صفحه 16 از 20 نخستنخست ... 6121314151617181920 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 191

موضوع: مهر محبوب

  1. Top | #151

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    انقلاب ماهيت در کلام امير المؤمنين


    قال امير المؤمنين عليه السلام: حب الله نار لا يمر على شيء الا احترق ونور الله لا يطلع على شيء الا اضاء وسحاب الله ما يظهر من تحته شيء الا غطاه وريح الله ما تهب فى شيء الا حرکته وماء الله يحيى به کل شيء وارض الله ينب منها کل شيء فن احب الله اعطاه کل شيء من المال والملک.(9)

    (قهرمان عشق ومحبت خداوندى) على عليه السلام مى فرمايند: محبت خدا آتشى است که بر چيزى نمى گذرد مگر اينکه آن مى سوزد، ونور خدا بر چيزى نمى تابد مگر اينکه آن را ضياء مى بخشد، واز زير ابر پر باران خدائى چيزى عبور نمى کند مگر اينکه آن را به برکت خود مى پوشاند، ونسيم الهى بر چيزى نمى وزد مگر آن را به حرکت در مى آورد وبا آب حيات خالق يکتا هر چيزى حيات مى يابد واز زمين آفريدگار هر چيزى مى رويد. پس، کسى که خدا را دوست بدارد خداوند به او همه چيز مى دهد از مال وملک. اگر چه اين حديث درباره حب خدا ومحبوب اول وبالذات است که احد وصمد است، اما درباره پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله وائمه هدى عليهم السلام، که وجود وجانشان به نار حب الله محترق شده وغير از حب او چيزى ندارند، نيز به نوبه خود صدق مى کند.
    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #152

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    درياى دل امام حب الله را در حد اعلا دارد


    وجود امام عليه السلام که داراى محبت بى ساحل خداست همه اين کمالات را که در حديث فوق ديديم داراست وبه خاطر گداختگى در حب الله آن چنان شده که مصداق اتم گفته خودشان است: امام رضا عليه السلام در وصف امام مى فرمايند: الامام البدر المنير، والسراج الزاهر، والنور الساطع، والنجم الهادى فى غياهب الدجى، واجواز البلدان والقفار ولجج البحار. الامام الماء العذب على الظما والدال على الهدى والمنجى من الردى. الامام النار على اليفاع، الحار لمن اصطلى به والدليل فى المهالک، من فارقه فهالک. الامام السحاب الماطر والغيث الهاطل والشمس المضيئه والسماء الظليله والارض البسيطه والعين الغزيره والغدير والروضه. الامام الانيس الرفيق والوالد الشفيق والاخ الشقيق. والامام البره بالولد الصغير ومفزع العباد فى الداهيه الناد. الامام امين الله فى خلقه وحجته على عباده وخليفته فى بلاده والداعى الى الله والذاب عن حرم الله. الامام المطهر من الذنوب والمبرا عن العيوب المخصوص بالعلم الموسوم بالحلم نظام الدين وعز المسلمين وغيظ المنافقين وبوار الکافرين. الامام واحد دهره، لا يدانيه احد ولا يعادله عالم ولا يوجد منه بدل ولا له مثل ولا نظير، مخصوص بالفضل کله من غير طلب منه له ولا اکتساب بل اختصاص من المفضل الوهاب.(10)

    امام ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان وستاره اى است راهنما در شدت تاريکيها ورهگذر شهرها وکويرها وگرداب درياها. امام آب گواراى هنگام تشنگى وراهبر به سوى هدايت ونجات بخش از هلاکت است. امام آتش روشن بر بلندى است، وسيله گرمى گرما طلبان ورهنما در هلاکت گاههاست، هر که از او جدا شود به هلاکت رسد. امام ابرى است بارنده، بارانى است شتابنده، خورشيدى است فروزنده، آسمانى است سايه دهنده، زمينى است گسترده، چشمه اى است جوشنده، وبرکه وگلستان است. امام همدم ورفيق، پدر مهربان، برادر برابر، مادر دلسوز به کودک، وپناه بندگان خدا در گرفتاريهاى سخت است. امام امين خدا در ميان خلقش وحجت او بر بندگانش وخليفه او در بلادش ودعوت کننده به سوى او ودفاع کننده از حرمتهاى اوست. امام از گناهان پاک واز عيبها برکنار است. مخصوص به علم وبه خويشتن دارى نشان داراست، موجب نظام دين وعزت مسلمانان وخشم منافقان وهلاک کافران است. امام يگانه زمان خويش است، کسى به همطرازى او نرسد، دانشمندى با او برابر نباشد، جايگزين ومانند ونظير ندارد، تمامى فضيلت را داراست بى آنکه خود او در طلبش رفته وبه دست آورده باشد بلکه امتيازى است که خدا به فضل وبخشش به او عنايت فرموده. پس، عاشق که انقلاب ماهيت يافته ونور شده است، هنگامى که قلب ودلش نارالله شد، نورالله شد، سحاب الله شد، ارض الله شد ومنبع نور وحرارت گرديد محيط خود را نيز گرمى وضياء مى بخشد. در ايام وليالى متبرکه که تابش نور حق بيشتر از مواقع ديگر است ولحظات وزش نسيمهاى رحيمى حق بر جهان است، دلها زلال تر مى گردد ودعاها بهتر به هدف اجابت مى خورد، چرا که در اثر انقلاب ماهيت در حرارت عشق وجود او مانند زجاج مى گردد که هادى نور مى شود (المصباح فى زجاجه الزجاجه کانها کوکب درى)(11) وهمين صفا موجب تجلى حق در آن مى گردد وسخن خدا از آن مى جوشد، وخود مى خروشد وديگران را نيز به جوش وخروش مى کشد. واز طرفى، چنين فردى که محب وعاشق است، از ديگر سو محبوب اولياء واصياء مى گردد وارتباط دو طرفه عشق ميان او واولياء خدا برقرار مى گردد. قال النبى صلى الله عليه وآله: اذا احب الله عبدا من امتى قذف فى قلوب اصفيائه وارواح ملائکته وسکان عرشه ومحبته ليحبوه فذلک المحب حقا. طوبى له ثم طوبى له ثم طوبى له، وله عند الله شفاعه يوم القيامه.(12)

    پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله فرمودند: هنگامى که خداوند بنده اى از امت مرا دوست بدارد در دل برگزيدگان وارواح فرشتگان وساکنان عرش خود محبت او را مى افکند که آنان او را دوست بدارند. پس خوشا به حال او، پس خوشا به حال او، پس خوشا به حال او. وبراى اوست در نزد خداوند مقام شفاعت در روز قيامت.

    امضاء



  4. Top | #153

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    زهير بن قين بجلى

    زهير در ميان قوم خود مردى بزرگوار بود. او شخصى عثمانى بود که در سال شصت هجرى با خانواده خود حج بجا آورد وبرگشت ودر راه با امام حسين عليه السلام برخورد نمود وبه شرافت علوى مشرف گشت. مردى فزارى روايت مى کند که در حين برگشت از مکه با زهير بوديم ومقارن کاروان امام حسين عليه السلام حرکت مى کرديم اما به شدت از برخورد با او پرهيز داشتيم. لذا هنگامى که امام حسين عليه السلام راه مى افتاد، کاروان زهير توقف مى نمود ووقتى او اقامت مى کرد، زهير راه مى افتاد. تا اينکه در منزلى به ناچار هر دو توقف کرده، در نزديکى خيمه او خيمه زديم. ناگهان در هنگامى که مشغول خوردن غذا بوديم فرستاده اى از جانب امام حسين عليه السلام آمده، سلام کرد وارد خيمه شد وگفت: ابو عبد الله الحسين بن على عليهما السلام مرا فرستاده تا تو را به نزد او ببرم. در اين هنگام همگى لقمه ها را انداخته چنان بهت زده شديم که قدرت حرکت از ما سلب شد وچيزى نگفتيم. در اين لحظه همسر زهير گفت: زهير! فرزند پيامبر صلى الله عليه وآله دنبال تو فرستاده وتو خواب نمى دهى؟! سبحان الله! برو وسخن او را بشنو واگر نخواستى برگرد! همسر زهير مى گويد: زهير به خدمت امام حسين عليه السلام رفت. لحظاتى نگذشت که با چهره شاداب وخندان برگشت وبلا فاصله دستور داد تا خيمه واثاث او را به نزديکى خيمه امام حسين عليه السلام برده، نصب کنند. سپس به من گفت: تو را طلاق دادم، به نزد خانواده خود برو! وبه يارانش گفت: هر کس از ميان شما مى دارد از من پيروى کند، دنبال من بيايد، والا ديگر هنگام جدائى ماست. وسپس گفت: اکنون داستانى براى شما مى گويم: در بلنجر جنگ کرديم وخداوند ما را فاتح نمود که غنائمى به دست آورديم. سلمان به ما گفت: آيا از اين پيروزى وغنائم مسرور شديد؟ گفتم بلى. سپس گفت: زمانى که جوان آل محمد صلى الله عليه وآله را دريافتيد بيشتر خوشحال باشيد که در رکاب او مقاتله کنيد. اکنون با همه شما خداحافظى مى کنم.(13)

    امضاء



  5. Top | #154

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    جون، مولى ابى ذر

    بعد از ابى ذر، جون از گروندگان به اهل البيت عليهم السلام بود. وى همچنين از اصحاب امام حسن عليه السلام وسپس امام حسين عليه السلام بود وهمراه آن حضرت در سفرش از مدينه به مکه وسپس به سوى عراق حضور داشت. سيد رضى الدين داوودى گفت: هنگامى که جنگ روى داد، در حالى که امام حسين عليه السلام ايستاده بود وى از آن حضرت اجازه جنگيدن خواست. پس، حضرت به وى فرمودند: يا جون، انت فى اذن منى.(14)

    پس، اگر به دنبال ما آمدى براى طلب عافيت، خود را به روش ما مبتلا مکن! در اين هنگام جون خود را بر روى پاى حضرت انداخت ودر حالى که پاهاى حضرت را مى بوسيد گفت: اى فرزند رسول خدا! من در روزهاى را حتى شما کاسه ليس شما بودم. اکنون شما را رها کنم؟! همانا بوى من تند وبد وحسب من پست وچهره من سياه است. پس، آيا دريغ مى فرمايى از من بهشت را تا بوى من خوش وجسمم عالى وچهره ام سفيد گردد؟ نه! به خدا قسم که از شما جدا نمى شوم تا اينکه خون سياه من با خون شما در آميزد. پس، امام عليه السلام هم به او اذن دادند. ومحمد بن ابى طالب گويد: پس از شهادتش امام حسين عليه السلام در کنار او ايستاده، فرمودند: خداوندا! چهره او را روشن وبوى او را خوش نما وبا نيکان محشورش گردان وشناسائى بين او وبين آل محمد (عليهم السلام) ايجاد فرما. علماى ما از حضرت باقر عليه السلام نقل کرده اند که ايشان از قول پدرشان حضرت زين العابدين عليه السلام نقل کرده اند که فرمودند: بنى اسد در هنگام دفن کشته ها در ميدان جنگ حاضر بودند، بعد از چند روز جون را يافتند که دفن کنند، مشاهده کردند که بوى مشک از او به مشام مى رسد.(15)

    مى بينيم که در اين قهرمان حماسه عاشورا در اثر جوشش عشق سيد وسالارشان، انقلاب ودگرگونى ناگهانى بوجود آمده که هر کدام ره چند صد ساله را در لحظه اى پيموده اند.

    امضاء



  6. Top | #155

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تمامى آثار محبت مربوط به انقلاب ماهيت است

    با نظرى اجمالى بر آثار عشق ومحبت به دست آورديم که تمامى آثار گرانبهاى اکسير عشق، از انقلاب ماهيت عاشق به وجود مى آيد، وگر نه با حفظ جمود وايستائى فرد، اين همه آثار وتابش اشعه نور محبت امکان پذير نيست ويا، به عبارت فنى وعلمى ديگر، امواج خرواشان در ساحل درياى محبت از امواج وتغييرات درونى وجوهرى عاشق پديد مى آيد که گفته اند: کل ما بالعرض لابد وان ينتهى الى ما بالذات. ونيز حکما در دليل اثبات حرکت جوهرى گفته اند: وجود جوهر وجودى است که محل وموضوع نمى خواهد وروى پاى خود مى ايستد ووجود عرض، وجودى است که موضوع مى خواهد، وبه تعبير ديگر، اعراض نمودهاى بود جوهر وسواحل ودامنه هاى آن محسوب مى شوند. وچون حرکت در برخى از مقولات مانند مقوله وضع، کم وکيف مورد قبول فلاسفه قائل به حرکت مى باشد واعراض دامنه ها ونمودهاى جواهرند، بنابر اين کمالات اعراض بايستى به جواهر منتهى شود. يعنى حرکت در مقولات عرضى منتهى به حرکت در جوهر وذات اشياء مى شود ودر نتيجه، خروش درونى اشياء است که به سواحل ودامنه هاى آنها نيز سرايت کرده، آنها را به حرکت در مى آورد وآنچه که براى ما محسوس است حرکت در اعراض مى باشد که به برهان عقلى ما را به حرکت جواهر وذوات راهنمايى مى کند. آثار وخواص ديگر محبت نيز نسبت به انقلاب ماهيت چنين حکمى دارد. وقتى آتش عشق درون وذات وطبيعت وحقيقت کسى را سوخت وروح او را فراگرفت، اين خروش وهيجان درونى در همه اطوار وشئون وحرکات وسکنات او اثر مى گذارد، ودر نتيجه، در راه محبوب خسته نمى شود وتسليم محبوب مى گردد، جز او به کسى توجهى ندارد ودر بيقرارى وانتظار بسر مى برد ودر آستانه او مى نشيند وهمچنين...

    امضاء



  7. Top | #156

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    انقلاب ماهيت در احاديث


    اکنون انقلاب ماهيت را در کلمات در ربار امامان وپيشگامان عشق ومحبت سلام الله عليهم اجمعين مى بينيم. مثلا زيارت قبر امام حسين عليه السلام که از آثار عشق ومحبت نسبت به اوست، چنين تغيير ودگرگونى ايجاد مى کند که شقى را به سعيد مبدل مى کند، حيات معنوى مى دهد، وطول عمر ايجاد مى کند، موجب غفران مى گردد، طلاى وجود انسان را خالص مى کند وآثار ديگر...

    1- عبد الله بن ميمون قداح گويد: به امام صادق عليه السلام عرض کردم: ما لمن اتى قبر الحسين بن على عليه السلام زائرا عارفا بحقه غير مستنکف ولا مستکبر؟ قال: يکتب له الف حجه مقبوله والف عمره مبروره، وان کان شقيا کتب سعيدا ولم يزل يخوض فى رحمه الله.(16)

    چه اجرى است براى کسى که قبر امام حسين عليه السلام را با معرفت زيارت کند وتکبر وخودپسندى نشان ندهد؟ فرمودند: براى او هزار حج مقبول وهزار عمره نيکو نوشته مى شود واگر شقى باشد در زمره سعدا نوشته مى شود وهمواره در رحمت خدا مستغرق مى گردد.

    2 - عن عبد الملک الخثعمى عن ابى عبد الله عليه السلام قال لى: يا عبد الملک لا تدع زياره الحسين بن على عليهما السلام ومر اصحابک بذلک يمد الله فى عمرک ويزيد الله فى رزقک ويحييک الله سعيدا ولا تموت الا شهيدا ويکتبک سعيدا.(17)

    عبدالملک گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: اى عبد الملک! زيارت حسين بن على عليه السلام را از دست نده وياران خود را نيز به آن توصيه کن که زيارت آن حضرت موجب ازدياد عمر وروزى است وخدا به وسيله آن تو را با خوشبختى محشور مى کند ونمى ميرى مگر به شهادت وخداوند تو را در زمره سعدا مى نويسد.

    3 - عن سليمان بن خالد عن ابى عبد الله عليه السلام قال: سمعته يقول: ان لله فى کل يوم وليله ماه الف لحظه الى الارض يغفر لمن يشاء منه ويعذب من يشاء منه ويغفر لزائرى قبر الحسين بن على عليهما السلام خاصه ولاهل بيتهم ولمن يشفع له يوم القيامه کائنا من کان. قلت: وان کان رجلا قد استوجب النار؟ قال: وان کان، ما لم يکن ناصبيا.(18)

    سليمان بن خالد گويد: شنيدم از امام صادق عليه السلام که مى فرمودند: خداوند در هر روز وشب صدهزار مرتبه بر زمين عنايت دارد که هر کس را بخواهد مى آمرزد وهر کس را بخواهد عذاب مى کند وزائران قبر امام حسين عليه السلام را مخصوصا مى بخشد ونيز خانواده هاى آنان وشفاعت شدگان او را در روز قيامت هر کس باشد مى آمرزد. راوى گويد: گفتم حتى اگر مستوجب آتش باشد؟ فرمودند: ولو مستوجب آتش باشد مادامى که ناصبى نباشد.

    4 - عن ابى جعفر عليه السلام فى قوله: ما جعل الله لرجل من قلبين فى جوفه فيحب بهذا ويبغض بهذا. فاما محبتنا فيخلص الحب لنا کما يخلص الذهب بالنار لا کدر فيه. من اراد ان يعلم حبنا فليمتحن قلبه. فان شارکه فى حبنا حب عدونا فليس منا ولسنا منه والله عدوهم وجبرئيل وميکائيل والله عدو الکافرين.(19)

    امام باقر عليه السلام در مورد آيه کريمه که مى فرمايد: خدا براى کسى در داخل سينه اش دو قلب قرار نداده است. مى فرمايند: تا با يکى دوست بدارد وبا ديگرى دشمنى کند. اما محبت ما باعث خالص شدن محبت مى شود، آن گونه که طلا با آتش خالص مى شود که ديگر کدورتى در آن نيست. پس، کسى که مى خواهد محبت ما را بداند بايد قلب خود را امتحان کند، اگر ديد که با محبت ما محبت دشمنان ما نيز وجود دارد، پس از ما نيست وما نيز از او نيستيم، وخداوند وجبرئيل وميکائيل دشمنان اويند وخداوند دشمن کافران است.

    پاورقى:‌

    (1) حديد 13.
    (2) زمر 22.
    (3) انشراح 3 - 1.
    (4) اربعين مجلسى 95.
    (5) حشر 21.
    (6) زمر 22.
    (7) آيا دين جز محبت است؟ (بحار 237:69 ح 5).
    (8) سيره ابن هشام 291:3 (چاپ حلبى)، به نقل تاريخ پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) 445.
    (9) بحار 23:70 ح 23.
    (10) کافى 201 ، 200:1.
    (11) چراغ در ميان شيشه است وشيشه چون ستاره درخشان (نور 35).
    (12) بحار 24:70 ذيل ح 23.
    (13) ابصار العين، 95. مقصود زهير از نقل داستان سلمان اين بود که بگويد اين واقعه پيشگويى شده واکنون من مسرور وخوشحالم.
    (14) اى جون! تو آزادى از جانب من.
    (15) ابصار العين 105.
    (16) نور العين:117 باب 142، کامل الزيارات (چاپ نجف) باب 57 ح 3.
    (17) نور العين:117، کامل الزيارات باب 61 ح 5.
    (18) نور العين:139 ح 1 باب 155، کامل الزيارات (چاپ نجف) باب 68 ح 4.
    (19) بحار 51: 27 ح 1.

    امضاء



  8. Top | #157

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    5- عن ابى سعيد الخدرى قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: من رزقه الله حب الائمه من اهل بيتى فقد اصاب خير الدنيا والاخره. فلا يشکن احد انه فى الجنه، فان فى حب اهل بيتى عشرين خصله، عشر منها فى الدنيا وعشر فى الاخره. اما فى الدنيا فالزهد والحرص على العمل والورع فى الدين والرغبه فى العباده والتوبه قبل الموت والنشاط فى قيام الليل والياس مما فى ايدى الناس والحفظ لامر الله ونهيه عز وجل والتاسعه بغض الدنيا والعاشره السخاء. واما فى الاخره فلا ينشر له ديوان ولا ينصب له ميزان ويعطى کتابه بيمينه ويکتب له براءه من النار ويبيض وجهه ويکسى من حلل الجنه ويشفع فى مائه من اهل بيته وينظر الله عز وجل جل اليه بالرحمه ويتوج من تيجان الجنه والعاشره يدخل الجنه بغير حساب فطوبى لمحبى اهل بيتى.(1)

    ابوسعيد خدرى مى گويد: پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند: آن کس که خداوند محبت ائمه اهل بيت مرا روزى او کند پس به خير دنيا وآخرت مى رسد وجاى ترديد نيست که در بهشت خواهد بود، زيرا در محبت اهل بيت من بيست خصلت هست که ده خصلت آن در دنيا وده خصلت در آخرت است. اما ده خصلت دنيا عبارت است از: زهد وحرص بر عمل وپارسائى در دين وميل به بندگى وتوبه پيش از مرگ وشادابى در نماز شب ومايوس بودن از آنچه در دست مردم است وحفاظت امر ونهى خداوند ونهم بغض دنيا ودهم سخاوت. واما ده خصلت آخرت اين است: نامه عملى براى او باز نمى شود وترازو نخواهد داشت، کتابش بدست راستش داده خواهد شد وبرائت از آتش برايش نوشته مى شود چهره اش سفيد واز زيورهاى بهشت پوشيده مى شود وصد نفر از خانواده خود را شفاعت مى کند وخداوند به او نظر رحمت مى کند واز تاجهاى بهشت بر سرش گذاشته مى شود ودهم اينکه وارد بهشت مى گردد بدون حساب. پس خوشا به حال دوستداران اهل بيت من. اين همه آثار گرانبهاى دوستى آن بزرگواران از دگرگونى وانقلاب ماهيت آن دوستداران سرچشمه مى گيرد واينکه دورنشان تغيير ماهيت داده وخصايل ده گانه دنيوى ونيز ده خصلت اخروى که به پاداش خصايل دنيوى است روزى آنها خواهد بود که از جمله اينکه در زمره اصحاب يمين خواهند بود ونامه اعمالشان که امام آنها را معرفى مى کند در سمت راستشان قرار دارد وخصايص ديگر که جز براى دلباختگان کوى اهل بيت عليهم السلام سزاوار نيست. ولذا مثلا اگر بخواهيم اثر تغيير دهى محبت را در همين حديث شريف بررسى کنيم در نظر بدوى واجمالى نکات زير به دست مى آيد:
    امضاء



  9. Top | #158

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    1 - نخستين اثر عشق به ائمه عليهم السلام - که خود نمونه خداشناسى وخداپرستى هستند - بى اعتنائى نسبت به دنيا ومطامع وزخارف آن است، چرا که با سوختن دل عاشق در آتش محبت آنان، يگپارچه دل به سوى آنها وبه فکر وذکر ويادشان است وديگر براى درياى زلال دل فرصتى براى توجه به دنيا وزرق وبرقهاى آن نمى گذارد وبه حکم (لکيلا تاسوا على ما فاتکم ولا تفرحوا بما آتاکم).(2)

    واينکه تمامى دارائى جهان را داراست، باز از دست دادن آنچه مربوط به دنياست وبا به دست آوردن آن، حالت روحى ومعنوى اش تفاوتى نمى کند ومادام که اين سرمايه پايان ناپذير را دارد از اين نعمت بزرگ روحى نيز برخوردار است.

    2 - اثر ديگر اين تغيير ودگرگونى ماهوى، حرص وعلاقه فراوان به کار در راه محبوب است که تفصيل آن را تحت عنوان خستگى ناپذيرى در راه محبوب بيان کرده ايم واين حرص، زاينده آن حرارت ونيروى درونى است که عاشق با توجه به محبوب خود وبراى رسيدن به او وجهت خشنودى وجلب توجهش آنى ولحظه اى از کار نمى ايستد ودر تمامى لحظات در پى فرصتى براى فعاليت است که مگر درجه اى از درجات ارتقاء به آستانه محبوب را طى کرده، به وصال بيشتر برسد وعملى که در متن آن قصد قربت نهفته است ظاهرى است از باطن خود عاشق که مملو از سوز وگداز محبوب است واين درون پرخروش، ظاهرى به عنوان حرص بر عمل دارد وآن بود، اين نمود را داراست.

    امضاء



  10. Top | #159

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3 - پارسائى در دين که رويه ديگر زهد است وتکامل آن به شمار مى رود خود نگهداى عاشق از هر چيزى است که معشوقش با آن سر ستيز دارد. احتراز از مکروهات محبوب ودورى از دشمنيهاى او امواجى از بيکران درياى دل دوستداران است. اينجاست که محبت محبوبانى چون على عليه السلام وديگر امامان راستين سلام الله عليهم اجمعين صفا وتقوا وباکى وپارسائى را نتيجه مى دهد، که عاشق، پاکى را از محبوب خود مى آموزد وارتباط باطنى ودرونى با او عاشق را از هر گژى حفاظت مى کند تا کم کم تمامى حرکات وافعال واعمالش به سان محبوب گردد ودر حوزه دين کگه ائين حب وبغض است ورع وپارسائى پيدا کند.

    4 - عبادت يعنى سر بر آستان محبوب سائيدن وتمامى کردارها را براى او واراده او قرار دادن. البته، محبت به اهل بيت عليهم السلام مورث چنين اثرى است که رغبت وميل شديد به بندگى است، زيرا ملاک حرارت درونى واينکه عشق تمامى وجود او را پر کرده وبر جان وسرش حکومت مى کند فعاليت وکوشش او براى جلب رضايت محبوبها ومحبوب محبوبهاست، يعنى در اثر عشق به اهل بيت عليهم السلام محب هر لحظه دنبال فرصت لقاى محبوب است که جز در سايه عبادت امکان پذير نيست. او لحظه شمارى مى کند تا چه زمان، فراق او تبديل به وصال گردد، که با او انس يابد، ذکر او را به ميان آورد، با او هم مجلس گردد، صداى او را بشنود، به فرمانش گوش سپارد وآن را لبيک گويد، که هم خود با خداى محبوبها انس گيرد وهم همرنگ وهمگان آنان گردد. واين انتظار وصال يکى از جلوه هاى خود را در نماز اول وقت نشان مى دهد که عاشق گويا قلبش براى روياروئى محبوب وانجام فرمان او مى تپد وبه محض شنيدن نداى جانان اذان لبيک عاشقانه گفته وبه نماز مى ايستد، ويا اينکه در عبادت روزه به استقبال رفته، چند روز جلوتر آمادگى وعلاقه ورغبت از خود براى اين وصال اعلام مى کند.

    امضاء



  11. Top | #160

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    5 - توبه قبل از مرگ که به معناى برگشت به سوى خدا وپشيمانى از تمامى نابکاريها وناسزاواريهاست اثر بارز ديگر عشق نسبت به ائمه عليهم السلام است، زيرا بنابر نون همرنگى وهمگانى با محبوبهاى پاک که همواره در حال سير وسلوک الى الله وبرگشت به سوى او هستند وبه حکم دوست داشتن محبوب آنان، عاشق صادق پيش از اينکه در لقاى قهرى يار قرار گيرد خود با رغبت وبه ميل باطنى، تمامى ما سوى الله را پشت سر مى اندازد وتنها به سوى الله که معبود وصف نانشدنى است رجوع مى کند ولقاى تام وتمام را در قفس تنگ وتاريک دنيا تمرين نموده، آمادگى کامل براى وصال او پيدا مى کند وکار خود را پيش از، از دست رفتن فرصتهاى طلائى تکميل کرده، خانه وصال را ساخته وتزئين مى نمايد.

    امضاء



صفحه 16 از 20 نخستنخست ... 6121314151617181920 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi