دخترم!
«فانوس» را دریاب!
که پدر به انتظار است،
و این رشته نیز سری دراز دارد،
اگر خدایم خواهد،
فردا خواهمت گفت.
[ صفحه 103]
تخته تابوت
دخترم!
جامهات چه زیباست امروز؟!
خانم!
میرویم،
به «عروسی»،
با مادرم،
همین امشب!
[ صفحه 104]






| ❤ |
دخترم!
«فانوس» را دریاب!
که پدر به انتظار است،
و این رشته نیز سری دراز دارد،
اگر خدایم خواهد،
فردا خواهمت گفت.
[ صفحه 103]
تخته تابوت
دخترم!
جامهات چه زیباست امروز؟!
خانم!
میرویم،
به «عروسی»،
با مادرم،
همین امشب!
[ صفحه 104]
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
آه!
دخترم!
زندگی دفتری از خاطرههاست،
خاطراتی «شرین»،
خاطراتی «مغشوش»،
یکنفر در شب «کام»،
یکنفر در دل «خاک»،
یکنفر هدم «خوشبختی» هاست،
یکنفر همسفر «سختی» هاست!
چشم تا باز کنیم «عمر» مان میگذرد،
و ز سر «تخت» مراد،
پای بر «تختهی» تابوت گذاریم همه!
و این از آن رو است که نباشیم، همه،
جز همسفرانی چند،
لیک در راه سفر غم و شادی بهم است،
ساعتی در ره این دشت غریب،
میرسد «راهروی خسته» به خرم کدهیی،
لحظهای در دل این وادی پیر،
میرسد «همسفری شاد» به ماتمکدهیی!
تا ببینیم کجا، باز کجا؟
چشممان بار دگر،
سوی هم باز شود!
[ صفحه 105]
در جهانی که در آن راه ندارد اندوه،
زندگی با همه معنی خویش،
از نو آغاز شود! [27] .
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
خانم!
دیدن یک «جامه» زیبا،
شنیدن یک نام «عروسی»،
شما را تا به کجا برد، که این «آه» بلند را به دنبال داشت!
و این پر شکوه، شکوه را؟!
دخترم!
درست همین ساعتها بود،
که رسول خدای- ص- فرمود:
فاطمهام را بیاورید!
و آوردند،
دستیش در دست امسلمه بود،
و دامن کشان میآمد،
آه!
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود!
هر چه جز بار غمش در دل مسکین من داشت
برود از دل من،
وز دل من آن نرود!
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 30-12-2021 در ساعت 15:32
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
از شدت شرم چهرهاش جاری بود از عرق!
پایش بلغزید، همینکه رسید!
رسول خدا فرمود:
خداوند تو را از لغزشهای دنیا و آخرت نگاه دارد! [28] .
آنگاه نو عروس آسمان آماده شد،
«کوچ» را،
تا خانه شوی،
شوی شیدایی خویش!
و آخرین درسهای پدر اینکه:
دخترم!
به سخنان مردم گوش مده!
مبادت نگران باشی که شویت «تهی» است دستانش!
که تهیدستی را اگر از برای دیگرها سرشکستگیهاست در پی، برای پیامبر و خاندانش «فخر» است، و «مباهات»!
دخترم!
پدرت اگر میخواست میتوانست گنجهای زمین را مالک آید،
اما او رضایتمندی خدای اختیارش بود!
[ صفحه 107]
دخترم!
اگر آنچه را پدرت میداند، میدانستی،
دنیا در دیدهات زشت مینمود!
و آخرینم حرف آنکه:
من دربارهات هیچ کوتاهی ننمودم،
تو را به بهترین خاندان خویش به شوی دادم!
شویی بزرگ!
بزرگ «دنیا»،
بزرگ «آخرت»!
و آنگاه دستی به دعا برداشت و بگفت:
خدایا!
فاطمه از من است،
و من از او!
خدایا!
او را،
از هر پلیدی،
و ناپاکی، بدورش دار!
و نیز دست فاطمهاش در دست علی- ع- گذارد و علی را گفت:
این ودیعهی خداوند است،
و رسولش،
که در نزد توست!
خدا را در نظر داشته باش!
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
و نیز اشتیاق مرا به او [29] .
و دخترش را گفت:
دخترم!
به خانه خود بروید!
در پناه خدا!
روشنیها دیدهام،
در چشم اختربارتان،
جلوه مهتاب دارد،
باغ ایمان شما،
با شما میثاق یاری بستهام،
تا روز مرگ
کافرم گر سر بگردانم، ز فرمان شما
راحت پرهیزگاران،
در قیامت،
زان تست،
دیدهام این وعدهی حق را، به قرآن شما!
داستان رنجتان،
پایان پذیرد،
دیر نیست،
تا بهاران زاید از فصل زمستان شما!
محنت ظلمت،
نپاید،
باش تا بینم به کام
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
چلچراغ بخت را روشن در ایوان شما
آید آن روزی،
که با عزم تو و لطف خدای
پشت عالم بشکند جمع پریشان شما [30] .
آری دخترم!
آن ناقه سوار عصه عرصات،
آن شب نیز بر ناقهای سوار آمد،
که با قطیفهای پوشانیده بودندش،
زمام مهار ناقه بدست سلمان بود،
و پیامبر نیز به دنبال!
و پیشاپیش، جماعت زنان،
شادان و شادمان،
«هلهله» میکردند،
و «تکبیر» میگفتند!
و پیامبرشان گفته بود:
مباد! چیزی بگوئید که خدای را خوش نیاید!
که به موسایش فرمود:
از من به مردمان بگوی:
اگر کاری کنید که خوشم بیاید،
[ صفحه 110]
کاری کنم که خوشتان بیاید!
و اگر کاری کنید که خوشم نیاید،
کاری کنم که خوشتان نیاید!
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
و آن شب چیزی نگفته نیامد که خدای را خوش نیاید،
و از فرط وجد و نشاط هر کس چیزی میگفت،
یکی میگفت:
سرن بعون الله جاراتی!
واشکرنه فی کل حالاتی
ای بانوان!
به یاری خدای حرکت کنید!
و در تمامی حالات، خدای را سپاسگزار باشید!
و نیز همو میگفت:
با بهترین زنان جهان همراهی کنید!
که فدایش باد خویشان، همه،
و کسانش!
و آن دیگر میگفت:
فسرن جاراتی بها انها
کریمه بنت عظیم الخطر
او را حرکت دهید ای بانوان!
او بانویی است بزرگوار،
و دخت آنکس که مقامش والاست،
و شانش گرامی و عظیم!
[ صفحه 111]
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
و آن دیگری گفت!
والحمد لله علی افضاله
واشکر الله العزیز القادری
ستایش آن خداوندست بر فضیلتهایش،
که بخشیده ما را،
و سپاسش باد که پیروزمند است،
و بس توانا!
و همچنان میگفتند،
و میگفتیم، تا به «حجله» رسیدیم،
آه! این نیز همچنان در یاد من است،
که در حجله علی- ع- فاطمه- س- را میگفت:
بانوی من!
گرفتهای!
غمزدهای!
نگرانی چرا؟!
و شنیدم که فاطمهاش گفت:
تفکرت فی حالی و امری،
عند ذهاب عمری،
و نزولی فی قبری،
فشبهت دخولی فی فراشی بمنزلی کدخولی الی لحدی و قبری، فانشدک الله ان قمت الی الصلاه،
فتعبد الله تعالی هذه اللیله...! [31] .
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 31-12-2021 در ساعت 13:28
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
علی جان!
به خود میاندیشم،
و روزگار پایانی عمر را،
و منزلگاه دیگرم،
«قبر» را،
و «قیامتم»!
من امروز از خانه پدر به خانه تو بیامدم،
و میدانم که فردا نیز از این خانه به خانه قبر روان خواهم شد!
علی جان!
تو را به خداوند سوگند میدهم،
که در این آغازین لحظات زندگی،
بیا تا که با هم به نماز ایستیم،
و در این شب خدای را به عبادت باشیم!
و آن شب به نماز ایستادند،
و خوبش به یاد دارم که فاطمه- س- بر سجادهی نماز بود، و شنید صدایی را،
دلخسته دخترکی بود که میگفت:
ای زینت پیامبر!
خانه شوهر به تو آباد باد
خاطرت از رنج و غم آزاد باد
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
ای بانوی بزرگ!
من نیز آرزومندم،
با تو باشم، و با دیگرها،
و در این یک شب، که شب شادی توست،
من نیز شریک!
اما چکنم،
جامهای نیست مرا!
اگرت هست جامهای کهنه، مرا ارزانی بدار!
گفت چنین زهره افلاک جود
پیرهن کهنهاش آرند زود
و آوردیم!
همگان به آن گمان که خواهدش ببخشاید، آن کهنه جامه را، اما شنیدیم که بگفت:
به گرد من گرد آئید!
و گرد آمدیم،
و بدیدیم:
جامه تو را از بدن دور کرد
خاطر آن غمزده مسرور کرد
و جامه کهنهاش را خود به تن داشت!
آری، خاندان کرماند، اینان، دخترم!
و در این خاندان،
همیشه،
دیگرها،
به «تقدم» باشند!
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)