صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 47 , از مجموع 47

موضوع: ویژه نامه شهادت امام حسن محبتی {کریم اهل بیت }

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    چراغ همیشه روشن مظلومیت


    پنجره دل را باز کن تا به تازگی خویش هم قدری ببالی
    تا روحت به آن سوی ندیده ها هم نظر بیفکند.


    دریا پر گرفته است برای آستان بوسی نامی که خود نور است.
    ابرها، کشان کشان می آیند و به این نقطه که می رسند
    متحیر می مانند و حقارت خویش را بر بلندای ظاهر، به شرم می نشینند.


    غزل ها دلتنگی های شبانه را پشت دیوار بقیع می برند.
    با پای دل آمده ایم اینجا؛

    اندکی خویش را باید در نظر نداشت تا شاید نظر کنند.

    صمیمی ترین لحظه ها را می شود از متن این فضا گرفت.

    حالِ عجیبی است؛ تمام پدیده ها، امشب را در همسایگی شیون
    به سر می برند؛ شیونی که غرق در عطرِ خوشِ خداست.


    در این قطعه از زمین، جهانی از استغاثه شناور است.
    در این فرصت، دلِ هر قلم اگر در مسیر شفاعت نتپد، بیمار است.


    اینجا همه چیز ساده و صمیمی است و مهیا برای اینکه انسان
    گوشه ای از روح خود را برای تبرک، به آسمان بقیع بزند.


    نه اکنون، که پیش از ما چقدر رؤیای بهشتی به این دیار فرستاده شده!
    چقدر خواسته های شریف، در سینه این خاکْ پنهان شده!

    دنیا، نگاشته ای از منظومه های بلند روشن است.
    وقتی صحبت از اینجا می شود، نسیم ایمان می وزد از چهار سو؛

    به ضمیمه رنگی از غربت.

    اصلاً غروب اینجا خیمه زده است حتی در نیمه روز.
    بر این خاک، دلتنگی آسمان پاشیده شده است.


    وقتی صحبت از اینجا می شود، غمی بزرگ بر سینه انسان می نشیند و
    اندوهی پهناور.
    در قبرستان تاریک بقیع، چراغ مظلومیت، همیشه روشن است.

    اینجا مظلومیت امام مجتبی علیه السلام بازخوانی می شود.
    حدیث بیرون منزلش: نارفیقان و یاران مخالف؛

    آنان که می آمدند و سجاده از زیر پای آقا می کشیدند.

    حدیث درون خانه اش هم که معلوم است!

    ... و حدیث این قبرستان...
    اینجا تاریک است و بی بارگاه و خلوت.


    محمد کاظم بدرالدین



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    سلام، غریب تر از هر غریب!


    سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!


    سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!


    سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!


    سلام، امام غریب من!





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    کسی را خبر نکن؛
    بگذار در چهاردیواری غربت خویش جان دهم!


    همان بهتر که کسی نفهمد زهری که بر جانم نشسته
    از نیش مار خانگی ام برخاسته که نان و نمک مرا خورده است.


    پدرم در گریز از غم غربت در میان جماعت حق نشناس
    خانه نشینی را برگزید تا با خاری در چشم و استخوانی در گلو
    شیوه سکوت پیشه کند، اما من در زیر باران تهمت
    و زخم زبان و طعنه، سایه بان خانه خویش را شکسته دیدم.

    دشمن، آخرین پناه و دستگیرم را نیز به اشغال خود درآورده بود.

    خورشید را با کرم شب تاب عوض کردی!

    مرا تنها بگذار، دیگر نیازی نیست بوی
    خیانت را در پستوی خانه پنهان کنی!


    تمام این روزها که بی وفایی ات را با دروغ به هم می بافتی
    تا تشت رسوایی ات از بام نیفتد، تاروپود قالی کهنه
    و پوسیده دلت، پیش رویم از هم گسسته بود.


    تو گمان کردی آن وعده های سر خرمنِ سوخته
    می تواند مس وجود تو را طلا کند و ازاین رو، خورشید
    را با یک مشت کرم شب تاب عوض کردی!


    طلا در همین خانه بود و راز کیمیاگری در دوست داشتن نور!
    نگذار چشم زینب علیهاالسلام به تو بیفتد!


    از این خانه برو!
    صدای قدم های پرشتاب خواهرم در کوچه می پیچد.


    هزار بار در دل آرزو کرده است خدا کند که خبر دروغ باشد
    و تو بهتر از هرکسی می دانی که خبر را به درستی
    به گوش عقیله بنی هاشم رسانده اند.


    به کنیزان گفته ام تشت پر از خونابه های جگرم را پنهان کنند.
    به تو نیز می گویم که پیش از ورود زینب علیهاالسلام از اینجا برو.

    طاقت ندارم پیش از کربلای حسین علیه السلام
    چشم خواهرم به چشم قاتل برادرش بیفتد.


    همان یک کربلا برای خمیدن قامت زینب علیهاالسلام کافی است.




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    در سوگ کیست که زمین ـ مادر دلتنگی های عالم ـ سیاه پوشیده است؟
    دریاها، زیستن کدام مرد را این گونه می گریند؟

    زیستنی غریب و پروازی غریبانه جز صفت مردان خدا
    صفت که می تواند باشد؟!

    مدینه، ناظر تشییع غریبانه فرزند علی علیه السلام
    فرزند فاطمه علیهاالسلام ، فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله است.

    گلوی کوچه ها گرفته است. می دانند که نباید فریاد بزنند.
    می دانند که باید بنشینند و تماشا کنند. باید این داغ
    را شانه به شانه به دوش کشیده و صبورانه، بغض در گلو خفه کنند.


    غریبی اش را سال ها پیش مادرش دیده بود که می فرمود:
    «هر کس برای حسنم گریه کند، در قیامت چشمانش گریان نخواهد بود»؛

    اما افسوس که آن روز به جای اشک، باران تیر بر تابوت
    داغ سنگین مدینه می بارید.


    این سنت نامردان تاریخ است که همواره مردانگی را تحمل نمی توانند
    کرد. عهدشکنی را به مثابه عهدی استوار، به دوش می کشند
    و خانه بر شانه باد ساخته اند.

    اکنون نوبت امام حسن علیه السلام است که تنهایی
    و غربت مدینه را به ارث ببرد. چرا باید فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله
    شهر پیامبر را با خاطرات تلخش بشناسند؟


    شهری که روزی پایکوب آمدن پیامبر بود، اینک خفقانی شده است
    که حتی مانع به خاک سپردن فرزند پیامبر می شود!

    کاش می شد سوگ سروده های زمین را شنید!
    کاش صدای به هم خوردن پنجره ها را از بهت این
    وقایع عظیم می شد از سطور دلتنگ تاریخ شنید!


    فرزند پیامبر، فرزند علی علیه السلام و فرزند فاطمه علیهاالسلام دارد
    تشییع می شود و زمین ـ مادر دلتنگی های عالم ـ سیاه پوشیده است.



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  6. تشكر


  7. Top | #45

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    3,379
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    10
    هدیه ی به صدیقه ی شهیده
    تشکر
    5,146
    مورد تشکر
    4,374 در 2,067
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    در تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد
    و آن طشت را زخون جگر رشگ لاله کرد


    خونی که خورد در همه عمر از گلو بریخت
    خود را تهی ز خون دل چند ساله کرد!



    نبود عجب که خون جگر ریخت در قدح
    عمرش روزگار،همین در پیاله کرد


    خون خوردن و عداوت خلق و جفای دهر
    یعنی امامتش به برادر حواله کرد



    نتوان نوشت قصه درد دلش تمام
    ور می توان از غصه هزاران رساله کرد!


    آه از دل مدینه،ز هفت آسمان گذشت
    آن روز شد عیان،که رسول از جهان گذشت





    امضاء




  8. Top | #46

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    لحظه هاى غریبى است. شکوه برزخى یک سفر بى بازگشت؛
    بغض ترک خورده یک سکوت طولانى!

    زمان به افطار نزدیک مى شود و زمین به لرزشى عظیم تن مى دهد.
    روزه سختى بود. همه زخم هاى اسلام در روزه امروز او حلول کرده است.


    بغض، گلوى صبرش را مى فشارد.
    مدت هاست که با غمى مهیب دست به گریبان است،
    ولى اینک دلش براى سفرى تنگ شده است!

    این شب ها، مکر مخفیانه اى در خانه او رخنه کرده است.
    همسرش جعده، مدتى است مرموز و تلخ به او مى نگرد.
    عجیب تر اینکه از نگاه امام فرارى است.


    به غروب نزدیک مى شود؛ به غروبى غریبانه!
    پس از على علیه السلام ، چه بار سنگینى بر شانه هاى شکسته اش منزل کرد!

    آن جماعت به ظاهر مسلمان، چقدر پشت او را خالى کردند
    و چه ها بر سر دل بى تابش آوردند! خدا مى داند.


    اینکه با قرصى نان و مشتى خرما و جرعه اى آب روزه بگشاید، افطار نیست.
    آیا روزه خاموشى او را گاه افطارى روشن فرا مى رسد؟!

    تقدیرش روزه صبر و سکوت بود و تقدیر حسین علیه السلام
    افطار روشن فریاد و حماسه.


    از کوزه مى نوشد تا افطار کرده باشد،
    اما زهر در تاروپودش حلول مى کند و... .

    زینب علیهاالسلام جامه سوم مصیبت را بر تن مى کند.
    شام سیاه مدینه جارى شده و جگر پاره امام بر تشت... .


    بقیع منتظر است؛ زیرا خوب مى داند دشمن اجازه دفن او را
    کنار مرقد پیامبر نخواهد داد؛ حتى اگر جنازه اش تیرباران شود...

    روزگار غریبى است و امام مجتبى علیه السلام تنهاترین مرد.
    این را شهادت غریبانه اش شهادت داده است.


    محبوبه زارع



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. Top | #47

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    یا حسن(ع) یاکریم اهل بیت(ع)

    تا که با آب شه جود مرا می نوشید
    کائنات از غم او رخت عزا می پوشید

    همره سوده ی الماس هَلاهِل شده ام

    تا که مأمورِ به هم ریختن دل شده ام

    گر رِسَد قطره ای از من به دل دریا ها
    در ، دم از بین رود نسل همه ماهی ها

    رفتم از حنجره پائین و رسیدم به جگر

    قَصدَم این بود بپاشم جگرش را یکسَر

    دیدم از قبل پر از خون شده و پاشیده
    ولی انگار که زَهر دگری نوشیده

    چِقَدَر طعنه ، شِماتَت ، اثر زخم زبان

    این همه غم به دل خویش نموده است نهان

    قطره قطره تن او آب چون آن شمع شده
    چِقَدَر زخم زبان دور دِلَش جمع شده

    گفتم ای لخته جگر از چه ز هم پاشیدی

    تو مگر زَهر جفای دگری نوشیدی

    جگر آمد به زبان گفت که ای زَهر جفا
    صحنه ای باعث این است که پاشیده مرا

    من به فرزند جگر گوشه ی زهرا جگرم

    دست بی رحم لعینی که مرا زد شَرَرَم

    بی هوا در بَرِ او مادر او را می زد
    از روی پوشیه ناموس خدا را می زد

    تو مرا آب کن ای زَهر ، که بیهوده شدم

    بشنو از حنجره اش گفت که آسوده شدم

    سعید خرازی



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi