصر از حلقوم درد آور زدی بر مشارق تا قیامت آتش از خاور زدی
    نینوای عشق را خوش بانوا چون ساختی بزم عشّاق خدا را خوش به میدان ساختی
    با شهادت راه وصل دوست را کردی عیان تا که هفتاد و دو عاشق را کمر بستی میان
    خوش ربودی گوی میدان بلا در کربلا سر بدادی سر شدی بر جمله خیل اولیاء





    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi