شفاعت در عوالم پیش از دنیا
شفاعت یک معنای عام دارد و یک معنای خاص. گو اینکه بحث درباره شفاعت در عوالم پیش از قیامت، در گرو تفکیک این دو معناست. شفاعت در لغت از ماده "شفع" و به معنای «ضمیمه كردن چیزى به چیز دیگر و جفت نمودن آن» است. شفاعت به معنای عام قرار گرفتن دو چیز در كنار هم و موجودی قوی تر و برتر، در كنار موجود ضعف تر و كمك كردن به او برای پیمودن مراتب كمال است. [مكارم شیرازی، پیام قرآن،ج 6،ص 256 ]
شفاعت اما در معنی خاص و در اصطلاح مذهبى، یعنى كمك اولیاى خدا (پیامبران، امامان و مردم صالح و درست كار) به افرادى كه در طول زندگى، مرتكب لغزش هایى شده اند.
البته كمك به نجات افراد گنه كار، دو صورت دارد: یك شكل آن، به اصطلاح پارتى بازى و ظلم و ستم و تبعیض نارواست و شكل دیگر آن، یك نوع درس تربیت، روزنه امید و وسیله تكامل. اگر به افرادى بدون هیچ گونه شایستگى بى جهت كمك شود و بر دیگران مقدم شوند، این كار نوعى تبعیض ناروا و تشویق مردم به گناه و تأمین دادن به آنها در برابر جنایات است.این همان شفاعت غلط و ناروایى است كه باید گفت جنایت كاران و گنه كاران را جسور و جرى مى سازد و امید به چنین شفاعت پندارى، سبب مى شود افراد مجرم از انجام دادن هیچ جنایتى كوتاهى نكنند. مسلماً هدف آیات، این نوع شفاعت نیست كه عقل و خرد آن را محكوم مى كند. ولى اگر بعضى از گنه كاران، به دلیل پیوندهاى معنوى كه با خدا داشتند و به سبب ارتباط ایمانى كه با اولیاى پروردگار برقرار ساخته بودند، مورد كمك شفیعان در روز رستاخیز قرار گیرند، در این صورت نوید شفاعت نه تنها موجب تشویق و مستلزم تبعیض ناروا نیست، بلكه عین عدالت و وسیله تربیت و بازگشت افراد گنه كار از نیمه راه است.[دوست نماها، جعفر سبحانی]