صفحه 7 از 20 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 191

موضوع: مهر محبوب

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    مقام اهل تسليم


    اهل اطاعت وتسليم را مقامى بس ارجمند است که جز زبان قرآن وحديث، ياراى کشف از آن را ندارد. از طرفى، در بيان قرآن مجيد مطيعان را معيت وهمراهى با انسانهاى کامل وپيشوايان بزرگوار است: (ومن يطع الله والرسول فاولئک مع الذين انعم الله عليهم من النبيين والصديقين والشهداء والصالحين وحسن اولئک رفيقا).(19)
    کسى که از خدا ورسول او (صلى الله عليه وآله) اطاعت کند وتسليم آنان باشد پس در آخرت با آنان است که خداوند بدانان نعمت بخشيده که آنان پيامبران، صديقين، شهداء وصالحان اند که رفيقانى نيکو مى باشند. واز سوى ديگر، اهل تسليم همان بندگانى هستند که مورد بشارت پروردگار قرار گرفته اند: عن ابى بصير قال: سالت ابا عبد الله عليه السلام عن قول الله عز وجل: (الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه).(20)
    الى الاخر الايه. قال: هم المسلمون لال محمد، الذين اذا سمعوا الحديث لم يزيدوا. وفيه ولم ينقصوا منه جاووا به کما سمعوه.(21)
    ابو بصير گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم از آيه کريمه که مى فرمايد: مژده باد بندگان مرا که گفتارها را شنيده واز بهترين آنها پيروى مى کنند. حضرت فرمودند، آنان اهل تسليم آل محمد (صلى الله عليه وآله) اند که حديث را شنيده واز آن کم وزياد نمى کنند. وبه همان صورت که شنيده اند نقل مى کنند. در تفسير على بن ابراهيم قمى در ذيل آيه فوق مى خوانيم که معصوم عليه السلام مى فرمايند: مقصود از نبيين، رسول الله صلى الله عليه وآله واز صديقين على عليه السلام ومقصود از شهدا امام حسن وامام حسين عليهما السلام است واز صالحان، ائمه عليهم السلام واز حسن اولئک رفيقا، قائم آل محمد صلى الله عليه وآله است.(22)


    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    محب در حصن حصين محبوب


    حصن محبوب، فضايى است که به نور وجود او منور مى شود. پس، اگر وجود محبوب، چراغى را ماند که کور سوئى مى زند وبه نسيم مژه بر هم زدنى خاموش مى شود، ميدان ديد محب هم به همان نسبت محدود است وجز چند قدمى از پيش پاى خويش فراتر نخواهد رفت وسرانجام در ظلمت وتاريکى دست وپا مى زند ومايوسانه در منتهاى ذلت نفس وخوارى وپستى سقوط مى کند وبه دنبال آن، در اثر فشار طاقت فرساى تاريکى وظلمت راه، از هر گونه محبوبى بيزارى مى جويد وبه پوچى گراييده، در بيراهه هاى هرج ومرج طلبى حيران مى گردد. در اين صورت، به اصطلاح امروز، در شمار نهيليست ها (23) قرار مى گيرد که داراى يک سيستم انديشه اى پوچ اند که در اثر خستگى وبيزارى از محبوب پست ومادى ودنيوى حاصل شده است. دل بستن به محبوبهاى دنيوى، در حقيقت، محبوس شدن در زندانى تنگ وتاريک را ماند که امکان هر گونه حرکت وجنبش تکامل آفرينى را از زندانى سلب مى کند، ولذا فرموده اند: الدنيا سجن المؤمن.(24)
    دنيا براى مؤمن (به ملاک ايمانش) زندان است. حال آن که دل بستن وعشق به معشوق برتر - که صاحب کمال وجمال وعلم وقدرت در درجات بالاى آن است - همچون اوج گرفتن عاشق است در بيکران آسمان تعالى، که هر چه بالاتر رود هنوز گامى بيش بر نگرفته وهمواره جاى پرواز واوج دارد در اين صورت، بن بست، ظلمت، تاريکى، حيرت و... واژه هاى پوچى بيش نخواهند بود، اما سر گشتگان حيران دنياى امروز با برگزيدن محبوبهاى مادى وپست، خود را در آن زندان تنگ وتاريک زندانى نموده اند. ارزشمندترين ارزشهاى دوست داشتنى اينان، علم است که پرستشگران آن را علم پرست(25) نام نهاده اند، اما افسوس که آنچه اينان، از آن به بزرگوارى ياد مى کنند وبه عنوان وسيله تکامل وپيشرفت مى شناسند، براى روح بلند پرواز انسان مناسب نيست، چرا که در فرهنگ اينان، علم جز تجربيات مادى وناقص نيست که شعاع فروغ آن بسيار محدود وزيبايى آن نيز اندک وزودگذر است، وبا به کارگيرى تمام لابراتوارهاى عظيم آن هم نمى توان راهى در ملکوت آسمانها باز نمود وغريزه بى نهايت طلبى انسان را اشباع کرد. به شهادت آنچه گفتيم، ميدان ديد وارتفاع پرواز هر دلداده اى به اندازه وسعت شعاع فيض وجود دلبر اوست واين بدان معناست که جنبش وحيات محب، در سايه چتر لطف محبوب ودر حيطه حصن حصين اوست. واين نحوه تعلق محب به محبوب وملحق شدن اين به شخصيت آن، وسر بر آستانه او گذاردن، يک قانون عاطفى ويک خواست فطرى است، اما سرعت اين لحوق ووسعت ميدان حرکت، وپرواز محب، بستگى به ميزان وسعت آستانه محبوب دارد.

    امضاء



  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حصن نا محدود الله
    اگر کسى به يگانه محبوب بى نهايت هستى - الله - که آفرينش، پيشانى بندگى بر آستان خدايى اش مى سايد وتمامى مخلوقات در ذات بى همتايش متوله ومتحيرند عشق ورزد، چنان وسعت بينشى مى يابد که هر چه پرواز کند وبالاتر بپرد، در اوج آسمان عشق، کششى والاتر او را به سوى خويش مى خواند وبدين ترتيب مسير پرواز او نقطه پايان ندارد. شاهد نيکويى بر اين ادعا کلمات بلند وبى پايان اوست که نشان از خود او دارد، زيرا که ترفيع مقامات انسان عاشق را حد معينى نيست، وبا انس گرفتن با آنها، او را در مدارج کمال، يکى پس از ديگرى پرواز مى دهد، ولذا درباره همنشينى با براق تيز پرواز آياتش معصومين بزرگوارمان سلام الله عليهم اجمعين فرموده اند: اقرأ وارقأ.(26)
    بخوان وپرواز کن. واين بدان معناست که هر آيتى از آن، در روز حشر، شهپرى پر توان است که در درجات بى انتهاى کمالات در بهشت جاودان او را پرواز مى دهد. گويى از آنجا که سراپاى اين آيات، صدق وراستى وتقوا ودرستى است که از منشا صدق وسرچشمه راستى نشات گرفته، اينان ونديمانشان (محبوب هاى بحق) نيز، به اعتبار سنخيت وهمگونى وانس چنان بينش بلند وبصيرت عميق يافته اند که ديگر ايستايى وتوقف وسکون برايشان نامفهوم است، پس به موازات انس روحى خود با آيات کريمه، آنان نيز به پرواز آمده، به اوج بالاى بندگى مى رسند. پس، بنابر آنچه گفته شد، وسعت آستانه وحصن چنين محبوبى بى نهايت است ورفعت آن به بلنداى رفعت وجلال خود اوست ونفاد وبه آخر رسيدن را در آن راهى نيست، چرا که کلمات جانفزاى او که تنها آياتى از اوست، چنين است واو خود، در معرفى کلامش اشاره مى فرمايد که اگر در اين گلزار که بخشى از آستانه وذره اى از جلال وعظمت اوست، يکايک اشجار بوستان آفرينش براى کتابت آن کمر همت ببندند وتمامى درياها مرکب شوند، فرياد عجز وناتوانى سر خواهند داد وزبان به عجز خود خواهند گشود: (لو کان البحر مدادا لکلمات ربى لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربى ولو جئنا بمثله مددا).(27)
    اگر دريا مرکب باشد براى کلمات پروردگار من، دريا پايان مى پذيرد پيش از آن که کلمات پروردگارم پايان پذيرد ولو مانند آن را به کمک بياوريم. وبدين ترتيب، پروانگان شيداى دربار قرآنهاى ناطق - ائمه اطهار سلام الله عليهم اجمعين - نيز در آسمانى بى منتها اوج مى گيرند واز جنتى نامحدود برخوردارند، که هر چند در عرصه شخصيت وآستانه جلال آنان سير وسياحت کنند، به آخر نمى رسند وهر لحظه وله وشيدايى شان در اين دربار فزونى مى يابد. واين حصن رفيع بى منتها همان است که در لسان گوياى روايت از آن به عالم ولايت تعبير شده واين عالم ولايت، حصن ودژ شکوهمند محبوب اول - خداوند - وعرصه اوج پيشوايان معصوم عليهم السلام است: يقول الله عز وجل: ولايه على بن ابى طالب حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى.(28)
    ولايت على بن ابى طالب (عليه السلام) دژ من است، پس هر کس وارد دژ من شود از عذاب من ايمن خواهد بود. ونيز: يقول الله عز وجل لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى.(29)
    کلمه لا اله الا الله دژ من است. پس، هر آن کس که وارد دژ من گردد از عذاب من در امان خواهد بود. از جمع دو کلام الهى چنين نتيجه گرفته مى شود که حصن حصين محبوب شامل جهان نامتناهى توحيد ويکتاپرستى وعالم ولايت است وهر دو، عالم قرب وولايت ونزديک هم اند وهر دو حصن حصين خداوند تبارک وتعالى وخزانه بى پايان الهى اند که از رنگ محدوديت وخطرات پاک مى باشند وهمانجاست که جايگاه استقرار اولياى حق وميعادگاه ديدار بدون حجاب با يار است.

