دعاخوانى كه حضرت الله را مورد توجه قرار مىدهد و وجود مقدس او را ندا مىدهد و با زبان قال و حال اللهم مىگويد، بايد بداند كه اگر كشش و جاذبه و اذن و اجازه حضرت معشوق نبود، عاشق شيدا، قدرت يك كلمه سخن گفتن با معشوق را نداشت، و نيروى قدم نهادن در عرصه دعا براى او نبود، و زبان قالش لال، و پديد آمدن حالش محال بود.
زبان ندا دهنده حق، با اتصال به قدرت حق اللهم مىگويد، و لسان حال دعا خوان، با لطف و كرم او گشوده مىشود.دعاخوان بايد به اين حقيقت آگاه باشد كه تا خواست محبوب نبود، بيان درخواست خواهنده امكان نداشت، و تا اراده حضرتش در وجود عبد تجلى نمىكرد، عبد براى دعا و طلب حاجتبه پيشگاه او نمىرفت.
آرى، دعا تعليم اوست، حيات وجود دعا خوان رشحهاى از امر اوست، زبان قال و لسان حال دعاخوان در دست اراده اوست، پس همه چيز از او و در سيطره مالكيت و قدرت اوست.
از خودى اى خدا نجاتم ده
زين محيط بلا نجاتم ده
يكدم از من مرا رهايى بخش
از غم ماسوا نجاتم ده
دلم از وحشت جهان بگرفت
زين ديار فنا نجاتم ده
نفس اماره قصد من دارد
از بلاى هوا نجاتم ده