    امضاء



  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    حصن حصين مقربان


    با اين احتساب، در روايات که لسان وحى است، براى ابراز عشق وعلاقه وازدياد محبت انسان، محبوبهايى معرفى شده اند وبر ابراز محبت ودوستى به اين محبوبهاى پاک تاکيد فراوانى شده است که هرگز درياى جمال وکمالشان را ساحلى وآستانه شکوهشان را پايانى نيست واين، مطابق با همان خواسته فطرى انسان بى نهايت طلب است تا مقدمه ووسيله پرواز در آن جهان قرب وولايت گردد. در اينجا، به عنوان شاهد مثال، به چند حديث تبرک مى جوييم: عن الرضا عليه السلام انه قال: ليس فى الدنيا نعيم حقيقى. فقيل له: فقول الله تعالى: (لتسئلن يومئذ عن النعيم)(30) ما هذا النعيم فى الدنيا، هو الماء البارد؟ فقال الرضا عليه السلام وعلا صوته: وکذا فسرتموه انتم وجعلتموه على ضروب، فقال طائفه: هو الماء البارد. وقال غيرهم: هو الطعام الطيب. وقال آخرون: هو النوم الطيب. ولقد حدثنى ابى عن ابيه الصادق عليه السلام ان اقوالکم ذکرت عنده فى قول الله عز وجل (ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم) فغضب وقال: ان الله لا يسأل عباده عما تفضل به عليهم ولا يمن بذلک عليهم والامتنان بالانعام مستقبح من المخلوقين، فکيف يضاف الى الخالق ما لا يرضى المخلوقون به؟! ولکن النعيم حبنا اهل البيت وموالاتنا. يسال الله عنه عباده بعد التوحيد والنبوه. ولان العبد اذا وافاه بذلک اداه الى نعيم الجنه الذى لا يزول.(31)
    از امام على بن موسسى الرضا عليه السلام نقل شده که فرموده اند: در دنيا هيچ نعيم حقيقى يافت نمى شود. به ايشان عرض شد: پس در آيه کريمه (لتسئلن يومئذ عن النعيم) اين نعيم چيست؟ وآيا اين نعيم آب گواراى سرد است؟ پس امام عليه السلام به صداى بلند فرمودند: شما اين چنين تفسيرش نموديد ودر مورد آن گمانهاى مختلف برديد. پس، گروهى گفتند که آن آب سرد است وطايفه اى ديگر گفتند که آن غذاى پاکيزه است ودسته سومى گفتند که آن، خواب نوشين است. حال آن که همانا پدرم از قول پدر خويش امام صادق عليه السلام براى من نقل فرمودند که آن هنگام که اقوال شما پيرامون آيه مذکور در نزد پدرم نقل شد، ايشان خشمناک گشته، فرمودند: همانا خداوند هيچ گاه از آنچه بر بندگان خويش تفضل نموده سوال نمى کند، وبر سر آنان منت نمى نهد. زيرا منت نهادن به جهت انعام در نزد مخلوق قبيح است. پس چگونه آنچه مخلوق بدان راضى نيست، به خدا نسبت داده مى شود؟! بلکه آن نعيم، محبت ومودت ما اهل بيت است که خدا از بندگانش پس از توحيد ونبوت بازخواست مى کند. آن هنگام که عبد ومخلوق بدان وفادار وپاى بند بود خدايش نعيم بهشتى به او عنايت مى کند که هرگز پايان نمى پذيرد.!!! روى الصدوق عن النبى صلى الله عليه وآله انه قال فى حديث طويل: الا ومن احب عليا فقد احبنى ومن احبنى فقد رضى الله عنه، ومن رضى عنه کافاه الجنه. الا ومن احب عليا لا يخرج من الدنيا حتى يشرب من الکوثر وياکل من طوبى، ويرى مکانه فى الجنه. الا ومن احب عليا، فتحت له ابواب الجنه الثمانيه، يدخلها من اى باب شاء بغير حساب. الا ومن احب عليا، اعطاه الله کتابه بيمينه وحاسبه حساب الانبياء. الا ومن احب عليا هون الله عليه سکرات الموت، وجعل قبره روضه من رياض الجنه. الا ومن احب عليا اعطاه الله بکل عرق فى بدنه حوراء وشفع فى ثمانين من اهل بيته، وله بکل شعره فى بدنه حوراء ومدينه فى الجنه. الا ومن احب عليا بعث الله اليه ملک الموت کما يبعث الى الانبياء ودفع الله عنه هول منکر ونکير وبيض وجهه وکان مع حمزه سيد الشهداء. الا ومن احب عليا جاء يوم القيامه ووجهه کالقمر ليله البدر. الا ومن احب عليا وضع على راسه تاج الملک، والبس حله الکرامه. الا ومن احب عليا جاز على الصراط کالبرق الخاطف. الا ومن احب عليا کتب الله له براءه من النار وجوازا على الصراط وامانا من العذاب ولم ينشر له ديوان، ولم ينصب له ميزان، وقيل له: ادخل الجنه بلا حساب. الا ومن احب آل محمد امن من الحساب والميزان والصراط. الا ومن مات على حب آل محمد فانا کفيله بالجنه مع الانبياء.
    الومن مات على بغض آل محمد لم يشم رائحه الجنه.(32)
    امضاء



  6. Top | #65

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شيخ صدوق ضمن گفتارى طولانى از پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله) نقل مى کند که فرمودند: آگاه باشيد! هر آن که على (عليه السلام) را دوست بدارد همانا مرا دوست داشته. وهر کس مرا دوست بدارد همانا خداوند از او راضى است. وهر آن کس که خدا از او راضى باشد جنت پاداش اوست. آگاه باشيد! هر آن که على (عليه السلام) را دوست بدارد هنوز از دنيا خارج نشده باشد که از کوثر بنوشد واز ثمره درخت طوبى نوش جان کند ومکان خويش را در بهشت رويت نمايد. آگاه باشيد! هر آن که على (عليه السلام) را دوست بدارد درهاى هشتگانه بهشت به رويش باز خواهد شد واز هر درى که بخواهد بدون هيچ حسابى وارد خواهد شد. آگاه باشيد! هر آن که على (عليه السلام) را دوست بدارد خداى نامه اعمالش را به دست راستش خواهد سپرد وبا او مانند حساب انبياء محاسبه خواهد شد. آگاه باشيد! هر آن که على (عليه السلام) را دوست بدارد خدايش سکرات مرگ را بر او آسان خواهد فرمود وقبر او را باغى از باغهاى بهشت خواهد گردانيد. آگاه باشيد! هر آن که على (عليه السلام) را دوست بدارد خدايش به ازاى هر رگى از بدنش به او حوريه اى در بهشت عطا خواهد فرمود واو بر هشتاد نفر از اهل بيتش شفيع خواهد گشت وبراى او به ازاى هر موئى، حوريه اى وشهرى در بهشت خواهد بود. آگاه باشيد! هر آن که على (عليه السلام) را دوست بدارد خدا ملک الموت را به همان صورتى که به سوى انبيا مى فرستد، به سوى او خواهد فرستاد وخدايش ترس از نکير ومنکر را از او دفع خواهد کرد وسپيد رويش نموده، همراه حمزه سيدالشهداء خواهد بود. آگاه باشيد! هر آن که على (عليه السلام) را دوست بدارد، در روز قيامت به حالتى مى آيد که صورتش همچون ماه شب چهارده مى درخشد. آگاه باشيد! هر آن که على (عليه السلام) را دوست بدارد، تاج پادشاهى بر سرش نهاده مى شود وحله کرامت وبزرگوارى خواهد پوشيد. آگاه باشيد! هر آن که على (عليه السلام) را دوست بدارد از پل صراط به سرعت برق خيره کننده چشم عبور خواهد کرد. آگاه باشيد! هر آن که على (عليه السلام) را دوست بدارد خدا برايش آزادى از آتش وجواز صراط وامان از عذاب را خواهد نوشت وبراى او ديوان محاکمه اى بر پا نمى شود وميزانى برايش نصب نخواهد شد، به او گفته مى شود که بدون هيچ حسابى داخل بهشت شود. آگاه باشيد! هر آن که آل محمد را دوست بدارد از حساب وميزان وصراط در امان است. آگاه باشيد! هر آن که بميرد بر حب آل محمد، من با پيامبران کفيل او خواهم بود در بهشت. آگاه باشيد! هر آن که بميرد بر بغض آل محمد، بوئى از بهشت به مشامش نخواهد رسيد.!!! قال الرازى... عن ابن عباس قال: ان النبى لما قدم المدينه کانت تنويه نوائب وحقوق وليس فى يده سعه، فقال الانصار: ان هذا الرجل قد هداکم الله على يده، وهو ابن اختکم وجارکم فى بلدکم، فاجمعوا له طائفه من اموالکم، ففعلوا، ثم اتوه به فرده عليهم ونزل قوله تعالى: قل لا اسئلکم عليه اجرا اى على الايمان، الا ان تودوا اقاربى، فحثهم على موده اقاربه. ثم قال: نقل صاحب الکشاف عن النبى صلى الله عليه وآله انه قال: من مات على حب آل محمد مات شهيدا. الا ومن مات على حب آل محمد مات مغفورا له. الا ومن مات على حب آل محمد مات تائبا. الا ومن مات على حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الايمان. الا ومن مات على حب آل محمد بشره ملک الموت بالجنه ثم منکرو نکير. الا ومن مات على حب آل محمد يزف الى الجنه کما تزف العروس الى بيت زوجها. الا ومن مات على حب آل محمد صلى الله عليه وآله فتح له فى قبره بابان الى الجنه. الا ومن مات على حب آل محمد جعل الله قبره مزار ملائکه الرحمه الا ومن مات على حب آل محمد مات على السنه والجماعه. الا ومن مات على بغض آل محمد جاء يوم القيامه مکتوب بين عينيه آيس من رحمه الله. الا ومن مات على بغض آل محمد مات کافرا. الا ومن مات على بغض آل محمد، لم يشم رائحه الجنه.(33)
    پاورقى:‌



    (1) انسان 30.
    (2) تفسير صافى 266:5 از خرائج از امام عصر عليه السلام.
    (3) زيارت جامعه کبيره.
    (4) زيارت جامعه کبيره.
    (5) انبياء 27. اندکى پس از عبارت گذشته زيارت جامعه، عبارت اين آيه شريفه ذکر شده است.
    (6) زيارت جامعه کبيره.
    (7) اختيار معرفه الرجال 518:2.
    (8) آنان که ايمان آورده وعمل صالح انجام مى دهند ونسبت به پروردگارشان فروتنى مى نمايند. (هود 23).
    (9) کافى 390:1 ح 3.
    (10) ابراهيم 37.
    (11) کافى 392:1 ح 1.
    (12) منتخب الاثر:502 ح 2، از مصباح المتهجد.
    (13) غيبت نعمانى:200 ح 2.
    (14) همان ماخذ 201.
    (15) کافى 390:1 ح 1.
    (16) همان ماخذ:391 ح 6.
    (17) سفينه البحار 381:2.
    (18) المغنى ابنى قدامه 572:7 تفسير کبير فخر رازى ضمن تفسير آيه 24 سوره نساء.
    (19) نساء 69.
    (20) زمر 18.
    (21) کافى 391:1 ح 8.
    (22) نور الثقلين 516:1 ح 395.
    (23) نهيليسم يعنى نفى مطلق مثبت وهرج ومرج طلبانه (فرهنگ معين).
    (24) کافى 250:2 ح 7.
    (25) scientist.
    (26) کافى 601:2 ح 11.

    (27) کهف 109.
    (28) عيون اخبارالرضا 135:2 باب 38.
    (29) همان ماخذ:133 باب 37.
    (30) تکاثر 8.
    (31) وسائل الشيعه 446:16 ح 7.
    (32) بحار الانوار 221:7 ح 133.
    (33) بحار الانوار 232:23 و233.


    امضاء



  7. Top | #66

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    فخر رازى در تفسير خود مى گويد... ابن عباس گويد: پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله) هنگامى که وارد شهر مدينه شد مشکلات مالى زيادى داشت ودستش تهى بود. انصار گفتند: اين مرد که خداوند شما را به دست او هدايت فرموده، خواهر زاده وهمسايه شماست، پس مقدارى از مال خود را جمع کرده، به او اختصاص دهيد. آنان مقدارى اموال جمع نموده، نزد پيامبر (صلى الله عليه وآله) بردند. پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله) اموال آنان را به ايشان بازگردانيد. آن گاه آيه کريمه نازل گشت که: بگو بر آن اجرى از شما نمى خواهم. يعنى: بر تبليغ ايمان، اجر ومزدى نمى خواهم، مگر اينکه خويشاوندان مرا دوست بداريد. پس بر دوستى اقارب وخويشان خود تحريص نمود. سپس گويد: صاحب تفسير کشاف (زمخشرى) از پيامبر صلى الله عليه وآله نقل مى کند که فرمودند: کسى که با محبت آل محمد بميرد شهيد مرده است. آگاه باشيد! کسى که با محبت آل محمد بميرد گناهانش آمرزيده شده ومرده است. آگاه باشيد! کسى که با محبت آل محمد بميرد در حال توبه مرده است. آگاه باشيد! کسى که با محبت آل محمد بميرد در حال ايمان وتکميل آن مرده است. آگاه باشيد کسى که با محبت آل محمد بميرد ملک الموت ومنکر ونکير او را بشارت به بهشت مى دهند. آگاه باشيد! کسى که با محبت آل محمد بميرد به سوى بهشت برده مى شود، همچون عروسى که به سوى خانه شوهر منتقل مى شود. آگاه باشيد! کسى که با محبت آل محمد بميرد به قبر او دو در از بهشت باز مى شود. آگاه باشيد! کسى که با محبت آل محمد بميرد خداوند قبر او را محل زيارت فرشتگان رحمت قرار مى دهد. آگاه باشيد! کسى که با محبت آل محمد بميرد بر سنت وجماعت مرده است. آگاه باشيد! کسى که با دشمنى آل محمد بميرد روز قيامت مى آيد در حالى که ميان دو چشمش نوشته شده: مايوس از رحمت خدا. آگاه باشيد! کسى که با دشمنى آل محمد بميرد در حال کفر مرده است. آگاه باشيد! کسى که با دشمنى آل محمد بميرد بوى بهشت به مشامش نمى رسد. پس، به شهادت روايات فوق که تنها قطراتى بود از درياى پهناور گفتار معصومين عليهم السلام، محبان على عليه السلام وفرزندان او سلام الله عليهم اجمعين هر ساعت وهر روز در مدارج کمال اوج مى گيرند ودر مسير محبت اين خاندان واين قرآنهاى ناطق پروردگار، مشمول قانون اقرا وارقه مى گردند، که هر چه بيشتر سرود محبتشان بر زبان جانشان جارى شود، پا بر پله بالاتر خواهند نهاد. امام صادق عليه السلام اين حقيقت را در قالب نکته اى اخلاقى چنين بيان مى فرمايند: من استوى يوماه فهو مغبون.(1)
    کسى که دو روزش برابر باشد وهر روز در مرحله اى بالاتر در آسمان وصال محبوب به پرواز در نيايد، در کاروان زندگى از راه مانده اى را ماند که راه به جايى نخواهد برد وهر کس از آستان محبوب دور افتد، ناچار در حيضض مذلت فراق سقوط خواهد نمود. (ومن يحلل عليه غضبى فقد هوى).(2)
    کسى که مشمول غضب من گردد سقوط مى کند. وغضب الهى، همان سقوط از حصن محبت او وافتادن به جهنم آتشين فراق وبغض اوست، ودرکات اين سقوط تا حدى تنزل مى يابد که حتى مقام آدمى را از چهارپايان نيز فروتر مى برد که: (اولئک کالانعام بل هم اضل).(3)
    آنان مانند چهارپايان بلکه گمراه ترند. بنابر اين، تنها با قرار گرفتن در مسير محبت امامان معصوم عليهم السلام است که قلب سوزان وخسته ومجروح انسان عاشق مرهم مى يابد، وشاهد گوياى اين مدعا، کريمه (الا بذکر الله تطمئن القلوب).(4)
    است که ذکر خدا همانا ياد ائمه معصومين عليهم السلام ومحبت آنهاست، چرا که آنان بزرگترين اسماء خدا هستند وامروز وارث حجتهاى آن محبوبهاى زيباى سلف، خلف نيکوى آنان وقلب عالم امکان، حضرت بقيه الله، امام زمان روحى وارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء است که سوختگان غم عشقش لحظه به لحظه وآن به آن، در حال اوج گرفتن در دژ محکم ولايت اويند وبه عنايت ولطف وهدايت او در فضاى لا يتناهاى بندگى، پيش مى روند ودر مسير لقاى يار اصل واصل يار، با ياد او، در ديدارند وقلبشان به قلب او ودر نتيجه به اقيانوس بيکران محبت آفريننده آفرينش اتصال دارد واو يار وهادى وراهنماى دلهايشان به سوى پروردگار حقشان است. نمونه اعلاى اين هدايت ورهبرى واستقرار در حصن خدائى ولايت او، امضاء وبررسى اعمال بندگان است در هر شب وروز، که او در مورد تمامى انسانها به ويژه دوستان خود انجام مى دهد واين مطلب در روايات عرضه اعمال، به طور مشروح بيان مى شود ودر حقيقت، يک معناى عرضه اعمال، مراقبت محبوب است از محبى که به حصن ولايت او پناه آورده. بنابر اين، محبت سبب مى شود که محبوب پناه وغوث محب شود، که ادعيه وزيارات نيز به اين حقيقت در قالب واژه هاى اسلام (= ورود در سلم وآرامش)، ايمان (= دخول در امن)، اطمينان قلب وسکينه اشاره مى کنند. در چهاردهمين فراز دعاى جوشن کبير اين گونه مى خوانيم: يا دليل المتحيرين، يا غياث المستغيثين، يا صريخ المستصرخين يا جار المستجيرين، يا امان الخائفين، يا عون المؤمنين...، يا ملجا العاصين. اى راهنماى متحيرها، اى فريادرس فريادگران، اى فرياد رس ناله کنندگان، اى امان دهنده امان خواهان، اى محل امن اهل خوف، اى کمک مؤمنان... واى پناه گناهکاران. ودر فراز چهل وسوم چنين مى خوانيم: يا من اليه يهرب الخائفون، يا من اليه يفزع المذنبون، يا من اليه يقصد المنيبون، يا من اليه يرغب الزاهدون، يا من اليه يلجا المتحيرون. اى محبوبى که اهل خوف به سوى تو فرار مى کنند، اى خدائى که گناهکاران در آستانه تو به پناه مى آيند، اى آن که اهل انابه وتوبه تو را قصد مى کنند، اى مورد ميل قلبى زاهدان، اى پناه متحيران. ودر فراز پنجاه ونهم چنين ناله مى کنيم: يا حبيب من لا حبيب له، يا طبيب من لا طبيب له، يا مجيب من لا مجيب له، يا شفيق من لا شفيق له، يا رفيق من لا رفيق له، يا مغيث من لا مغيث له، يا دليل من لا دليل له، يا انيس من لا انيس له. اى دوست آن که دوستى براى او نيست، اى طبيب آن که طبيبى براى او نيست، اى جوابگوى آن که جوابگوئى ندارد، اى مهربان بى مهربانان، اى رفيق بى رفيقان، اى فريادرس بى فريادرسان، اى راهنماى بى راهنمايان، اى انيس بى انيسان. اين اسماء مبارکه الهيه يکايک بر وسعت وارتفاع اين دژ محکم محبوب عالم دلالت مى کند واز مراقبت او نسبت به دوستدارانش پرده بر مى دارد وبى شک مظاهر تمام وکمال اسماء ومجلاهاى حقيقى آنها نيز حصنشان به همان وسعت است که از يار خود رنگ گرفته اند، يعنى وجود نورانى ائمه عليهم السلام نيز شفيق ورفيق ودليل ومغيث و... مى باشد. ولذاست که مى بينيم از القاب شريفه وجود مقدس امام زمان عليه السلام نيز کهف حصين وغياث مضطر مستکين است.
    امضاء



  8. Top | #67

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    کودکان در حصن حصين ولايت امام زمان


    بزرگترين ومهمترين عامل تربيت در کودکان که آنان را از خطرات زمان وشر فتنه هاى دوران حفظ مى کند، سپردن آنان است به اين دژ محکم الهى حصن حصين امام زمان عليه السلام که غالب مدعيان محبت حضرتش از اين مطلب به عنوان يک نکته مهم تربيتى غافل گشته اند وگاه در منتهاى تحير وسرگشتگى که به دنبال روشى مفيد وموثر در تربيت اند به اين نکته اساسى توجهى نمى کنند. نگارنده اين سطور از يکى از اساتيد بزرگوار خويش که خود پروانه سوخته شمع وجود حضرت ولى عصر عليه السلام است شنيده مى فرمود: آن هنگام که بيش از هشت بهار از عمر من نگذشته بود، روز جمعه اى پدرم مرا به حمام برد ولباسهاى پاکيزه بر تنم کرد وآن گاه مرا به حرم مطهر ثامن الحجج امام رضا عليه السلام که در آن زمان در زمره مجاورين حضرتش بوديم برد وگفت: امروز بر آنم که تو را به امام رضا عليه السلام بسپارم. با ادب واحترام وارد حرم شده، در پيش روى مبارکش ايستاده، مرا ميان خود وضريح مقدس قرار داد وخطاب به حضرتش عرضه داشت که: يا على بن موسى الرضا! اين طفل تا کنون فرزند ما بود، اکنون ديگر فرزند شما وخادم آستان شماست. من او را به شما مى سپارم، شما هم از او حفاظت فرمائيد. آن گاه خطاب به من کرده، گفت: فرزند! از اين لحظه به بعد پدر تو امام رضا عليه السلام است! هر چه مى خواهى از او بخواه، وحرفهايت را به او بزن. از در خانه او به جاى ديگرى نرو!... وزمينه اين سپردن وورود در اين حصن محکم، توقيع امام عصر عليه السلام به شيخ مفيد است که: انا غير مهملين لمراعاتکم، ولا ناسين لذکرکم، ولولا ذلک لنزل بکم اللاواء واصطلمکم الاعداء. فاتقوا الله جل جلاله وظاهرونا على انتياشکم.(5)
    همانا ما سهل انگارى در رعايت شما نداريم واز ياد شما غافل نيستيم وگر نه شدت وبالايا بر شما فرود مى آمد ودشمنان شما را از ريشه مى کندند. پس، از معصيت خداوند جل جلاله بپرهيزيد وبه ما کمک کنيد تا شما را نجات بخشيم. ملاحظه مى شود که توقيع شريف نکاتى را در بردارد:
    1 - سرپرستى ورسيدگى آن امام همام سلام الله عليه نسبت به رعاياى خود هميشگى است وهرگز امت وملت خود را از نظر دور نمى دارد.
    2 - جمله ولا ناسين لذکرکم اشعار دارد به اينکه آن حضرت ارواحنا فداه به ياد شيعيان ودوستان خويش است وآنان را فراموش نمى کند واين نکته، هم مى تواند به معناى دعاى دائم وهميشگى براى آنها باشد وهم به معناى زير نظر داشتن افعال وکردار آنان.
    3 - عدم اهمال ونسيان، لازمه اش اين است که آن حضرت سلام الله عليه در هنگام سختيها وگرفتاريهاى سخت که خطرات قطعى را موجب مى شود از دوستداران خود دستگيرى کند ودر درگاه خداوند مهربان از آنها شفاعت نمايد وگرفتاريها را دفع ورفع سازد.
    4- حساسيت بيشتر آن سرور در رعايت شيعيان در برابر دشمنانشان است که مى فرمايد: اصطلمکم الاعداء. يعنى اگر رعايت ما نبود اين همه دشمن که در طول زمانها داريد شما را از پاى در مى آوردند وريشه شما را مى کندند. پس، نظر لطف ماست که جلوگير حملات کوبنده وبنيان کن دشمنان است.
    5 - آن حضرت سلام الله عليه به تقوا وپرهيزکارى، امر فرموده که سلاح اولى واصلى پيران امام معصوم عليه السلام است که با آن به کمک آن بزرگوار از هلاکت ونابودى محفوظ مى مانند. وبدين وسيله آن حضرت، ارواحنا فداه، باران رحمت ومهر خويش را بر دوستدارانش مى بارد وآنان را در دژ محکم ولايتش محافظت مى فرمايد. تاريخ وتجربه نکته اى زيبا وگفتنى را بسيار تکرار کرده وآن اينکه همواره پروانگان شمع وجود پيشوايان وسوختگان کوى آنان، تا آنجا که به شرط وفا عمل کرده اند، از خطرات اخلاقى واعتقادى محفوظ مانده اند ودست پر قدرت ولايت امام هر زمان همچون پدر مهربان بر سر آنان سايه افکن بوده است. اسلاف ما نيز همواره استغاثه به درگاه خداوند داشته اند که: اعقاب ما را محب ودوستدار ائمه اهل البيت عليهم السلام قرار ده وحتى نسلهاى پس از ائمه آرزو مى کنند که در التزام رکاب نور آنان بوده باشند: فيا ليتنا کنا معکم فنفوز معکم...(6)

    اى کاش با شما بوديم ورستگارى عظيم به دست مى آورديم...
    امضاء



  9. Top | #68

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    خستگى ناپذيرى در راه محبوب


    از خواص ديگر محبت اين است که محب در راه محبوب خستگى نمى پذيرد. چرا که در اين ديار، کسالت وملال وبى حالى وضعف معنائى ندارد. محبت، حرارت درونى قلب وآتش پر شراره روح مى باشد وخود نيروئى است که زائيده نيروهاى فراوان ديگر انسان بوده هر چه توجه متمرکزتر ومحبوبها يکى تر شوند خستگى کمتر است وخستگى را از تن وجان مى زدايد، مانند آن غذائى که در بدن انسان با سوخت وسازهاى مخصوصى به انرژى تبديل مى شود وتمامى ارگانهاى کارخانه بدن را به حرکت وفعاليت وا مى دارد. در فعاليتهاى روحانى ومعنوى ونيز مادى وجسمانى، محبت بزرگترين نيروگاه توليد انرژى است واز آنجا که عوالم مختلف جهان شبيه يک ديگر وتطابق بر يک ديگرند بسيارى از قوانين عالم ماده نيز در عوالم ماوراى ماده سارى وجارى است. در جهان فرشتگان وکروبيان نيز حرکت وفعاليت به انگيزه عشق ومحبت ديده مى شود ودر بارگاه شکوهمندشان گروههاى مختلف، با مسئوليتهاى گوناگون، به اطاعت فرمان حق مى پردازند، که آيات آغازين سوره نازعات بدين مطلب اشاره مى کند: والنازعات عرفا، والناشطات نشطا، والسابحات سبحا، فالسابقات سبقا، فالمدبرات امرا. قسم به فرشتگانى که جانها را به سختى مى گيرند، قسم به آنان که با نشاط فعاليت مى کنند، وقسم به آنان که به سرعت فرمان خدا را انجام مى دهند، وقسم به آنان که در طريق اجراى فرم ان بر هم پيشى مى گيرند، وقسم به آنان که تدبير نظام جهان مى کنند. اين گروههاى مختلف، از آنجا که از سرچشمه حول وقوه بى پايان الهى سيراب مى گردند، هرگز خسته وملول نمى شوند وهمچنان به فعاليت خود اشتغال دارند.
    امضاء



  10. Top | #69

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    محبت وايمان خستگى را مى زدايد


    دلهاى مؤمنان که در مراحل بالاى ايمان بر آستان ملکوتى الله اتصال مى يابد، به تعبير روايات، عرش رحمان - که در تعبيرى ما سوى اله است - مى گردد واز نظر نيرو وقدرت، مظهر تمام وکمال (لا تأخذه سنه ولا نوم).(7)
    مى شود که هرگز پينکى وخواب آنان را فرا نمى گيرد وهمواره به فعاليت در راه وصال محبوب ادامه مى دهد، همچون قلب مقدس حضرت بقيه الله الاعظم روحى فداه که محل استقرار محبت ذات پاک الهى گشته ومحل طلوع وظهور ربوبيت خلق شده ومصداق (الرحمن على العرش استوى)(8) مى باشد که در نتيجه، آکنده از محبت ورحمت الهى شده است. واز اين روى، در تمامى لحظات عمر با برکتش با نشاطى سرشار در حال عبادت وبندگى است وهرگز خستگى وملال به خويش راه نمى دهد وپس از آن قلوب سوخته شيعيان هجران کشيده اش که به بيکران درياى قلب او پيوند دارد واز آن سرچشمه بى پايان الهى مشروب مى گردد ودر نتيجه امواج خروشان قلب سرشار از محبتش، در قلب آنان نيز طوفان به پا مى کند ونيروى فعاليت وحرکت ايجاد مى کند. به طورى که در وجود آنان نيز خستگى وکسالت را راهى نيست وبه جهت اتصال به درياى زلال ولايتش، در برخورد با آلودگيها وناپاکيها، طهارت وپاکى خود را حفظ مى کنند همان طور که باريکه هاى کوچک آب، در صورت اتصال به پهنه دريا، زلالى آن را به خود مى گيرند. اما عظيم ترين نهرها در صورت قطع ارتباط با سرچشمه خود، به گندابى عفن وآلوده مبدل مى شوند. مسلما چنين دلهائى در اثر شب زنده دارى وقيام، روزه دارى وصيام، ومناجات وراز ونياز با خداوند عالم نشاطى هر چه بيشتر مى يابند که در قاموس زندگيشان واژه خستگى معنائى پيدا نمى کند بلکه آنان عاشقان شيدا ودلباخته اى هستند که در مسير حرکت به سوى معشوق خود، هر لحظه شورى بيشتر در سر دارند وهر قدم که به منزلگه يار نزديکتر مى شوند، چهره شان بر افروخته تر وگلگون تر شده، سينه شان از حرارت عشق گداخته تر مى گردد. بندگان خالص پروردگار بى همتاى آفرينش، آنان که کريمه (يحبهم ويحبونه)(9) را مصداق اتم هستند، چنين ويژگى اى دارند وپس از ايشان نيز دوستان اينان ونيز دوستان دوستانشان به ترتيب الاقرب فالاقرب. دلهاى سوخته دربار ولايت امام عصر عليه السلام - که امروز مرکز دايره محبت ومحور قلبهاى عالميان است - آکنده از شور وشوق خدمت به آستان قدس اوست ولذا در اين راه آنى غفلت نمى ورزند وراحت وخواب، به خود راه نمى دهند که: نوم المحب على المحب حرام.
    يک چشم زدن غافل از آن شاه نباشى شايد نه نگاهى کند آگاه نباشى

    امضاء



  11. Top | #70

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خستگى ناپذيرى در آئينه گفتار معصومين


    در گفتار گهربار اسلاف بزرگوار آن مولاى غائب سلام الله عليه نيز بدين نکته اشاره شده است:
    1 - مفضل بن عمر نقل مى کند که از مولايم امام صادق عليه السلام شنيدم که فرمود: فيما ناجى الله عز وجل بن عمران عليه السلام ان قال له: يابن عمران، کذب من زعم انه يحبنى فاذا جنه الليل نام عنى. ا ليس کل محب يحب خلوه حبيبه؟! ها انا ذا يابن عمران مطلع على احبائى اذا جنهم الليل حولت ابصارهم من قلوبهم، ومثلت عقوبتى بين اعينهم، يخاطبونى عن المشاهده، ويکلمونى عن الحضور.(10)
    در ميان آنچه خداى عز وجل موسى بن عمران را ندا مى داد به او فرمود: اى فرزند عمران! دروغ مى گويد آن که گمان مى کند مرا دوست دارد اما شب به خواب مى رود واز من جدا مى شود. آيا چنين نيست که هر دوستى خلوت محبوب خويش را مى طلبد؟! اى پسر عمران! وقتى تاريکى شب آنان را فرا گيرد، چشم دلشان را به سوى خود بر مى گردانم وعقوبت خويش را در مقابل چشمانشان متمثل مى کنم، بدانسان که با من خطاب مى کنند گوئى که مرا مى بينند وبا من به سخن مى پردازند گوئى که خود را در حضور من مى يابند. آرى، اين گونه است که عاشق، احساس خواب وخستگى نمى کند ودر تمامى آنات زندگى خويش، با نيروى لا يزال محبوب لم يزل، به سوى وصال او گام بر مى دارد ودر اين راه به مشکل ترين وجانفرساترين کارها دست مى يازد واين کلام زيباى معروف را هماره نصب العين خويش قرار مى دهد که: افضل الاعمال احمزها. بهترين کارها سخت ترين آنهاست.
    2 - امام صادق عليه السلام نيز، در اين زمينه، خوش گفتارى از نبى اکرم صلى الله عليه وآله نقل مى فرمايند: افضل الناس من عشق العباده فعانقها واحبها بقلبه وباشرها بجسده وتفرغ لها فهو لا يبالى على ما اصبح من الدنيا على عشر ام على يسر.(11)
    با فضيلت ترين مردم کسى است که به عبادت عشق مى ورزد وبا آن هم آغوش مى گردد واز اعماق دل آن را دوست مى دارد وبا تمامى وجود براى آن به پا مى خيزد وخود را براى آن مهيا وآماده مى سازد. پس، چنين کسى باکى از آن ندارد که شب خويش را در آسايش ونعمت به صبح رساند يا در سختى ونعمت.
    3 - امام چهارم شيعيان، حضرت على بن الحسين عليه السلام، آن چنان در عبادت وبندگى خود را به سختى مى افکند که لقب سجاد وزين العباد گرفت. ايشان در فرازى از مناجاتهايش اين گونه با محبوب خويش راز ونياز مى کند واز او مى خواهد که: وتتولنى بما تتولى به اهل طاعتک والزلفى لديک... واتعب نفسه فى ذاتک واجهد فى مرضاتک.(12)
    ولايت وقيمومت مرا مانند اهل طاعت خود قرار ده، آنان که به مقام تو قرب يافته اند... ومرا در زمره آنان قرار ده که خود را براى تو به زحمت انداخته اند ودر راه تو کوشيده ورنج برده اند. رنج بردن در مسير عبادت وبندگى ونيايش وگريه در آستان معبود يکتاى جهان، موجب مى شود که سموم وناخالصيهاى روح وجان دفع شود واين خود نشانگر استقامت وتوان عاشق در راه رسيدن به رضاى معشوق است. ودر دعاى بيستم صحيفه اين چنين مناجات مى کند که: اللهم صل على محمد وآل محمد واجعل اوسع رزقک على اذا کبرت واقوى قوتک فى اذا نصبت ولا تبتلينى بالکسل عن عبادتک. خداوندا! بر محمد وآل محمد درود فرست، ووسيع ترين روزى خود را به من در هنگام پيرى عطا کن وآن هنگام که خستگى مرا فراگرفت بيشترين نيرويت را در من قرار ده ومرا به کسالت وتنبلى در عبادتت مبتلا مفرما. واين چنين نيرومندى به خاطر عشق وايمانى است که نسبت به محبوب پيدا مى شود.

    امضاء



صفحه 7 از 20 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi